بردیم باز از مسلمانی زهی کافر بچه
کردیم بندی و زندانی زهی کافر بچه
در میان کم زنان اندر صف ارباب عشق
هر زمان باز بنشانی زهی کافر بچه
کشتن و خون ریختن در کافری
نیست هرگز بی پشیمانی زهی کافر بچه
نیست بر درگاه سلطان هیچکس را دین درست
تا تو بر درگاه سلطانی زهی کافر بچه
یوسف مصری تویی کز عشق تو گرد جهان
هست صد یعقوب کنعانی زهی کافر بچه
در مسلمانی مگر از کافری باز آمدی
تا براندازی مسلمانی زهی کافر بچه
با رخ چون چشمهٔ خورشید و زلف چون صلیب
تازه کردی کیش نصرانی زهی کافر بچه
هر زمانی با سنایی در خرابات ای پسر
صد لباسات عجب دانی زهی کافر بچه


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش معشوقی میپردازد که او را به عنوان «کافر بچه» توصیف میکند و در عین حال، او را از مسلمانی جدا میداند. معشوق به گونهای است که در میان عاشقان و ارادتمندان، به صف اول مینشیند و خصلتهای او باعث پشیمانی و اندوه دیگران میشود. شاعر همچنین بر این باور است که هیچکس نمیتواند در درگاه کسی که سلطانی است، دین درست داشته باشد و کفر او را به عنوان یک نعمت میبیند. در نهایت، شاعر با تأکید بر زیباییهای معشوق، از دلبستگی خود به او و گیرا بودن عشق در دنیای پرغوغای آن زمان سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ما از اسلام و ایمان فاصله گرفتیم و مانند کافرانی عمل کردیم که خود را در بند و زنجیر قرار دادهاند.
هوش مصنوعی: در میان زنان کمنظیر، همواره در صف عاشقان نشستهای که به تو میگویند، ای کافر کوچک.
هوش مصنوعی: کشتن و ریختن خون کسی که کافر است، هرگز بدون احساس پشیمانی نیست. چه زشت است که چنین کاری انجام شود.
هوش مصنوعی: هیچکس در درگاه پادشاه دین و مذهبی درست ندارد، مگر تو که به حق کافر هستی و سر به سر آن سلطانی.
هوش مصنوعی: تو همچون یوسف مصری هستی که به خاطر عشق تو، تمام دنیا در دلتنگی و حسرت به سر میبرد و صدها یعقوب کنعانی در عشق تو به فکر تو هستند. این عشق در دلها فراوان است و گویی به نوعی کافر از عشق تو برخوردارند.
هوش مصنوعی: آیا در ایمان خود مگر از کفر روی برگرداندهای تا بتوانی ایمان را از بین ببری؟ وای بر تو که تنها فرزند کافر هستی.
هوش مصنوعی: با چهرهای مانند چشمهی خورشید و موهایی مانند صلیب، زنی را به شیوهای تازه و نوین جذب کردهای. این نشانهای است از ایمان نصرانی، و تو حکم یک کافر را داری.
هوش مصنوعی: هر زمانی که با سنایی در میخانه هستی، پسر، به هزار نوع لباس عجب بر تن داری. چه کافر زادهای!
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.