بر سر کوی دلارام، به جان میگردم
روز و شب در پی دل، گرد جهان میگردم
غم دوران جهان کرد مرا پیر و چه غم
بخت اگر یار شود باز جوان میگردم
دیدهام طلعت زیباش که آنی دارد
این چنین واله و مست از پی آن میگردم
تا نسیمی سر زلف تو بیابم چو صبا
شب همه شب من بیمار به جان میگردم
ناوک غمزه جادو به من انداز که من
پیش تیرت ز پی نام و نشان میگردم
تا مگر نوش لبی چون تو به من باز خورد
چون قدح گرد لب نوش لبان میگردم
تو چو گل در تتق غنچه و من چون بلبل
گرد خرگاه تو فریاد کنان میگردم
دامن از من مکش ای سرو که در پای تو من
میدهم بوسه و چون آب روان میگردم
تو مکان ساختهای در دل سلمان وانگه
من مسکین ز پیت کون و مکان میگردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دلباختگی خود به یاری و زیبایی معشوقهاش سخن میگوید. او به طور مداوم در جستجوی معشوق است و احساس میکند که زندگیاش تحت تأثیر غم و مشکلات زمانه، مرتباً تبدیل به پیری و ناکامی میشود. با وجود این، امید دارد که بخت به او روی بیاورد و او دوباره جوان شود. شاعر تمثیلهایی از بلبل و گل به کار میبرد تا به ابراز عشق و اشتیاق خود به معشوق بپردازد و نشان دهد که چگونه در پی زیبایی او، از کمرنگ شدن دلتنگیهایش میگذرد. در نهایت، او از عاطفه و وابستگیهای عمیق خود میگوید و زندگیاش را در سایه معشوق توصیف میکند.
هوش مصنوعی: در خیابان دلنواز، مدام به عشق تو میگردم و روز و شب در جستجوی دل، در دنیا سفر میکنم.
هوش مصنوعی: غم و اندوه زندگی من را پیر کرده است، اما اگر شانس با من یار شود، دوباره جوان و سرزنده خواهم شد.
هوش مصنوعی: چهره زیبا و دلربایی را دیدهام که همچنان در ذهنم نقش بسته و به خاطر آن، دیوانهوار در پیاش هستم.
هوش مصنوعی: من هر شب به خاطر تو و زیباییهای زلفت، در دل و جانم بیمار و نگران هستم و تا وقتی نسیمی از زلفت بوزد، نمیتوانم آرامش پیدا کنم.
هوش مصنوعی: به من نگاهی بینداز و با چشمان افسونگر خودم را مجذوب کن، چرا که من دنبال محبت و توجه تو هستم و برای رسیدن به آن هر کاری میکنم.
هوش مصنوعی: شاید روزی لبهای شیرینی چون تو به من برسد، آنگاه من نیز همانند جامی که دور لبهای خوشمزه میچرخد، به دور آن لبها میچرخم.
هوش مصنوعی: تو مانند گلی درون غنچه هستی و من همچون بلبل، دور باغچهات پرندهوار میچرخم و به تو میحرفم و نغمه میزنم.
هوش مصنوعی: ای درخت زیبا، دامن خود را از من نکش، زیرا من در پای تو بوسه میزنم و مانند آب روان به اطراف میریزم.
هوش مصنوعی: تو در دل سلمان مکانی برای خود ساختهای، اما من، بیچاره، در جستجوی تو به دنبال مکان و پناهگاه میگردم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در پی وصل تو ای دوست به جان میگردم
روز و شب بیسر و پا گرد جهان میگردم
تا ز کاشانه وصل تو نشانی یابم
بر سر کوی تو بینام و نشان میگردم
بر هواداری خورشید رخت ذره صفت
[...]
مدّتی تا ز غمت گرد جهان میگردم
عاشقم گرد درِ لالهرخان میگردم
به خیال شب وصل تو نگارا تا روز
بر سر کوی غمت نعره زنان میگردم
دلبرا در چمن حسن تو همچون سوسن
[...]
عاشق و مستم و در کوی مغان می گردم
جام می دارم و در دور روان می گردم
درد دل دارم و درمان خوشی می جویم
درد می نوشم و رندانه به جان می گردم
در خرابات چو کام دل خود می یابم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.