این هستی باطل چو شرر محض نمودست
یک چشم زدن ره ز عدم تا به وجودست
کیفیت طاعت مطلب از سر هشیار
مینای تهی بیخبر از ذوق سجودست
خامی است امید ثمر از نخل تمنا
بگذار که این هیزم تر مایه دودست
زخمی که نه ناسور بود رخنه مرگ است
داغی که ندارد نمکی چشم حسودست
از بید جز افتادگی و عجز مجویید
مجنون خدا را همه دم کار سجودست
افسردگی عشق ز افسردگی ماست
هنگامه مجمر خنک از خامی عودست
مردان خدا فارغ از اندیشه چرخند
رخسار زنان لایق این خال کبودست
صائب ثمر عشق من از آینه رویان
چون طوطی از آیینه همین گفت و شنودست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیثمری و گذرا بودن هستی اشاره میکند و میگوید که زندگی تنها یک لحظه از عدم به وجود است. او به بیفایده بودن انتظار ثمر از خواستهها و درخواستهای بیاساس اشاره میکند و تأکید میکند که دردها و زخمها واقعیاند، اما امید به آنها بیاساس است. شاعر به فطرت وقوع بیدارگر عشق میپردازد و نشان میدهد که مردان خدا از امور دنیوی بیخبر و غافلاند. در نهایت، او عشق خود را در بازتاب زیبایی و خورشید وجود دیگران جستجو میکند.
هوش مصنوعی: این دنیا و وجود ما مانند یک شعله سریع و زودگذر است. تنها در یک چشم به هم زدن، از عدم به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: کیفیت عبادت و بندگی برمیگردد به حالتی که فرد با آگاهی و هوشیاری کامل، و بدون هیچ گونه خودخواهی و به دور از عشق و لذت واقعی سجده کند.
هوش مصنوعی: امید به باروری از درخت آرزوها نادرست است؛ بهتر است این چوب تر را کنار بگذاریم چون فقط باعث دود و آسیب میشود.
هوش مصنوعی: زخم و جراحتی که خطرناک نیست، به معنای ورود مرگ به زندگی است. و درد و رنجی که هیچ تلخی و نیشی ندارد، ناشی از حسادت دیگران است.
هوش مصنوعی: از بید به جز افسردگی و ناتوانی انتظار نداشته باشید. زیرا مجنون در هر لحظه، در حال عبادت و سجود خداست.
هوش مصنوعی: محنتهای عشق ناشی از غم و اندوه ماست. زمانی که عود تازه روشن میشود، بوی خوشش به واسطه خامی خود هنوز به دلنشینی نمیرسد.
هوش مصنوعی: مردان حقیقی و روحانی از مشکلات و نگرانیها دل بریدهاند و در حال چرخش و شادی هستند. زیبایی و جذابیت چهره زنان، شایسته برخورداری از علامتهای خاصی است که نشاندهنده زیبایی و عشق آنهاست.
هوش مصنوعی: عشق من مانند طوطی است که از آینه میبیند و تنها در آینه بازتاب خود را میشنود و میگوید. این نشان میدهد که عشق من تنها بازتابی از زیبایی و جذابیت طرف مقابل است و ماجرای عشق، گفتوگوی بین ماست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خواجه، درین کوی چه عیشست و چه بودست؟
بخت تو بلندست و زیانها همه سودست
ای خواجه، تو مستی و ندانم که چه مستی؟
مستی و ندانم که کلاهت که ربودست؟
این چیست که خود را نشناسی بحقیقت؟
[...]
یارم چو نقاب از رخ چون ماه گشودست
از پرده هر ذره بمن مهر نمودست
یک ذات بنقش دو جهان دید هویدا
هرکس که دل از زنگ دویی پاک ز دودست
تا یار ز خلوتگه خود رفت بصحرا
[...]
این هستی باطل چو شرر محض نمودست
یک چشم زدن ره ز عدم تا به وجودست
چون بر سر راه عدم است آنچه وجود است
نابود جهان را همه انگار که بودست
برهم زدهآم خشک و تر هر دو جهان را
آتش به میان نیست عزیزان همه دودست
کس ره به سراپردة تقدیر ندارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.