به جز میخانه جای ما نباشد
هوائی چون هوای ما نباشد
بیا دُردی دردش نوش میکن
که خوشتر زین دوای ما نباشد
نیابد پادشاهی یا ولایت
اگر سلطان گدای ما نباشد
بقای جاودان داریم از عشق
غم ما از فنای ما نباشد
به صدق دل به جانان جان سپردیم
به غیر او جزای ما نباشد
خدای هر دو عالم جز یکی نیست
یکی دیگر خدای ما نباشد
به جز انعام عام نعمت الله
نوای بی نوای ما نباشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل بر اهمیت عشق و میخانه تأکید میکند و میگوید که در این دنیا، هیچ جای دیگری جز میخانه برای او مناسب نیست. او از دردی سخن میگوید که از نوشیدن عشق به دست میآید و آن را بر هر درمانی ارجح میداند. همچنین، بیان میکند که هیچ پادشاهی نمیتواند به اندازه یک گدا که عاشق است، ارجمند باشد و بقای جاودان را فقط در عشق میبیند. شاعر به این باور میرسد که جز خدای واحد، هیچ معبودی وجود ندارد و نعمتهای الهی باید همواره مورد توجه قرار گیرند.
هوش مصنوعی: جز میخانه، جایی برای ما وجود ندارد و هیچ جایی نمیتواند مثل فضای ما باشد.
هوش مصنوعی: بیایید یکی از مشکلات و دردها را با نوشیدن دردی دیگر تسکین دهیم، زیرا این کار ممکن است خوشایندتر از درمانهای ما باشد.
هوش مصنوعی: هیچ پادشاهی یا حکومتی نمیتواند وجود داشته باشد، اگر سرپرست و بزرگ ما گدا و در فقر باشد.
هوش مصنوعی: عشق ما پایدار و ابدی است و غم ما از نابودیمان نشأت نمیگیرد.
هوش مصنوعی: با صداقت و خلوص نیت، خود را به محبوب سپردهایم و جز او پاداشی برای ما وجود ندارد.
هوش مصنوعی: خداوندی که هم در این جهان و هم در جهان دیگر وجود دارد، تنها یک نفر است و هیچ خدای دیگری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: به جز بخششهای عمومی و نعمتهای خداوند، صدای کسی که در فقر و نیاز است، وجود ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.