ترکم، عرب مثال، چنگ بر عذار بست
مردانه، روی بست و دل عاشقان، شکست
ای صبر، چون رکاب زمانی بدار پای
کان شهسوار ترک، عنان میبرد ز دست
آنکس که گشت کشته، ز سودای چشم تو
خیزد صباح روز قیامت، ز خاک مست
هر کس که در کشاکش عشق توام بدید
از صحبت کمان قد من چو تیر جست
رحمت بر آب دیده که چند آنچه راندمش
دستم ز آستین و ز دامن، نمیگسست
با آنک در میان تو دل بست عالمی
کس زان میان به غیر کمر، طرف بر نبست
دارم سری و از تو مرا، سر دریغ نیست
پیش تو مینهم، من درویش هر چه هست
ما بیخودیم و مدعیانند بیخبر
زان می که داده است به ما ساقی الست
در طیرهام ز طره که گستاخ در رخت
بنشست و راستی، به همه روی کج نشست
صوفی، رفیق زمره اصحاب رهروست
سلمان، ندیم مجلس رندان میپرست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دلدادگی خود به معشوقی خاص سخن میگوید که زیباییاش دل عاشقان را میشکند و او را در ورطه عشق میکشاند. او صبر را به پای آن شهسوار ترک تشبیه میکند که دلها را در دست دارد و بر میدارد. شاعر در وصف احساسات عمیق و کشش درونیاش به معشوق، به تأثیر عشق بر زندگیاش اشاره میکند و نشان میدهد که هر کس پای این عشق بنشیند، از آن بیخبراست. در نهایت، او خود را در لذت عشق یاجور میکند و به میگساری و همنشینی با رندان میپردازد، در حالیکه به صوفی و اصحاب این راه هم سیر میکند.
هوش مصنوعی: عاشقانهای از کسی به تصویر کشیده شده که از محبوب خود جدا شده و چهرهاش را به طور جدی میپوشاند. این جدایی باعث شکستن دل عاشقان دیگر میشود.
هوش مصنوعی: ای صبر، مانند رکاب اسبی در انتظار باش، زیرا آن ترک نازنین، اینک افسار را از دست گرفته و میرانَد.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر عشق و زیبایی تو جان باخت، در روز قیامت از خاک به حیات برمیخیزد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلدادگی من به تو را مشاهده کند، همچون تیر از کمان قامت من به سرعت میجهد.
هوش مصنوعی: به چشمانم که اشک میریزد رحمت میفرستم؛ چرا که با وجود تمام زحماتی که کشیدم، نتوانستم آنچه را که از دل و جان میخواستم، از دست خود جدا کنم.
هوش مصنوعی: با وجودی که همه عالم به تو دل بستهاند، هیچ کس جز تو به چیزی غیر از خودت توجه نمیکند.
هوش مصنوعی: من چیزی از خود ندارم و هرچه دارم را بیباکانه برای تو میگذارم، حتی اگر برای من سخت باشد.
هوش مصنوعی: ما بیخبر از حالت خود هستیم و کسانی که خود را آگاه میدانند، از اصل واقعیت دورند؛ زیرا نوشیدنیای که ساقی عالم هستی به ما داده، ما را به این حال درآورده است.
هوش مصنوعی: در موهایم از زیبایی که در چهرهات نشسته و با ناز و غرور به من نگاه میکند، همه چیز به شیوهای نادرست و کج به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: صوفی به همراه گروهی از افرادی است که در مسیر حقیقت و سیر و سلوک هستند. سلمان، دلنواز جمعی است که به میگساری و لذتهای زندگی مشغولند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای از ستیهش تو همه مردمان به مست
دعویت صعب منکر و معنیت سخت سست
ایام وَرد و موسم عید پیمبرست
گیتی ز بوی هر دو سراسر معطرست
گلزارها به آمدن آن مزین است
محرابها به آمدن این منوّر ست
آن مونس و حریف می و نَقل مجلس است
[...]
ای آن که هر چه بایدت از بخت نیک هست
هرگز مباد در جاه تو شکست
تا از قضا پدید شد آثار هست و نیست
پیدا نشد ذات تو از نیست هیچ هست
معلوم شد مگر که تو از نسل آدمی
[...]
کور و کر و دراز و سطبر است و سرنگون
سرگرد و بن قوی و سیه پوش و احمر است
طناز و پر هراس و چو پستانست در لباس
کناس و دیر آس و میانش رگ آور است
نامش قضیب و خوره و کالم بدان و ایر
[...]
هربنده ای که ایزد بی یار یار اوست
بی شک و شبهه در دو جهان کار کار اوست
آن بی نیاز بنده نواز لطیفه ساز
کز هر سوئی که در نگری کار و بار اوست
ازچرخ بی قرار و زمین قرار گیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.