ما صافدلان را چه غم از گرد و غبارست؟
زنگار بر آیینه ما جوش بهارست
یک ذره ز سرگشتگی آزار نداریم
بر کشتی ما حلقه گرداب حصارست
چشمی که فروغ از دل بیدار ندارد
شمعی است که شایسته بالین مزارست
چشم بد خورشید مرا بس که گزیده است
پیشانی صبحم به نظر سینه مارست
چون کام صدف قطره ربایی فن من نیست
چون موج، کمند طلبم بحر شکارست
بلبل شده مشغول به پرداز پر و بال
غافل که شکرخنده گل برق سوارست
در آب و عرق از چه نشسته است ز انجم؟
گر عشق نه بر توسن افلاک سوارست
بگسل ز جهان، ز اطلس افلاک گذر کن
سد ره سوزن، گره آخر تارست
در سینه پر ناوک صائب نفس گرم
برقی است که پنهان شده در بوته خارست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به انتقال احساسات و تصورات خود از زندگی و عشق میپردازد. او به بینیازی روحی صافدلانهی خود اشاره میکند و از سرگشتگی و مشکلات زندگی ابراز عدم نگرانی میکند. با توجه به زیبایی و حیات موجود در دل، او بر این باور است که چشمهای بینور و بیفروغ هیچ ارزشی ندارند. به عشق و تأثیر آن بر زندگی پرداخته و آن را هماوردی برای جستجو و تلاش میداند. در نهایت، شاعر با اشاره به مشکلات و دردهایی که در سینهاش وجود دارد، آنها را به یک انرژی درونی و نیروی پنهان تشبیه میکند.
هوش مصنوعی: ما کسانی که دلهای پاک و بیآلایش داریم، اصلاً نگران غبار و زشتیها نیستیم. زیرا آنچه بر آیینه دل ما نشسته است، نشانهای از سرسبزی و زیبایی بهار است.
هوش مصنوعی: ما هیچ دردی از بلاتکلیفی نداریم، زیرا کشتی ما در محاصرهی گرداب قرار دارد.
هوش مصنوعی: چشمی که از عشق و شعور خالی باشد، مانند شمعی است که فقط برای روشن کردن قبر مناسب است.
هوش مصنوعی: چشم زخم خورشید بر من آنقدر تاثیر گذاشته که پیشانی صبح را به چشم سینهٔ مار شبیه مییابم.
هوش مصنوعی: به عنوان یک صدف، نمیتوانم در جستجوی جواهرات و زیباییها به تنهایی عمل کنم. من مانند موجی هستم که در پی شکار دریا میگردد و برای یافتن مقصود خود نیاز به تلاش و استقامت دارم.
هوش مصنوعی: بلبل در حال خوشگذرانی و آرایش پر و بال خود است، غافل از اینکه گل با لبخند شیرین خود، جلب توجه زیبایانی را کرده است.
هوش مصنوعی: در آب و عرق چه چیزی نشسته که از ستارگان نشأت گرفته است؟ اگر عشق بر اسب آسمانی سوار نیست.
هوش مصنوعی: از وابستگیهای دنیوی رها شو، به آسمانها و افقهای بلند فکر کن. برای رسیدن به هدف نهاییات، موانع کوچک را پشت سر بگذار، چون پایان کار در انتظار توست.
هوش مصنوعی: در دل صائب، احساساتی عمیق و پرشور وجود دارد که مانند جرقهای از گرما و انرژی، در میان مشکلات و چالشها پنهان شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاخ شجر دهر غم و مشغله بار است
زیرا که بر این شاخ غم و مشغله بار است
آنک او چو من از مشغله و رنج حذر کرد
با شاخ جهان بیهده شورید نیارست
با شاخ تو ای دهر و به درگاه تو اندر
[...]
ای ترک ترا با دل احرار چه کارست
نه این دل ما غارت ترکان تتارست
از ما بستانی دل و ما را ندهی دل
با ما چه سبب هست ترا، یا چه شمارست
ما را به از این دار و دل ما به از این جوی
[...]
ساقی! بده آن باده که هنگام بهارست
صحن چمن از سنبل و گل چون رخ یارست
نرگس که بود بر کف او ساغر زرین
چون نرگس مخمور تو در عین خمارست
وقت گل اگر دست دهد یار گل اندام
[...]
ساقی خبرت نیست که ایام بهارست
این بیخبری مژده صد بوس و کنارست
در دست خرد چند توان دید عنان را
ساقی بده آن باده که بر عقل سوارست
آن باده که از پرتو آن پنبه و مینا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.