ای دل ار چه شکسته ای خوش باش
با غمش عهد بسته ای خوش باش
دُرد دردش چو صاف درمان نوش
وز جفا گرچه خسته ای خوش باش
خوش نباشد غم جهان خوردن
از جهان گر گستته ای خوش باش
دنیی و آخرت رها کردی
از همه باز رسته ای خوش باش
بود بندی ز عقل بر پایت
از چنین بند جسته ای خوش باش
بزم عشقست و عاشقان سرمست
با حریفان نشسته ای خوش باش
دل سید شکستهٔ عشق است
گر تو چون او شکسته ای خوش باش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دل و جان مخاطب میگوید که با وجود شکستگیها و دردها، باید خوشباش باشد و به زندگی با دید مثبت بنگرد. او از بندهای عقل و مشکلات دنیا صحبت میکند و تأکید میکند که باید از این بندها آزاد شد و در بزم عشق که محفل عاشقان است، حضور داشت. در نهایت، شاعر اشاره میکند که اگر دلمان مانند دل سید در عشق شکسته است، باید به خاطر این عشق شاد و خوشحال باشیم.
هوش مصنوعی: ای دل، اگرچه شکستهای و غم داری، اما همچنان خوشحال باش و با غمهای خود مدارا کن.
هوش مصنوعی: دردش را به یک داروی خوب درمان کن و با وجود اینکه از مشکلات خسته هستی، باید خوشحال باشی.
هوش مصنوعی: اگر از دنیا غمگین باشی، چندان خوشحال نمیشوی؛ پس اگر در این دنیا خوش داری، خوش بگذرانی.
هوش مصنوعی: دنیا و آخرت را رها کردهای و از همه چیز آزاد شدهای، پس خوش باش!
هوش مصنوعی: اگر عقل و اندیشه تو را به چیزی محدود کرده است، از این قید و بند رهایی یافتهای و باید خوشحال باشی.
هوش مصنوعی: محفل عشق برپاست و عاشقان در شادی و سرمستی به همراه دوستان خود نشستهاند. پس باید از این لحظه لذت ببرند و خوش باشند.
هوش مصنوعی: دل سید به خاطر عشق شکسته شده است؛ اگر تو هم مانند او در عشق دلت شکسته است، پس خوشحال باش.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.