سر بر فلک ز همت والا کشیده ام
تسبیح را ز دست ثریا کشیده ام
هرگز نشد که بر سر حرف آورم ترا
من کز دهان غنچه سخن وا کشیده ام
گرکوه بیستون طرف بحث من شده است
در خاک و خون به موی مدارا کشیده ام
نیسان چرا گهر نکند قطره مرا؟
کم محنتی ز تلخی دریا کشیده ام؟
از پا کشند بی ادبان خار را و من
از خار راه او ز ادب پا کشیده ام
از خاکمال حادثه ایمن نبوده ام
چون سایه رخت خویش به هر جا کشیده ام
بارست بر تجرد من تهمت لباس
داغم که پا به دامن صحرا کشیده ام!
صائب دچار نشتر الماس گشته است
بیش از گلیم خویش اگر پا کشیده ام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از همت بلند خود و تلاش برای بلندی و عظمت سخن میگوید. او به تسبیح و عبادت اشاره میکند و میگوید که هیچگاه به سر حرف محبوب خود نرفته است. با اشاره به دشواریهایی که در مسیر دارد، نشان میدهد که برای رسیدن به هدفش، همواره با محنت و تلخی مواجه بوده است. او به ادب و تواضع در برابر عشق میتازد و خود را با وجود چالشها و تهمتها ملزم به حفظ پاکی و تجرد میداند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که فراتر از شرایط دشوار، او پا به ورای حدود خود گذاشته است.
هوش مصنوعی: من با تلاش و ارادهای بلند، سر بر آسمان بلند کردهام و مانند تسبیح، زندگیام را از آستانهی ستارهها مدیریت کردهام.
هوش مصنوعی: هرگز نتوانستم حرفی را که میخواستم بزنم، زیرا سخن من مانند غنچهای است که تازه شکفته شده و نمیتواند به راحتی باز شود.
هوش مصنوعی: جایی که کوه بیستون به موضوع مورد بحث من تبدیل شده است، در میان مشکلات و سختیها با صبر و آرامش مقابله کردهام.
هوش مصنوعی: نیسان، چرا باران نمیافتد و من را سیراب نمیکند؟ من از تلخیهای زندگی دریاچهها، خیلی رنج کشیدهام.
هوش مصنوعی: بیادبان خار را از پا کنار میزنند، اما من به خاطر ادب، از خارهای مسیر او، پا کشیدهام.
هوش مصنوعی: من هرگز از پیشامدهای ناگوار در امان نبودهام، چرا که مانند سایهای که لباس خود را به هر سمتی میکشد، به هر جا که رفتهام، حوادث نیز دنبالم بودهاند.
هوش مصنوعی: بر من اتهام زدهاند که در لباسی داغ و پرحرارت به سر میبرم، در حالی که من تنها به دوری از دنیا و پرستش طبیعت پرداختهام!
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت به این موضوع اشاره میکند که به دلیل مشکلات و چالشهایی که در زندگیاش با آنها مواجه شده، خود را در شرایطی سخت و دشوار یافته است. او احساس میکند که به اندازه تواناییهایش از مشکلات فراتر رفته و در حقیقت بار سنگینی را بر دوش میکشد که فراتر از آن چیزی است که باید ببرَد. در واقع، او به نوعی به نقطهای رسیده که نمیتواند به راحتی از آن عبور کند و این موضوع او را دچار درد و رنج کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر آه حسرتی که به تنها کشیده ام
در بر بیاد آن قد رعنا کشیده ام
از رعشه خمار چو کف سبحه گیر نیست
بیهوده دست خویش ز صهبا کشیده ام
ارباب عقل محرم اهل جنون نیند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.