دل به دست زلف دلبر اوفتاد
بی تکلف خوب در خور اوفتاد
در خرابات مغان مستانه رفت
غرقه خود را دید خوشتر اوفتاد
بر در میخانه با ساقی نشست
پای او بوسید و بر سر او فتاد
بارها دل در شراب افتاده بود
توبه را بشکست و دیگر اوفتاد
از سر هر دو جهان برخواستند
بر سر کویش کسی گر اوفتاد
آفتاب او به ما ظاهر چو شد
ماه ما از جمله انور اوفتاد
نعمت الله بازسازی خوش نواخت
غلغلی در هفت کشور اوفتاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل دربارهٔ عشق و حال و هوای عاشق است که دل به زلف محبوبش میسپارد و به زیباییاش جذب میشود. شاعر به خرابات میرود و خود را در مستی گم میکند، در حالی که با ساقی مینشیند و به او احترام میگذارد. توبهاش را میشکند و به شوق دیدار محبوب دوباره در عشق غرق میشود. عشق و جذبهٔ محبوب به قدری عمیق است که روز و شب را فراموش کرده و به نور عشق او در عالم وجود میاندیشد. در نهایت، شاعر از تأثیر این عشق بر دیگران میگوید و به شکوه آن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل به زلف معشوقهام سپرده شده و بدون هیچ گونه خواهش و ادعایی، زیباییاش بهخوبی جلوه کرده است.
هوش مصنوعی: در محفل میپرستان، با حالتی شاداب و سرمست وارد شدم و وقتی خود را در آنجا دیدم، احساس کردم که این وضعیت برایم دلپذیرتر شده است.
هوش مصنوعی: در درگاه میخانه، با ساقی نشست و پای او را بوسید و بر سرش افتاد.
هوش مصنوعی: دل بارها شراب نوشیده و به خاطر آن توبه کرده، اما دوباره به همان حال برگشته است.
هوش مصنوعی: هر دو جهان به خاطر او به پا خواستهاند و اگر کسی بر سر عشق او به زمین بیفتد، جای تعجبی نیست.
هوش مصنوعی: هنگامی که نور خورشید او بر ما تابید، نور ماه ما نیز از میان نور او کاهش یافت.
هوش مصنوعی: نعمت الله با صدای دلنشین خود به بازسازی و ایجاد سر و صدای شاداب در هفت سرزمین پرداخت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.