ظلم فریادی از ضعیفان است
ناله برق در نیستان است
تیغ بیدادگر دو سر دارد
از هدف بیش تیر نالان است
سفره خاک و خوان گردون را
سر پر شور من نمکدان است
قفس من سواد شهر بود
بال من پره بیابان است
ناله عجز پیش سنگدلان
بانگ اسلام و کافرستان است
جز در حق به هر دری که روی
مد انعام، چوب دربان است
نپذیرد ز هیچ کس احسان
هر که از بندگی گریزان است
رشته عمر مسند آرایان
به درازی مد احسان است
تلخی عیش در قناعت نیست
خاک بر مور شکرستان است
هر کجا بی تکلفی باشد
زندگانی و مرگ آسان است
زندگی صرف خوبرویان کن
به زر قلب یوسف ارزان است
از حیا حسن جاودان ماند
عرق شرم آب حیوان است
گل بی خار این چمن صائب
در گریبان غنچه خسبان است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی ظلم و بیعدالتی میپردازد و صدای ضعیفان را بهعنوان فریاد درد و رنج آنها به تصویر میکشد. او از تیغ بیدادگران و عواقب آن صحبت میکند و زندگی سختی را که در قفس شهرها تجربه میکند توصیف مینماید. در ادامه، شاعر به تأکید بر مفهوم بندگی و احسان میپردازد و میفرماید که هر کس که از بندگی فرار کند، هیچگونه خیر و برکتی نخواهد دید. در نهایت، او زندگی را در سادگی و قناعت میجوید و بر ضرورت حیا و زیبایی درون تأکید میکند، بهطوریکه زیباییهای طبیعی نیز در این زمینه حائز اهمیت هستند.
هوش مصنوعی: ظلم، صدای بلندی از افرادی است که قدرت کمتری دارند، مثل نالهای که از نیستان برمیخیزد.
هوش مصنوعی: تیغ ظلم و ستم دو لبه دارد و از هدفش به دور است، مانند تیرهای ناراحت که به هدف نمیرسند.
هوش مصنوعی: سفرهٔ روی زمین و سفرهٔ آسمان برای من، مثل نمکدانی است که با شور و هیجان پر شده است.
هوش مصنوعی: قفس من همان شهر است که دور و برم را محدود کرده، اما بال و پر من مختص آزادی و وسعت بیابان است.
هوش مصنوعی: تسلیم شدن و ناله کردن در برابر افرادی که بیرحم و سختدل هستند، صدای حق و واقعیت را به گوش نمیرساند و این وضعیت به گسترش کفر و نفاق دامن میزند.
هوش مصنوعی: به جز زمانی که در راه حق قدم برداریم، هر در دیگری که باز کنیم، تنها با مانع روبرو خواهیم شد.
هوش مصنوعی: هرکس از خدمت به دیگران فرار کند، هیچ احسان و نیکی را از کسی نمیپذیرد.
هوش مصنوعی: عمر افرادی که در جایگاههای مهم و مسند نشستهاند، به مانند تداوم نیکی و احسانی است که آنان به دیگران میکنند.
هوش مصنوعی: زندگی در قناعت و رضایت از آن، تلخی ندارد؛ مثل اینکه خاک بر سر موری در سرزمین شکرکنار میریزد، او هیچ غم و اندوهی ندارد.
هوش مصنوعی: هر جایی که زندگی ساده و بدون زحمت باشد، مرگ نیز راحت و آسان خواهد بود.
هوش مصنوعی: زندگی را با زیباییها و جذابیتهایش پر کن، زیرا ارزش قلب پاک و با محبت کم نیست و نمیتوان آن را با پول خرید.
هوش مصنوعی: به خاطر حیا و شرم، زیبایی و شکوه همیشگی حسن باقی مانده است و عرق شرم را میتوان به عنوان نماد حیات و زندگی پاک تصور کرد.
هوش مصنوعی: در این چمن، گلی وجود دارد که فاقد خار است؛ این گل در دامن غنچهای خوابیده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ملکش خاک روب میدان است
عیسی اش پاسبان ایوان است
تا به غربت فتاد خاقانی
یکدری خانهایش زندان است
نه درون ساختنش توفیق است
نه برون تاختنش امکان است
روی چون عنکبوت در دیوار
[...]
آن جسد را حیات ازین جان است
همه تختند و او سلیمان است
زان صراحی، که جام رضوان است
بادهای ده، که جرعهاش جان است
دعوی عشق کردن آسان است
لیک آن را دلیل و برهان است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.