هرکه از خود خبری دارد، از او بیخبر است
عشق جایی نبرد، پی که ز هستی اثر است
مرد هشیار منم، کم خبر از عالم نیست
وین کسی داند، کز عالم ما با خبر است
بر سر کوی محبت، نتوان پای نهاد
که در آن کوی، هر آنجا که نهی پای، سر است
جان در این منزل خونخوار، ندارد خطری
هر که او را غم جان است، به جان در خطر است
جان من، همنفس باد سحر خواهد بود
تا ز بویت نفسی در تن باد سحر است
مردمِ چشمِ من ار با تو نظر باخت، چه شد؟
عشقبازی، صفت مردم صاحبنظر است
خاک بادا سر من، گر سر افسر، دارم
تا به خاک کف پای تو سرم، تاجور است
آخر آن خار که بر رهگذرت نپْسندم
بر دل من چه پسندی، که تو را رهگذرست؟
زاهدان! باز به قلاشی و رندی مکنید
عیب سلمان، که خود او را به جهان، این هنر است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی و تحلیل عشق و معرفت میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که کسانی که خود را میشناسند، در واقع از عشق و هستی دور شدهاند. عشق و محبت مکانی است که هر قدم در آن با خطر همراه است و تنها کسانی که به آن پای مینهند، به عواقبش واقف هستند. شاعر از عاشقانی سخن میگوید که در عشق زندهاند و جان خود را در این مسیر به خطر میاندازند. او همچنین به نقش زاهدان و اندیشمندان اشاره میکند و بر این باور است که عیب خود را در دنیای عشق میبیند. در نهایت، عشق را برتر از هر لذت دنیوی میداند.
هوش مصنوعی: هر کسی که از خودش آگاهی دارد، در واقع از عشق بیخبر است. عشق در جایی نمیتواند پدید آید که هنوز آثار وجود انسان باقی مانده باشد.
هوش مصنوعی: من فرد هشیار و آگاه هستم و اطلاعات زیادی از دنیای اطراف دارم، اما تنها کسی که از دنیای ما خبر دارد، خودش میداند.
هوش مصنوعی: در خیابان محبت، نمیتوان به راحتی قدم گذاشت، زیرا در اینجا هر جایی که پا بگذاری، سر و سامان باید باشد.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که در این مکان خطرناک، هیچ کس دچار نگرانی نمیشود مگر کسی که به حال خود غمگین است. یعنی اگر کسی به مشکلات و خطرات موجود اهمیت ندهد و نگران نباشد، به خودی خود در معرض خطر نیست.
هوش مصنوعی: عزیزم، تا زمانی که بوی تو در هوای صبح وجود دارد، روح و جان من با نسیم صبح همراه خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر مردم چشم من به تو توجهی نکنند، چه تفاوتی میکند؟ عشق و محبت امری است که فقط به افراد با دیدگاه و درک عمیق مربوط میشود.
هوش مصنوعی: اگر سرم برای افسران باشد، خاک بر سرم باد، چون من تا زمانی که سرم در کنار خاک پایت باشد، در این حالت، سربلند خواهم بود.
هوش مصنوعی: آن چیزی که برای تو خوشایند نیست و در مسیرت میبینی، چگونه میتواند برای من عزیز و پسندیده باشد، در حالی که تو تنها یک رهگذر هستی؟
هوش مصنوعی: ای زاهدان! دیگر دست از گناه و ریا بردارید و به نکوهش سلمان نپردازید، چرا که خود او با هنرش در دنیا شناخته شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خردمند نگه کن که جهان برگذر است
چشم بیناست همانا اگرت گوش کر است
نه همی بینی کاین چرخِ کبود از برِ ما
بسی از مرغ، سبکپَرتر و پرّندهتر است؟
چون نبینی که یکی زاغ و یکی باز سپید
[...]
پیش من یکره شعر تو یکی دوست بخواند
زانزمان باز هنوز این دل من پر هسر است
در خانی ز پس اوست و بآنحلقه در است
نتوان گفت کز آنهاست کز آنها بتر است
سرخ مرد است ولی چاره چه دانم چو غر است
سرخ عر نبود در زیر برنگ دگر است
فلسفه داند و از فلسفه دانان خر است
[...]
بر گذر ای دل غافل که جهان برگذر است
که همه کار جهان رنج دل و دردسر است
تا تو در ششدرهٔ نفس فرومانده شدی
مهره کردار دل تنگ تو زیر و زبر است
عمر بگذشت و به یک ساعته امید نماند
[...]
هر کسی را نتوان گفت که صاحبنظر است
عشقبازی دگر و نفسپرستی دگر است
نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید
یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است
هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.