اگر از دهان تو زد لاف پسته
نرنجی که آید به خدمت شکسته
و گر دم زد از جعد زلفت بنفشه
بیارند پیش تواش دست بسته
به رقص ایم از شادمانی در آن دم
که بینم خدنگ تو در دل نشسته
هر آن تیر کآمد ز شست تو بر دل
درون دلم سرو نازیست رسته
به زیر قد همچو نخل است بس دل
ز شوق رطب زان لب تو نشسته
چو زلف تو دارد سر قید دلها
نیابی دلی را از آن قید رسته
مکن شاهدی دعوی شعر دیگر
که نظمت چو بیتیست اشکسته بسته



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به زیبایی و جذبه معشوق میپردازد و از عشق و شوق خود سخن میگوید. او بیان میکند که هر سخنی که از دهان محبوب به زبان آید، حتی اگر حاکی از گله باشد، نباید موجب دلخوری شود. شاعر ابراز میکند که نیکوییهای معشوق، همچون زلف و لب او، دل او را مسخر کرده و در این راه تیرهای عشق از محبوب به دلش اصابت کرده است. او همچنین میگوید که هیچ دلی نمیتواند از بند این عشق رها شود و در پایان، از دیگران میخواهد که در اشعار خود به زیبایی معشوق او اعتراف کنند.
هوش مصنوعی: اگر از دهان تو ادعای بزرگی شنیدم، ناراحت نشو، چون در نهایت کسی که در آید، شکست خورده است.
هوش مصنوعی: اگر در مورد پیچ و تاب زلفت سخن گفته شود، به اندازهای زیبا و دلانگیز است که حتی بنفشهها هم به خاطر تو میآیند، درحالیکه دست بسته هستند و نمیتوانند به تو نزدیک شوند.
هوش مصنوعی: در لحظهای که تیر عشق تو را در دل میبینم، از شادی به رقص در میآیم.
هوش مصنوعی: هر بار که تیر دل تو به قلب من میرسد، درون دلم همچون یک درخت سرو زیبا رشد میکند.
هوش مصنوعی: به زیر قد تو، که مانند درخت نخل است، دلها به شوق میتپد و از لبهای تو مانند خرما، سرشار از محبت و شیرینی است.
هوش مصنوعی: وقتی که موهای تو قید و بندی برای دلها به حساب میآید، هیچ دلی را نخواهی یافت که از این بند رها شده باشد.
هوش مصنوعی: شایسته نیست که برای ادعای شعر دیگری شواهدی بیاوری، چرا که نظم و ترتیب یک شعر مانند یک بیت، اگر شکسته و ناپایدار باشد، ارزشی ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لبت چشمه و خضر گردش نشسته
نبات است کز طرف کوثر برسته
تعالی الله آخر که دیده ست لعلی
میانش ز دردانه ها رسته رسته
از آن رسته ها گویی افتاد در شک
[...]
لب یار برهم چرا زد ز پسته
چه موجب شکستن ز مشتی شکسته
شکر پیش آن لب دروغیست شیرین
بیا به چندین گره بر نی قند بسته
بر آن آب عارض خط نازک او
[...]
زهی زلف تو نرخ سنبل شکسته
به زنجیر زلفت دل خسته بسته
دلم را ازین بیش مشکن که هرگز
نبوده ست بازار گرمم شکسته
بشد عاشق زار تا در رخت دید
[...]
زهی از خطت نرخ عنبر شکسته
قدت سرو را دست بر چوب بسته
غباریست خطت نشسته بر آن لب
بلی، خط یاقوت باشد نشسته
ز خرمای وصل تو ذوقی نیابند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.