بس که من دل را به دام عشق خوبان بستهام
وز نشاط عشق خوبان توبهها بشکستهام
خسته او را که او از غمزه تیر انداختهست
من دل و جان را به تیر غمزهٔ او خستهام
هر کجا شوریدهای را دیدهام چون خویشتن
دوستی را دامن اندر دامن او بستهام
دوستانم بر سر کارند در بازار عشق
من چو معزولان چرا در گوشهای بنشستهام
چون به ظاهر بنگری در کار من گویی مگر
با سلامت هم نشینم وز ملامت رستهام
این سلامت را که من دارم ملامت در قفاست
تا نه پنداری که از دام ملامت جستهام
تو بدان منگر که من عقد نشاط خویش را
از جفای دوستان از دیدگان بگسستهام
باش تا بر گردن ایام بندد بخت من
عقدهای نو که از در سخن پیوستهام


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عواطف عمیق و درگیریهای عاشقانه خود سخن میگوید. او به دام عشق خوبان گرفتار شده و از این عشق توبه کرده، اما باز هم دل به آن میسپارد. همزمان، حالتی از خستگی و ناکامی را نشان میدهد، درحالیکه دیگر دوستانش در بازار عشق مشغول هستند و او خود را جدا از آنها میبیند. شاعر به این نکته اشاره میکند که ظاهراً زندگیاش به دور از مشکل و ملامت به نظر میرسد، ولی در باطن با درد و غم ناشی از بیوفایی دوستان، درگیری دارد. در انتها، او امیدوار است که بختش روزی خوشیهای جدیدی برایش به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: من چنان دل را به عشق زیباییها وابسته کردهام و به خاطر شوق و شادی این عشق، بارها از کارهای گذشتهام برگرداندهام.
هوش مصنوعی: او که با چشمانش به من تیر میزند، خسته است، اما من دل و جانم را به تیرهای خنک و دلفریب او سپردهام و از درد عشقش رنج میبرم.
هوش مصنوعی: هر جا که فردی را مست و شیدا دیدهام، مانند خودم، دوستی را در آغوش او یافتم و با او همدم شدم.
هوش مصنوعی: دوستانم مشغول کار و فعالیت در دنیای عشق هستند، اما من مانند کسانی که کنار گذاشته شدهاند، در گوشهای نشستهام و بیعملم.
هوش مصنوعی: اگر به ظواهر کارهایم نگاه کنی، فکر میکنی در آرامش و راحتی زندگی میکنم و از نقد و سرزنشها به دور هستم.
هوش مصنوعی: این سلامتیای که من دارم، در واقع، تشویش و سرزنش دیگران را در خود دارد. نمیخواهم اینطور فکر کنی که از مشکلات و سرزنشها رها شدهام.
هوش مصنوعی: تو نباید به حال من نگاه کنی، زیرا من به خاطر بیمهری دوستان، شادیام را از چشمانم پنهان کردهام.
هوش مصنوعی: منتظر باش تا سرنوشت من در این روزها و زمانه، پیوندهای تازهای را به من برساند، زیرا من همواره در حال گفتوگو و ارتباط هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بسکه من دل را بهدام عشق خوبان بستهام
از نشاط روی ایشان توبهها بشکستهام
جستهام او را که او را دیده تیر انداخته است
تا دل و جان را به تیر غمزهٔ او خستهام
هرکجا سوزندهای را دیدهام چون خویشتن
[...]
شاها از میان جان و دل بیگاه و گاه
من دعایت با دعای قدسیان پیوستهام
با وجود ابر احسانت که بر من فایض است
راستی از منت دور فلک وارستهام
ای خداوندی که رنگ و بوی بزمت چون بدید
[...]
گر چه از دریا به ظاهر چون گهر بگسستهام
از ره پنهان به آن روشنروان پیوستهام
در سرانجام جهان از بیدماغیهای من
میتوان دانست دل بر جای دیگر بستهام
چون شود مانع مرا از سیر زنجیر جنون
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.