اگر سودای ما داری ز سودای جهان بگذر
و گر ما را هواداری ز سود و از زیان بگذر
خیال این و آن بگذار اگر ما را طلبکاری
چه بندی نقش بی حاصل بیا از این و آن بگذر
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
اگر می نوشیش بستان و گر نه شو روان بگذر
حیات طیبه جوئی زمانی همدم ما شو
بهشت جاودان خواهی به بزم عاشقان بگذر
بیا گر عشق می بازی که ما معشوق یارانیم
برو گر عاشق مائی رها کن دل ز جان بگذر
در آب دیدهٔ ما جو خیال آنکه می دانی
قدم بر دیدهٔ ما نه ز بحر بیکران بگذر
اگر گنجی طلبکاری که در ویرانه ای یابی
بیا و نعمت الله را به شهر کوبیان بگذر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به پیروان خود توصیه میکند که سودای دنیا و تعلقات آن را رها کنند و به عشق و حال خوشی که در خرابات و بزم عاشقان وجود دارد، روی آورند. او از معشوق دعوت میکند که با او و یارانش در عشق و بزم شریک شود و از تعهدات و وابستگیهای دنیوی آزاد گردد. شاعر همچنین به اهمیت رهایی از غمها و دردهای ناشی از عشق و ورود به دنیای زیبا و سرشار از لذت روحی اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که حقیقت و خوشبختی در درون خود شخص نهفته است. در نهایت، او از دوستداران میخواهد که از هرگونه قید و بند برای دست یافتن به گنجینههای حقیقی زندگی بگذرند.
هوش مصنوعی: اگر به عشق ما علاقهمند هستی، باید از آرزوهای دنیوی خود دست بکشیدی و اگر ما را دوست داری، باید از مسائل مالی و زیانها چشمپوشی کنی.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال جماعت و کارهای این و آن هستی، بیخیال آنها شو. اگر ما را کسی نمیطلبد و به ما توجهی ندارد، پس به چیزهایی که بیفایده هستند، اهمیت نده و از این و آن بگذر.
هوش مصنوعی: در این جا به محفل و میخانهای اشاره میشود که در آن حال و هوای خوشی حاکم است. ما در حالی سرمست و شادابیم و ساقی جامی از شراب در دست دارد. اگر مایل به نوشیدن هستی، شراب را بگیر و بنوش، و اگر نه، بیآنکه توقف کنی، بگذر و راه خود را ادامه بده.
هوش مصنوعی: زندگی پاک و نیک را جستجو کن و زمانی را با ما بگذران تا بهشت ابدی را در جمع عاشقان تجربه کنی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در عشق بازی کنی، به ما بپیوند که ما محبوب دوستان هستیم. اگر عاشق هستی، دل را از خودت آزاد کن و از جان خود بگذر.
هوش مصنوعی: در چشمان ما تصویر کسی را میبینی که او را میشناسی، قدم بر روی محبت و احساس ما بگذار و از دریای بیانتها عبور نکن.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال ثروتی هستی که آن را در یک ویرانه پیدا کنی، بیا و نعمتهای الهی را در شهرها به دیگران برسان.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر سودای ما داری ز سودای جهان بگذر
و گر از سر همی ترسی ز سودای چنان بگذر
در این دریای بیپایان در آ با ما خوشی بنشین
نشان بینشان پرسی ز نام و از نشان بگذر
هوای عشق او داری هوای خویشتن بگذار
[...]
بیا ای محتسب از وادی دردی کشان بگذر
ازین یک گل زمین، دانسته ای باد خزان بگذر
نمی گفتم حریفم نیستی کاوش مکن با من ؟
به چندین کشتی از دریای چشمم این زمان بگذر
ازین صحرای کنعان کز حسد چاهی است هرگامش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.