فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را
همه پیر و برناش فرمان بریم
یکایک ز گفتار او نگذریم
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را
نه ما زو به مام و پدر کمتریم
نه بر تخت شاهی نه اندر خوریم
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲۰ - کشته شدن سلم و مرگ فریدون
بگوید که گفتند ما کهتریم
زمین جز به فرمان او نسپریم
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷ - آمدن سیندخت نزد سام با هدایا و شفاعت برای کابل و پذیرش وصلت زال و رودابه
اگر ما گنهکار و بدگوهریم
بدین پادشاهی نه اندر خوریم
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۷ - آمدن سام برای دیدار رستم، جشن و پندهای پدرانه و بازگشت او به باختر
بدین شادمانی کنون می خوریم
به می جان اندوه را بشکریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۳ - حملهٔ افراسیاب به ایران پس از مرگ سام و رویارویی سپاهیان در دهستان
همه لشکر نوذر ار بشکریم
شکارند و در زیر پی بسپریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۵ - دیدار رستم با کیقباد در البرزکوه و آگاهی او از خواب شاه و بازگشت هر دو به ایران پس از شکست قلون
بدان تا همه دست شادی بریم
به یاد رخ نامور می خوریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱ - وسوسهٔ دیو رامشگر و تصمیم کاووس برای لشکرکشی به مازندران و فراخواندن زال
به آواز گفتند ما کهتریم
زمین جز به فرمان تو نسپریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۴ - نامهٔ پریشان کاووس به زال، برانگیختن رستم برای نجات شاه و وداع با خانواده
نشاید کزین پس چمیم و چریم
وگر تخت را خویشتن پروریم
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱۶ - پاسخ رستم به اسفندیار: ستایش نژاد، یادکرد پهلوانیهای خویش و دعوت به می
چو بسیار شد گفتها میخوریم
به می جان اندیشه را بشکریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود » بخش ۷ - نامهٔ داغدار دارا به اسکندر، پیشنهاد صلح و گنج و پاسخ سخت او
ز فرمان تو یک زمان نگذریم
نفس نیز بیراه تو نشمریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۷ - لشکرکشی اسکندر سوی فور، شکایت و پوزش سپاه و ساختن سواران آهنین برابر پیل
که ما سربسر بندهٔ قیصریم
زمین جز به فرمان او نسپریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۸ - گریز اردشیر و گلنار با بارگان شاه، تعقیب اردوان و پیوستن غرم فرّ به اردشیر
بباشیم بر آب و چیزی خوریم
ازان پس بر آسودگی بگذریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۱ - یافتن گنج گاوان جمشید به نشان دهقان، نپذیرفتن بهرام و بخشش گوهر به نیازمندان
چرا گنج آن رفتگان آوریم
وگر دل به دینارشان گستریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۱ - یافتن گنج گاوان جمشید به نشان دهقان، نپذیرفتن بهرام و بخشش گوهر به نیازمندان
یکایک به نوبت همه بگذریم
سزد گر جهان را به بد نسپریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴ - کشتن دو شیر، شب زناشویی پنهان بهرام با آرزو در خان ماهیار و فاش شدن هویت
بگوید یکی تا بدان می خوریم
پی روز ناآمده نشمریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶ - تأمل بهرام گور در مرگ، کشتن شیران به شمشیر در جز و فرمان داد
سر مایه او بود ما کهتریم
اگر کهتری را خود اندر خوریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۷ - شکار بهرام گور: زخم شگفت تیر و تیغ، بخشش گوران و باژ، آراستن شبستان در اصطخر
سواری تو و ما همه بر خریم
هم از خروران در هنر کمتریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۹ - کشتن اژدها، میهمانی نهانی بهرام گور و خشک شدن شیر گاو از بیداد
بدان تا به گفتار تو می خوریم
به می درد و اندوه را بشکریم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۹ - بخشش کشور بر پهلوانان، نکوهش بیداد یزدگرد و پیمان داد شاه با زیردستان
همه دست پاکی و نیکی بریم
جهان را به کردار بد نشمریم
