فیضی که سهیل به خاک یمن رسد
از دیدن عقیق لب او به من رسد
از عطسه غزال شود دشت لاله گون
گر بوی زلف او به دماغ ختن رسد
چشمی که دوخته است زلیخا به پیرهن
بویش کجا به ساکن بیت الحزن رسد
در بسته باغ را به ته بال خود درآر
قانع مشو به بوی گلی کز چمن رسد
شیرین نمی کنند دهانی که تلخ نیست
شکر کجا به طوطی شیرین سخن رسد
پروانه گرد شمع نمی گردداز حجاب
بیچاره عاشقی که به این انجمن رسد
این چاه دور را رسن از خود گسستن است
کی رشته امید به چاه ذقن رسد
در بزم او کسی به کسی جا نمی دهد
آنجا مگر سپند به فریاد من رسد
زنهار روی دست هنرهای خود مخور
کز جوی شیر به لب کوهکن رسد
صائب زبان خامه روشن بیان ماست
شمعی که پرتوش به هزار انجمن رسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و تأثیر او بر احساسات و محیط اطراف را توصیف میکند. او از تصویرهایی چون سهیل، غزال، و زلیخا استفاده میکند تا نشان دهد که عشق و زیبایی چقدر میتوانند زندگی را تحت تأثیر قرار دهند. شاعر به پریشان حالی عاشقانه اشاره میکند و میگوید حتی در عرش عشق هم ممکن است جایی برای دیگران نباشد. در پایان، او تأکید میکند که هنر و بیان او باید حقیقت عشق را به خوبی نشان دهد و از باور به زیباییهای ظاهری دوری کند.
هوش مصنوعی: زیبایی و نیکویی که ستاره سهیل به سرزمین یمن میبخشد، از تماشای لب عقیقمانند او به من نیز میرسد.
هوش مصنوعی: اگر عطسه یک غزال در دشت بیفتد، دشت به رنگ لاله درمیآید، چرا که اگر بوی زلف او به مشام ختن برسد، تأثیری شگرف خواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: چشمی که زلیخا به پیراهن یوسف دوخته، چگونه میتواند به مکانی آرام و ساکن برسد؟
هوش مصنوعی: در باغ را با بال خود باز کن و به تنها بوی گلی که از چمن میآید راضی نباش.
هوش مصنوعی: دهان شیرین و خوشزبان نمیتواند از دهان تلخ و ناگوار چیزی به زبان آورد. شکر و شیرینی کلام، تنها به کسی که طبعش شیرین است میرسد و به کسی که تلخی در کلامش دارد، نمیتواند منتقل شود.
هوش مصنوعی: پروانه به دور شمع نمیچرخد، زیرا پوشش و حجاب عشق، او را از رسیدن به این جمع بازمیدارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به این است که برای رهایی از وضعیت سخت و دشوار (چاه)، باید از وابستگیهای خود کم کرد و به طور واقعی به فکر حل مسئله بود. در واقع، امید و تلاش باید به سمتی باشد که بتواند به عمق مشکل (چاه ذقن) برسد و آن را حل کند.
هوش مصنوعی: در محفل او، کسی به دیگری حق نمیدهد که جایی داشته باشد، جز اینکه سپند به کمک من بیاید.
هوش مصنوعی: امیدوارم همیشه به تواناییها و مهارتهای خودتون تکیه نکنید، چرا که ممکن است این اعتماد به نفس باعث بیاحتیاطی شما شود و در نهایت به سرنوشتهایی نامناسب منجر شود.
هوش مصنوعی: زبان و نوشتهمان به گونهای روشن و دلنشین است که مانند شمعی میدرخشد و نور آن به هزار محفل و جمع میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دور از تو تا که دور شدستم ز تو مرا
هر روز صد هزار بلا بر بدن رسد
خالی نباشد از دل تنگی چو یاسمین
گرخنده مرا چو گل اندر چمن رسد
گر بخت بر بخندد و گردون وفا کند
[...]
رشکی به من گهی ز ادای سخن رسد
صد جایگه مقام کند، تا به من رسد
من بر در از تجلی آن نور ساختم
پروانه چون به عرصه آن انجمن رسد
در راه تو شمال و صبا در ترددند
[...]
عیسی دمی کجاست به درد سخن رسد
گردد تمام گوش وبه فریاد من رسد
از همعنانیم نفس برق وباد سوخت
مجنون کجا به بادیه گردی به من رسد
صد حلقه پیچ وتاب فزون می خورم ز زلف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.