سروری خواهی بیا و سر بنه
سر نهادی پا از آن خوشتر بنه
پیش پیشانی مده دستار را
مفردی دستار را بستر بنه
ای که گوئی جام می نوشیده ایم
خم بگیر ای یار ما ساغر بنه
تا کی از دفتر سخن گوئی به ما
لوح محفوظش بخوان دفتر بنه
عارفانه نفی غیر او بکن
رو قدم در راه پیغمبر بنه
گر نداری ذوق سرمستی ما
رخت بند و بار خود بر خر بنه
سر به پای سید مستان فکن
این کلاه سلطنت از سر بنه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت از یار و مستانهای میپردازد که ذهن و دل را از گناه و غفلت پاک کند. او از دوست میخواهد تا سروری و خوشی را بر او ارزانی دارد و در عوض از او میخواهد که دست از خودخواهی و خودبینی بردارد. شاعر به عارفان توصیه میکند که به نفی غیر و پیروی از راه پیامبر روی آورند و از سر مستی و عشق به حق غافل نشوند. در انتها، او محبت و سرمستی حقیقی را بر دیگر ظواهر مانند مقام و سلطنت ترجیح میدهد و خواهان تسلیم در برابر عشق است.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی رهبری کنی و برتری داشته باشی، ابتدا باید سر خود را به خاک بیاوری و بر خاک بگذاری، و پاهایت را از آن برتر نکن.
هوش مصنوعی: دستار را بر روی پیشانی نگذار، بلکه آن را به عنوان بستر قرار بده.
هوش مصنوعی: ای کسی که میگویی ما از جام می نوشیدهایم، خم شو و ای دوست، لیوان را به ما بده.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی فقط از زبان سخن بگویی؟ بیا برگهای را که در آن سرنوشت ما نوشته شده بخوان و آن را برای ما عرض کن.
هوش مصنوعی: به شیوهای عارفانه باید از هر چیز غیر از او بگذری و در مسیر پیامبر قرار بگیری.
هوش مصنوعی: اگر از حال و هوای شادمانی و خوشی ما لذت نمیبری، پس بهتر است که وسایل و بار و بنهات را جمع کنی و بروی.
هوش مصنوعی: به خاطر وجود سید مستان، خود را به پای او بینداز و این کلاه سلطنتی را از سر بردار.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.