فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۷ - شبیخون بر سپاه منوچهر و کشته شدن تور
چو از روز رخشنده نیمی برفت
دل هر دو جنگی ز کینه بتفت
به تدبیر یک با دگر ساختند
همه رای بیهوده انداختند
که چون شب شود ما شبیخون کنیم
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۸ - فرستادن منوچهر سر تور فریدون را
به شاه آفریدون یکی نامه کرد
ز مشک و ز عنبر سر خامه کرد
نخست از جهان آفرین کرد یاد
خداوند خوبی و پاکی و داد
سپاس از جهاندار فریادرس
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۷ - گرفتار شدن نوذر به دست افراسیاب و فرار قارن
چو بشنید نوذر که قارن برفت
دمان از پسش روی بنهاد و تفت
همی تاخت کز روز بد بگذرد
سپهرش مگر زیر پی نسپرد
چو افراسیاب آگهی یافت زوی
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۸ - نبرد قارن با ویسه در انتقام بارمان و شکست ویسه
بشد ویسه سالار توران سپاه
ابا لشکری نامور کینهخواه
ازان پیشتر تابه قارن رسید
گرامیش را کشته افگنده دید
دلیران و گردان توران سپاه
[...]
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۳ - ورود رستم به سمنگان، پذیرایی شاه و وعدهٔ یافتن رخش
چو نزدیک شهر سمنگان رسید
خبر زو بشاه و بزرگان رسید
که آمد پیاده گو تاجبخش
به نخچیرگه زو رمیدست رخش
پذیره شدندش بزرگان و شاه
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۳۳ - گفتار گشتاسپ با اسفندیار، پیمان رهایی خواهران و گسیل سپاه به توران
ازان پس بیامد به پردهسرای
ز هرگونه انداخت با شاه رای
ز لهراسپ وز کین فرشیدورد
ازان نامداران روز نبرد
بدو گفت گشتاسپ کای زورمند
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۸ - وصیت گشتاسپ نزد جاماسپ، سپردن تخت به بهمن و مرگ و دخمهٔ شاه
چو شد روزگار تهمتن به سر
به پیش آورم داستانی دگر
چو گشتاسپ را تیره شد روی بخت
بیاورد جاماسپ را پیش تخت
بدو گفت کز کار اسفندیار
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهمن اسفندیار صد و دوازده سال بود » بخش ۵ - مرگ بهمن، ولیعهدی همای و فرزند نهان، و چوپان شدن نژاد ساسان در نشاپور
پسر بد مر او را یکی همچو شیر
که ساسان همی خواندی اردشیر
دگر دختری داشت نامش همای
هنرمند و بادانش و نیکرای
همی خواندندی ورا چهرزاد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۴ - رسیدن سکندر به کوه رخشنده، گفتوگوی قیصر با مرغ سخنگو و فرمان رفتن تنها به تیغ کوه
سکندر سوی روشنایی رسید
یکی بر شده کوه رخشنده دید
زده بر سر کوه خارا عمود
سرش تا به ابر اندر از چوب عود
بر هر عمودی کنامی بزرگ
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۷ - شکایت از پیری به چرخ بلند و پاسخ سپهر: راه جستن از یزدان
الا ای برآورده چرخ بلند
چه داری به پیری مرا مستمند
چو بودم جوان در برم داشتی
به پیری چرا خوار بگذاشتی
همی زرد گردد گل کامگار
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۲ - دیباچهٔ گاه اشکانیان: ملوک طوایف پس از سکندر و جز نام نماندن از شاهان
کنون ای سراینده فرتوت مرد
سوی گاه اشکانیان بازگرد
چه گفت اندر آن نامهٔ راستان
که گوینده یاد آرد از باستان
پس از روزگار سکندر جهان
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۲ - نشستن اردشیر بر تخت و ستایش خراد از داد، آشتی و راندن دشمنان
چو بر تخت بنشست شاه اردشیر
بشد پیش گاهش یکی مرد پیر
کجا نام آن پیر خراد بود
زبان و روانش پر از داد بود
چنین داد پاسخ که ای شهریار
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۳ - گریستن شیروی از خون پدر، گفتوگو با گردنکشان دژم، مهلت یک ماه و نخوردن خسرو جز از دست شیرین
چو بشنید شیروی بگریست سخت
دلش گشت ترسان ازان تاج و تخت
چو از پیش برخاستند آن گروه
که او را همیداشتندی ستوه
به گفتار زشت و به خون پدر
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی پوران دخت » پادشاهی پوران دخت
یکی دختری بود پوران بنام
چو زن شاه شد کارها گشت خام
بران تخت شاهیش بنشاندند
بزرگان برو گوهر افشاندند
چنین گفت پس دخت پوران که من
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۷ - انجام شاهنامه: از رنج شصتوپنج تا هفتادویک، یاری دیلمی و قتیب، ستایش محمود و تخم سخن
چو بگذشت سال از برم شست و پنج
فزون کردم اندیشه و درد و رنج
به تاریخ شاهان نیاز آمدم
به پیش اختر دیرساز آمدم
بزرگان و بادانش آزادگان
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۹ - پیام آشتی خاقان چین به رستم پس از کشته شدن کاموس و رد کردن صلح
نگه کرد خاقان ازان پشت پیل
زمین دید برسان دریای نیل
یکی پیل بر پشت کوه بلند
ورا نام بد رستم دیو بند
همی کرگس آورد ز ابر سیاه
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۳۱ - نیایش پنجهفتهای کیخسرو، خواب سروش و فرمان ترک جهان و نشستن بیتاج بر تخت
جهاندار شد پیش برتر خدای
همی خواست تا باشدش رهنمای
همی گفت کای کردگار سپهر
فروزندهٔ نیکی و داد و مهر
از این شهریاری مرا سود نیست
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۳۶ - پوزش زال از شاه و آشتی، آراستن خرگاه و درفش کاویانی در هامون
چو دستان شنید این سخن خیره شد
همی چشمش از روی او تیره شد
خروشان شد از شاه و بر پای خاست
چنین گفت کای داور داد و راست
ز من بود تیزی و نابخردی
[...]
کسایی » دیوان اشعار » فضل امیرالمؤمنین
فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین
فضل حیدر ، شیر یزدان ، مرتضای پاکدین
فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضل تر اوست
فضل آن رکن مسلمانی ، امام المتّقین
فضل زین الاصفیا ، داماد فخر انبیا
[...]
فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۶ - نیز در مدح سیدالکفاة خواجه ابوعلی حسنک وزیر گوید
باری ندانمت که چه خو داری ای پسر
تا نیستی مرا و ترا هیچ درد سر
همچون مه دو هفته برون آیی از وثاق
همچون مه گرفته درون آییم ز در
رغم مرا چو سرکه مکن چون بمن رسی
[...]
