عشق سلطان و عقل دهقان است
رزق دهقان ز عدل سلطان است
عشق چون آفتاب کنعانی
عقل ده گانه همچو اخوان است
کیست گردن ز حکم عشق کشد؟
عشق انگشتر سلیمان است
ظلمات سواد هستی را
مشرب عشق، آب حیوان است
عقل در بارگاه حضرت عشق
منفعل چون نخوانده مهمان است
عقل مرغی است در قفس محبوس
عشق سیمرغ قاف امکان است
عقل فرمان پذیر تکلیف است
عشق سیلاب کفر و ایمان است
آسمان سفره ای است پر نعمت
عشق آن سفره را نمکدان است
اقتدا تا به مولوی کرده است
شعر صائب تمام عرفان است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی رابطه عشق و عقل میپردازد و عشق را به عنوان نیرویی قدرتمند و حاکم معرفی میکند که از عقل پیشی میگیرد. عشق را با آفتاب کنعانی و انگشتر سلیمان مقایسه میکند و بیان میکند که عشق میتواند زندگی را پربار کند، در حالی که عقل محدود و محبوس در قفس است. همچنین عشق را به عنوان منبع حیات و نور معرفی میکند که در برابر عقل منفعل قرار دارد. در نهایت، شاعر با اشاره به مولوی، نشان میدهد که تمام اشعارش تحت تأثیر معانی عرفانی و عمیق عشق است.
هوش مصنوعی: عشق مانند سلطانی است که بر دل حاکمیت دارد و عقل همانند کشاورزی است که با کوشش و تلاش زندگی خود را میسازد. معیشت این کشاورز نیز وابسته به عدالت و انصاف آن سلطان است.
هوش مصنوعی: عشق همانند آفتاب است که روشنایی و زندگی را به ارمغان میآورد، در حالی که عقل مانند گروهی از برادران است که هر یک صاحب ویژگیها و نظرات خاص خود هستند.
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند از دستورات عشق سرپیچی کند؟ عشق همچون انگشتری از سلیمان است.
هوش مصنوعی: عشق، منبع حیات و روشنایی است که میتواند از تاریکیهای زندگی عبور کند و آنها را روشن کند. در واقع، عشق مانند آب حیاتبخش است که به وجود ما انرژی و زندگی میبخشد.
هوش مصنوعی: در حضور عشق، عقل مانند مهمانی است که به دعوت نرسیده و نمیتواند درک درستی از آنچه در حال وقوع است، داشته باشد.
هوش مصنوعی: عقل مانند پرندهای است که در قفسی زندانی شده، در حالی که عشق موجودی بزرگتر و آزادتر است که در دنیای بینهایت وجود دارد.
هوش مصنوعی: عقل مانند یک فرمانروا است که ملزم به رعایت وظایف است، اما عشق همواره در حال نوسان بین ایمان و کفر است.
هوش مصنوعی: آسمان مانند سفرهای بزرگ و پربرکت است که عشق، غذای اصلی آن را تشکیل میدهد و عشق همچون نمک، طعم و لذت بیشتری به این سفره میبخشد.
هوش مصنوعی: هرکسی که به مذهب و دیدگاههای مولوی ارادت دارد، میتواند بگوید که اشعار صائب، تجلی و نمایانگر تمامی مفاهیم عرفانی هستند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ملکش خاک روب میدان است
عیسی اش پاسبان ایوان است
تا به غربت فتاد خاقانی
یکدری خانهایش زندان است
نه درون ساختنش توفیق است
نه برون تاختنش امکان است
روی چون عنکبوت در دیوار
[...]
آن جسد را حیات ازین جان است
همه تختند و او سلیمان است
زان صراحی، که جام رضوان است
بادهای ده، که جرعهاش جان است
دعوی عشق کردن آسان است
لیک آن را دلیل و برهان است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.