عاشق و مستم و در کوی مغان می گردم
جام می دارم و در دور روان می گردم
درد دل دارم و درمان خوشی می جویم
درد می نوشم و رندانه به جان می گردم
در خرابات چو کام دل خود می یابم
روز و شب گرد خرابات از آن می گردم
ساقیم هر نفسی جام دگر می بخشد
من سرمست از این است چنان می گردم
هر کجا آینه ای در نظرم می آید
روی او می نگرم زان نگران می گردم
آفتاب رخ او ملک جهان را بگرفت
من چو سایه ز پیش گرد جهان می گردم
نعمت الله در میکده بگشاد دگر
زین گشاد است که من بسته میان می گردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و هوای عاشقانه و سرمستی خود صحبت میکند. او در کوی مغان با جام می در دست به جستوجوی خوشی و درمان درد دلش میپردازد. در خرابات، با هر جرعهای که مینوشد، سرمستتر میشود و در نظاره چهره معشوق غرق میگردد. در این مسیر، او خود را مانند سایهای میداند که همیشه در پی زیبایی و نور روی معشوق است. در انتها، شاعر به میکده اشاره میکند و میگوید که همواره در جستجوی آن نعمت و خوشحالی است.
هوش مصنوعی: عاشق و سرمست هستم و در محله ای که به میخانهها معروف است، میگردم. در دستم جامی دارم و به دور خودم میچرخم.
هوش مصنوعی: من اندوهی در دل دارم و به دنبال خوشی و درمان آن هستم، در حالی که غم را به جان مینوشم و به طور زیرکانه در حال گشت و گذار هستم.
هوش مصنوعی: در میخانه به راحتی و شادی دل خود را مییابم، بنابراین شب و روز در اطراف میخانه میچرخم.
هوش مصنوعی: هر نفسی که میگذرد، ساقی برایم جامی نو میریزد و من از این حالت سرمست شدهام، به گونهای که در این حال میچرخم و میگردم.
هوش مصنوعی: هر جا که آینهای ببینم، به چهرهی آن نگاه میکنم و به همین دلیل دلم پر از نگرانی میشود.
هوش مصنوعی: روی زیبا و درخشان او مانند آفتاب، سلطنت و جلال دنیا را تحت تأثیر قرار داد. من مانند سایه، از جلوی او دور میشوم و به دور و بر دنیا سفر میکنم.
هوش مصنوعی: خداوند نعمتهای خود را در میکده به روی من گشود و دیگر از این گشایش، من در بین شراب و خوشیها در حرکت هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر سر کوی دلارام، به جان میگردم
روز و شب در پی دل، گرد جهان میگردم
غم دوران جهان کرد مرا پیر و چه غم
بخت اگر یار شود باز جوان میگردم
دیدهام طلعت زیباش که آنی دارد
[...]
در پی وصل تو ای دوست به جان میگردم
روز و شب بیسر و پا گرد جهان میگردم
تا ز کاشانه وصل تو نشانی یابم
بر سر کوی تو بینام و نشان میگردم
بر هواداری خورشید رخت ذره صفت
[...]
مدّتی تا ز غمت گرد جهان میگردم
عاشقم گرد درِ لالهرخان میگردم
به خیال شب وصل تو نگارا تا روز
بر سر کوی غمت نعره زنان میگردم
دلبرا در چمن حسن تو همچون سوسن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.