ما را وجود نیست و گر هست وجود اوست
بود وجود ما به حقیقت وجود اوست
بی نور بود ِ او نبُود بود هیچ بود
بودی که هست پرتوی از نور بود اوست
بشنو به ذوق گفتهٔ عشاق بزم عشق
کین قول عاشقانه ز گفت و شنود اوست
عود دلم به آتش عشقش روان بسوخت
بوی خوشی که می شنوی بوی عود اوست
گر رند دردمند خورد درد گو منال
کاین شربتی نکوست زیان نیست سود اوست
مستیم و لاابالی و بر دست جام می
در بزم هر چه هست ز انعام جود اوست
این قول سید است که نامش چو بشنوی
واجب شود به تو سخنی کان درود اوست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به بررسی وجود و حقیقت میپردازد و بیان میکند که وجود انسان در حقیقت به وجود الهی وابسته است. او نور و حضوری را که در هستی وجود دارد، به خدایی که مبدأ همه چیز است نسبت میدهد و عشق به او را وصف میکند. شاعر از حال و هوای عاشقانه و مستی سخن میگوید، جایی که در آن هر چیزی نتیجه نعمتهای الهی و لطف اوست. در انتها، تاکید میکند که با شنیدن نام خدا، انسان به یاد سخن و دعای او میافتد که بر او واجب است.
هوش مصنوعی: ما خود واقعیتی نداریم و اگر هم وجودی داریم، آن وجود از آن اوست. وجود ما در حقیقت به وجود او وابسته است.
هوش مصنوعی: اگر او را نور نباشد، هیچ چیز وجود نخواهد داشت و بینور بودنش هیچ وصفی ندارد. وجود او خود تابش و نور است.
هوش مصنوعی: بشنو از شادی و خرمی که عاشقان در میانهٔ عشق بیان میکنند، زیرا این سخنان عاشقانه از گفت و شنود آنان ناشی میشود.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق او همچون عودی در آتش سوزانده شده است و بویی که میشنوی، بوی خوش عود اوست.
هوش مصنوعی: اگر کسی که دردمند و رند است، دردش را بگوید، نگران نباشید. زیرا این درد بیانگر چیزی است که به نوعی خوشایند و مفید است و به او سود میزند.
هوش مصنوعی: ما در حالت شادی و سرخوشی هستیم و با بیخیالی تمام، در جمعی که دور هم جمع شدهایم، با جام می در دست، از زیباییها و نعمتهای بخشش او بهرهمند میشویم.
هوش مصنوعی: این جمله به ما میگوید که وقتی نام شخصی بزرگ و محترم را بشنوی، بر تو واجب است که در مورد او سخنی بگویی که نشاندهنده احترام و محبت به او باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عالم چو نقش موج ببحر وجود اوست
بود همه جهان بحقیقت نمود اوست
مقصود آفرینش عالم جز او نبود
هستی هر دو کون طفیل وجود اوست
وصف جمال ماه رخان در قرون و دهر
[...]
عالم چو نقش موج به بحر وجود اوست
بود همه جهان به حقیقت نمود اوست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.