جان ز جانان دریغ دارم نه
دل به غیری دگر گذارم نه
هر چه دارم امانت عشق است
جز بدان حضرتش سپارم نه
در خرابات همدم جامم
هیچ همدم چو جام دارم نه
ساقیم او و می محبت او
دست از می خوری بدارم نه
دیده روشن به نور طلعت اوست
غیر او در نظر نگارم نه
به جز از تخم دوستی تخمی
در زمین دلم بکارم نه
نفسی بی هوای سید خویش
در همه عمر خود برآرم نه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عواطف عمیق و تعلق خاطر خویش به محبوب سخن میگوید و تأکید دارد که هیچ چیز دیگری جز عشق به او برایش ارزش ندارد. او همهی داراییهای خود را امانت عشق میداند و نمیتواند به غیر از محبوب خود فکر کند. حتی در جمع دوستان و در حال خوشی، همدم اصلیاش عشق و محبت محبوب است و هیچ کس را در نظر ندارد. شاعر به روشنی بیان میکند که وجودش تنها برای محبوبش است و در طول زندگیاش، تنها هوای او را در دل دارد.
هوش مصنوعی: من از جان خود برای محبوبم دریغ نمیکنم و هرگز دل را به کس دیگری نمیسپارم.
هوش مصنوعی: هر چیزی که دارم، نشات گرفته از عشق است و تنها آن را به دست کسی میسپارم که شایسته آن عشق باشد.
هوش مصنوعی: در میخانه، هیچ رفیقی برای من وجود ندارد؛ زیرا وقتی که جامی دارم، نیازی به همدم احساس نمیکنم.
هوش مصنوعی: مادرم به من میگوید که من باید از شراب عشق او دست بردارم، اما من نمیتوانم به این خواستهاش عمل کنم.
هوش مصنوعی: چشم من به روشنی چهره اوست و جز او در چشمم زیبایی دیگری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: جز تخم محبت، هیچ بذر دیگری را در زمین دل من نمیکارم.
هوش مصنوعی: من هیچگاه نفسی که به یاد سید خود باشد، در طول عمرم برنمیآورم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل بر احوال روزگار منه
رنج بر خود باختیار منه
گل مقصود نشکفد زین خار
خویشتن را تو خیره خار منه
دشمن تست نفس امّا ره
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.