ازین بساط کسی شادمانه برخیزد
که از سر دو جهان عارفانه برخیزد
مدار دست ز دامان آه نیمشبی
که دل ز جای به این تازیانه برخیزد
اثر ز عاشق صادق درین جهان مطلب
که گرد راست روان از نشانه برخیزد
مآل تفرقه جمعیت است آخر کار
دل دو نیم به محشر یگانه برخیزد
قدم برون منه از شارع میانه روی
که از کنار غم بیکرانه برخیزد
ز درد هر سر مو بر تنم زبانی شد
به قدر سوز ز آتش زبانه برخیزد
ز طرف دامن گل آستین فشان گذرد
غبار هرکه ازین آستانه برخیزد
ملاحت تو برآورد گرد از دلها
ز خاک شور محال است دانه برخیزد
اگر به گل گذری، با کمال بیدردی
ز سینه اش نفس عاشقانه برخیزد
ز شعله بال سمندر نمی کند پروا
به می چه پرده شرم از میانه برخیزد؟
نفس شمرده زن ای بلبل نواپرداز
که رنگ گل به نسیم بهانه برخیزد
چو لاله مرهم داغش ز خون بود صائب
سیاه بختی هرکس ز خانه برخیزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تبیین حال و هوای عارفانه و دلتنگیهای عاشقانه میپردازد. او بر این نکته تأکید میکند که تنها کسی میتواند از مشکلات و رنجهای دنیا رهایی یابد که به عشق و معرفت واقعی دست یابد. در خلال اشعار، اشاره میشود به دردها و زخمهایی که در دل عاشق وجود دارد و همچنین به زیباییهایی که از عشق ناشی میشوند. شاعر از تنهایی و غم بهعنوان بخشی از زندگی یاد میکند و میگوید هرکسی که از این عالم برآید، مانند گلی که از خاک ناامیدی جوانه میزند، باید امیدی در دل داشته باشد. در نهایت، ابراز میکند که عشق و شور زنده است و با توجه به زیباییهای اطراف، انسان میتواند بر رنجها فائق آید.
هوش مصنوعی: کسی میتواند با شادابی از این دنیا وداع کند که با شناخت و درک عمیق از زندگی و جهانینها را ترک کند.
هوش مصنوعی: دست از دامن شب بکش، وقتی دل از جا کنده شود و به تازیانهای از ناراحتی یا درد برخیزد.
هوش مصنوعی: عشق واقعی و راستین در این دنیا آثار و نشانههای خود را نشان میدهد، به طوری که کسانی که به حقیقت عشق نزدیک میشوند، میتوانند آن نشانهها را ببینند.
هوش مصنوعی: در نهایت، اختلاف و جدایی میان مردم به تفرقه منجر میشود و در روز قیامت، دلها از هم جدا خواهند شد، در حالی که باید بهصورت اتحاد و یکپارچگی در کنار هم قرار بگیرند.
هوش مصنوعی: از وسط راه بیرون نرو، زیرا از کنار غم بیپایان برمیخیزد.
هوش مصنوعی: از شدت درد، هر مویی که بر تنم است، به اندازه آتشی که از شعله برمیخیزد، حرف میزند.
هوش مصنوعی: از دامن گل که آستینش را به سوی ما میافشاند، غباری عبور میکند. هر کسی که از این درگاه بلند شود، تحت تأثیر آن غبار خواهد بود.
هوش مصنوعی: زیبایی تو باعث میشود که دلها از تیرگیها بیرون بیایند. بیرون آمدن دانه از خاکی که بیتفاوت است، غیرممکن به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: اگر به گل نزدیک شوی، بدون هیچ دردی از دل او بویی عاشقانه برمیخیزد.
هوش مصنوعی: پرندهای از شعلههای آتش نمیترسد، پس چرا باید شرم از نوشیدن می (شراب) داشته باشد و خود را از میان جمع کنار بکشد؟
هوش مصنوعی: ای بلبل نواپرداز، با احتیاط و آرامی آواز بخوان تا گلها بتوانند به نسیم پاسخ دهند و شکوفا شوند.
هوش مصنوعی: هر کس که از خانه خارج شود، در حالی که غم و درد در دل دارد، مانند لالهای است که زخمهایش با خونش درمان میشود. این وضعیت نشاندهنده بدبختی اوست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سحرگهی که ز خواب شبانه برخیزد
هزار فتنه ز دور زمانه برخیزد
اگر تو سرو گل اندام در کنار آیی
هزار ناله ی شوق از کرانه برخیزد
کجا کرانه کند یار مهربان از من
[...]
چو مست من ز خمار شبانه برخیزد
هزار فتنه و شور از زمانه برخیزد
چو تیر جور نهد بر کمان ز میدانش
هزار کشته برای نشانه برخیزد
نشان من به خیال میان او گم باد
[...]
خوش آنک مست شوی تا بهانه برخیزد
تو باشی و من و شرم از میانه برخیزد
مکن زخواب دو نرگس چو بوسه دزدم
وگر نه فتنه یی از هر کرانه برخیزد
نهال عشق نشاندم به دل چو دانستم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.