گر آینه عین او نبودی
آن روی به ما که می نمودی
بگشاد در سرا به عالم
گر در بستی که می گشودی
او می بخشد وجود ور نه
بودی ز من و ز تو نبودی
بی خندهٔ گل نوای بلبل
در گلشن او که می شنودی
گر نقش خیال او ندیدی
این دیدهٔ ما کجا غنودی
این گفته اگر نه گفتهٔ اوست
از آینه زنگ کی زدودی
دیدم سید که درخرابات
مستانه سرود می سرودی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییهای الهی و عشق میپردازد. او به آینهای اشاره میکند که وجود انسان را بازتاب میکند و بیان میکند که اگر این آینه نبود، زیبایی و خوبیهای عالم دیده نمیشد. همچنین، او به نقش خیال و تأثیر آن بر احساسات انسانی اشاره کرده، و از وجود یک سید در خرابات یاد میکند که به حالت مستانه و شاداب آواز میخواند. شاعر در این شعر به درخشش عشق و جمال الهی و تأثیر آن بر روح انسان میپردازد.
هوش مصنوعی: اگر آینه همان شکل و موجودیت او نمیبود، آن چهرهای که به ما نشان میداد، کجا بود؟
هوش مصنوعی: اگر در دلت را به روی دنیا میگشایی، بهتر است که آن را به روی همه باز کنی، نه اینکه در آن را ببندی.
هوش مصنوعی: او باعث وجود ماست و اگر او نبود، نه من بودم و نه تو.
هوش مصنوعی: اگر گلها بخندند، صدای بلبل در باغ چه زیبا و دلنشین خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر تصویر خیال او را ندیدی، پس این چشم ما چرا در خواب و آرامش است؟
هوش مصنوعی: اگر این حرف از خود او نیست، پس مانند آینهای است که زنگ زده و نیاز به نظافت دارد.
هوش مصنوعی: من سید را دیدم که در میخانه با شور و حال میخواند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خاکستری ار ز خاک سودی
صد آینه را بدان زدودی
چون از رخ او نظر ربودی
هر لحظه که با خودی جهودی
امید وصالم ار نبودی
دل بی تو شکیب کی نمودی
شب خواب فراغتش ربودی
بر بستر عافیت غنودی
ای کاش که بود ما نبودی
یا بنمودی هر آنچه بودی
نگشود ز کعبه در کسی را
از ما در دیر را سجودی
ز افسانهٔ واعظان فسردیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.