ای نسیم از دوست اعلامی بده
با دل افکار آرامی بده
در فراقت طاقت صبرم نماند
از ره الطاف پیغامی بده
از سگان کوی تو خوان بنده را
در میان مردمم نامی بده
عمر من جانی به ناکامی گذاشت
شاهدی را از لبت کامی بده
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای نسیم از دوست اعلامی بده
با دل افکار آرامی بده
در فراقت طاقت صبرم نماند
از ره الطاف پیغامی بده
از سگان کوی تو خوان بنده را
در میان مردمم نامی بده
عمر من جانی به ناکامی گذاشت
شاهدی را از لبت کامی بده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از نسیم میخواهد که پیامی از محبوبش بیاورد و دلش را آرام کند. او از نبود محبوب به شدت نالان است و نمیتواند صبر کند. همچنین، از سگان در کوی محبوبش میخواهد تا نام او را در میان مردم ببرند و به این ترتیب، عمر خود را که صرف ناکامی کرده، با کامی از لب محبوب جبران کند. در این شعر، حال و هوای فراق و عشق به وضوح احساس میشود.
هوش مصنوعی: ای نسیم، از طرف دوست خبری بیاور که دل من را آرام کند و افکارم را تسکین دهد.
هوش مصنوعی: در جداییات دیگر نتوانم صبر کنم، لطفاً از راه مهربانی پیامی برای من بفرست.
هوش مصنوعی: درخواست من از تو این است که به من در بین مردم اعتبار و نامی عطا کنی، مانند سگان وفادار در کوی تو که به آنان احترام گذاشته میشود.
هوش مصنوعی: عمر من به بطالت و ناکامی گذشت، پس لطفا از لبانت خوشی و کامی را به من عطا کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کای صبا از دوست پیغامی بده
گر دعائی نیست دشنامی بده
ساقیا، لطفی بکن جامی بده
درد ما را یکدم آرامی بده
میکنم عرض نیازی پیش تو
گر جوابی نیست، دشنامی بده
سر فدای تیغ تست، ای جان بیا
[...]
ساقی باقی مرا جامی بده
از لب لعل خودم کامی بده
چشم شوخت را ز بهر صید جان
از دو زلف عنبرین دامی بده
از رخ چون روز و زلف همچو شب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.