هر که بر خاک راه او افتاد
بد مگویش که او نکو افتاد
به هوائی که خاک راه افتاد
رند سرمست کو به کو افتاد
بت من پرده را ز رو برداشت
بنده سجده کنان برو افتاد
عشق مستانه در خروش آمد
عقل مسکین به گفتگو افتاد
آفتاب جمال رو بنمود
مه هلالی شد و دو تو افتاد
هر که چون ما فتاد در دریا
غرقه گردید و سو به سو افتاد
نعمت الله فتاد مست و خراب
نظری کن ببین که چو افتاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به توصیف حال افرادی میپردازد که در مسیری عاشقانه و پرشور قدم گذاشتهاند و به زیارت معشوق خود میرسند. او به اهمیت عشق و حالتی که انسان را دچار مستی و شوری میکند، اشاره دارد و میگوید کسانی که در این عشق سقوط میکنند، نباید مورد سرزنش قرار گیرند. همچنین، در این عشق، عقل در مقایسه با شور و حال مستانه، در پسزمینه قرار میگیرد. شاعر در پایان با تصویری از حال خود به عنوان یک عاشق مست و خراب، نظر دیگران را به خود جلب میکند.
هوش مصنوعی: هرکس که در مسیر او به زمین افتاد، بدو چیزی نگوید؛ زیرا او به خوبی و با نیکی افتاده است.
هوش مصنوعی: در هوایی که گرد و غبار بر روی زمین نشسته، کسی که شاد و سرخوش است، به هر گوشهای میرود و در حالتی شبیه به بیخیالی به دنبال خوشیها میگردد.
هوش مصنوعی: محبوب من پرده را کنار زد و من در حال سجده به زمین افتادم.
هوش مصنوعی: عشق شورانگیز به شدت در حال ظهور است و در این میان، عقل بیچاره به بحث و تبادل نظر پرداخته است.
هوش مصنوعی: خورشید زیبایی چهرهاش را نشان داد و ماه چون هلالی کوچک شد و در برابر آن دو به زمین افتاد.
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند ما به دریا بیفتد، حتماً غرق خواهد شد و به این سو و آن سو کشیده میشود.
هوش مصنوعی: نعمت خداوند در حال از پا افتادن و گیجی است، نگاهی بیانداز و ببین که چگونه به زمین افتاده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.