ما آن تو ایم ، آن تو دانی
دل داده تو را و جان ، تو دانی
در عشق تو صادقیم جانا
صدق دل عاشقان تو دانی
دانی که تو چیست حال جانم
حال همهٔ جهان تو دانی
گر درد به ما دهی و گر صاف
تو حاکمی این و آن تو دانی
بی نام و نشان کوی عشقیم
دادیم تو را نشان تو دانی
از هر دو جهان کناره کردیم
سری است درین میان تو دانی
مستیم و حریف نعمت الله
میخانهٔ ما همان تو دانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به بیان عشق عمیق و صادقانه شاعر به معشوق پرداخته و حالتهای درونی او را توصیف میکند. شاعر با صراحت اعلام میکند که تمام وجودش وابسته به معشوق است و او را در دل و جان خود جا داده است. در این عشق، هر گونه درد و خوشی را به معشوق نسبت میدهد و خود را در مسیری قرار میدهد که تنها یاد و نام معشوق برایش اهمیت دارد. شاعر از دو جهان فاصله گرفته و به عمق عشق میپردازد و در نهایت از مستی و شادی که عشق به او بخشیده، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ما بخشی از تو هستیم، تو بهتر از هر کسی میدانی که دل و جان ما به تو تعلق دارد و فقط تو از این موضوع آگاهی داری.
هوش مصنوعی: ما در عشق تو راستگو هستیم، ای محبوب؛ آیا میدانی که دلهای عاشقان چقدر صادقانه هستند؟
هوش مصنوعی: میدانی که وضعیت جانم چگونه است، حال و روز تمامی جهان را نیز تو میدانی.
هوش مصنوعی: اگر به ما درد و رنجی بدهی یا اگر با مهربانی با ما رفتار کنی، تو خود بهتر از هر کس دیگری میدانی که چه بر ما میگذرد.
هوش مصنوعی: ما در کوی عشق بدون نام و نشانی هستیم و هر نشانی را که به تو دادیم، این خود تویی که میدانی.
هوش مصنوعی: ما از هر دو دنیا فاصله گرفتهایم و در این میان، رازی وجود دارد که فقط تو از آن با خبری.
هوش مصنوعی: ما در مستی و سرخوشی هستیم و دوست خوب ما در این میخانه کسی نیست جز خود تو که به خوبی میشناسی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.