هر که را دیدیم در عالم گرفتار خودست
کار حق بر طاق نسیان مانده، در کار خودست
خضر آسوده است از تعمیر دیوار یتیم
هر کسی را روی در تعمیر دیوار خودست
کیست از دوش کسی باری تواند برگرفت؟
گر همه عیسی است در فکر خر و بار خودست
پرتو حسن ازل افتاده بر دیوار و در
دیو چون یوسف در اینجا محو دیدار خودست
گریه شمع از برای ماتم پروانه نیست
صبح نزدیک است، در فکر شب تار خودست
چون تواند خار حسرت از دل بلبل کشید؟
غنچه بی دست و پا درمانده خار خودست
خرجها دخل است چون باشد به جای خویشتن
هر که می آید به کار خلق، در کار خودست
چشم صائب چون صدف برابر گوهر بار نیست
زیر بار منت طبع گهربار خودست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی حال و اخلاق انسانها میپردازد و به این نکته اشاره میکند که هر فردی درگیر مسائل و مشکلات خود است و توجهی به دیگران ندارد. او به غفلتی که در کار حق و وظایف اجتماعی وجود دارد، اشاره میکند و نشان میدهد که بسیاری درگیر تعمیر دیوار خود هستند و در این راه منفعت خود را دنبال میکنند. در ادامه، شاعر با استعارههایی چون دیوار یتیم و گریه شمع، تنهایی و درد را به تصویر میکشد. نهایتاً، شاعر میگوید که هیچ کس نمیتواند از بار دیگری بکاهد و هر کس در زندگیاش به دنبال حل مشکلات خود است.
هوش مصنوعی: هر کسی را که در این دنیا میبینیم، در واقع درگیر خود و مشکلاتش است. کارهای الهی و حقایق به فراموشی سپرده شده و هر کس فقط به کارهای خود مشغول است.
هوش مصنوعی: خضر به کار نگهداری و مراقبت از یتیمان نیازی ندارد، زیرا هر فردی باید به فکر اصلاح و بهبود اوضاع خود باشد.
هوش مصنوعی: کیست که بتواند بار کسی را از دوش او بردارد؟ حتی اگر همه مثل عیسی باشند، هر کس خود در اندیشهی مشکلات و بارهای خود است.
هوش مصنوعی: نور زیبایی بینهایت بر دیوار و در دیو نشسته است، مانند یوسف که در اینجا غرق تماشای خود شده است.
هوش مصنوعی: شمع به خاطر غم پروانه نمیگرید، بلکه در دل خود نگران تاریکی شب است و میداند صبح نزدیک است.
هوش مصنوعی: چگونه میتواند بلبل از دل خود حسرت را بیرون براند؟ غنچه بدون قدرت و توان، همچنان درگیر خار خود است.
هوش مصنوعی: هزینهها و درآمدها بایستی با هم هماهنگ باشند. هر کس که به کمک دیگران میآید، در واقع در حال انجام کاری برای خود نیز هست.
هوش مصنوعی: چشم صائب مانند صدفی است که به اندازهای گرانبهاست که نمیتواند زیر بار منت و فشار دیگری باشد. او تنها میتواند به زیبایی خود افتخار کند و ارزشش را بشناسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
یوسف بازار ما هم خود خریدار خودست
خوش قیامت کرده غم هر کس گرفتار خودست
راز دل پوشیده کی ماند به منع گفتگو
لب اگر خاموش گردد رنگ در کار خودست
بر زمین ننهاد تا بر کف گرفت آیینه را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.