فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۴ - سقوط جمشید
از آن پس برآمد ز ایران خروش
پدید آمد از هر سویی جنگ و جوش
سیه گشت رخشنده روز سپید
گسستند پیوند از جمّشید
بر او تیره شد فرّهٔ ایزدی
[...]
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیتالمقدس پایتخت ضحاک
چو آمد به نزدیک اروندرود
فرستاد زی رودبانان درود
بران رودبان گفت پیروز شاه
که کشتی برافگن هم اکنون به راه
مرا با سپاهم بدان سو رسان
[...]
فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۵ - پادشاهی کیقباد در اسطخر و فرمان او به دادگری و بخشش و واگذاری پادشاهی به کاووس پیش از مرگ
وزانجا سوی پارس اندر کشید
که در پارس بد گنجها را کلید
نشستنگه آن گه به اسطخر بود
کیان را بدان جایگه فخر بود
جهانی سوی او نهادند روی
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۵ - خان اول رستم: شکار گور و کشتن شیر توسط رخش
برون رفت پس پهلو نیمروز
ز پیش پدر گرد گیتی فروز
دو روزه بیک روزه بگذاشتی
شب تیره را روز پنداشتی
بدین سان همی رخش ببرید راه
[...]
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲۱ - بازگشت رستم با تابوت سهراب به زابل، سوگواری زال و مهان و ساختن دخمه
وزان جایگه شاه لشکر براند
به ایران خرامید و رستم بماند
بدان تا زواره بیاید ز راه
بدو آگهی آورد زان سپاه
چو آمد زواره سپیده دمان
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۵ - رسیدن رستم زخمی از نبرد اسفندیار، شیون زال و رودابه و چارهٔ خواندن سیمرغ
وزان روی رستم به ایوان رسید
مر او را بران گونه دستان بدید
زواره فرامرز گریان شدند
ازان خستگیهاش بریان شدند
ز سربر همی کند رودابه موی
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۹ - پاسخ کید به فرستادهٔ اسکندر: وصف دختر و جام و پزشک و فیلسوف و خرسندی شاه از آن
فرستاده آمد به کردار باد
بگفت آنچ بشنید و نامه بداد
سکندر فرستاده را گفت رو
به نزدیک آن نامور بازشو
بگویش که آن چیست کاندر جهان
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۴ - زاده شدن و هنرآموزی اردشیر، نامهٔ اردوان و فرستادنش با هدایا به درگاه
چو نه ماه بگذشت بر ماهچهر
یکی کودک آمد چو تابنده مهر
به مانندهٔ نامدار اردشیر
فزاینده و فرخ و دلپذیر
همان اردشیرش پدر کرد نام
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۲۱ - گرفتاری هفتواد و شاهوی، بر دار کردن آن دو، تاراج دژ و بنای آتشکده
چو آگاه شد زان سخن هفتواد
دلش گشت پردرد و سر پر ز باد
بیامد که دژ را کند خواستار
بران باره بر شد دمان شهریار
بکوشید چندی نیامدش سود
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۵ - شکار بهرامگور: کشتن شیر و گور به یک تیر، نمودن زور به تازیان و فرستادن نگار به یزدگرد
دگر هفته با لشکری سرفراز
به نخچیرگه رفت با یوز و باز
برابر ز کوهی یکی شیر دید
کجا پشت گوری همی بر درید
برآورد زاغ سیه را بزه
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۷ - خواب بهرام در بزم پیش پدر، خشم و بند یکساله، رهایی به پایمردی طینوش و پناه به منذر در یمن
چنان بد که یک روز در بزمگاه
همی بود بر پای در پیش شاه
چو شد تیره بر پای خواب آمدش
هم از ایستادن شتاب آمدش
پدر چون بدیدش بهم برده چشم
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۲ - تاخت بهرامگور سوی آموی، زاری ترکان و ستدن باژ، نهادن مرز جیحون و شاهی شمر
بیاسود در مرو بهرامگور
چو آسوده شد شاه و جنگی ستور
ز تیزی روانش مدارا گزید
دلش رای رزم بخارا گزید
به یک روز و یک شب به آموی شد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۶ - گسیل نرسی به خراسان و رای بهرام به نواختن فرستادهٔ قیصر
به نرسی چنین گفت یک روز شاه
کز ایدر برو با نگین و کلاه
خراسان ترا دادم آباد کن
دل زیردستان به ما شاد کن
نگر تا نباشی به جز دادگر
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۵ - نبرد تنبهتن رستم و سعد، کشته شدن رستم و هزیمت ایرانیان سوی یزدگرد
بفرمود تابرکشیدند نای
سپاه اندر آمد چو دریا ز جای
برآمد یکی ابر و برشد خروش
همی کر شد مردم تیزگوش
سنانهای الماس در تیره گرد
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۹ - پیشنهاد پیران به گودرز برای نبرد تنبهتن، یاد کین سیاوش و پذیرش جنگ بیسپاه
پر از کینه سالار توران سپاه
خروشان بیامد به آوردگاه
چو گودرز کشوادگان را بدید
سخن گفت بسیار و پاسخ شنید
بدو گفت کای پر خرد پهلوان
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۲۷ - نیایش و وداع کاووس، به خاک سپردن او و تاجگذاری کیخسرو
چو با ایمنی گشت کاووس جفت
همه راز دل پیش یزدان بگفت
چنین گفت کای برتر از روزگار
تو باشی به هر نیکی آموزگار
ز تو یافتم فر و اورنگ و بخت
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۴۶ - مرگ نامداران در برف، زاری گودرز و بازگشت رستم و زال از کوه
و زآن پس بخوردند چیزی که بود
ز خوردن سوی خواب رفتند زود
هم آنگه برآمد یکی باد و ابر
هوا گشت بر سان چشم هژبر
چو برف از زمین بادبان برکشید
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۲۷ - مرگ نوشزاد و سوگواری
بگفت این و لب را بهم برنهاد
شد آن نامور شیردل نوشزاد
چو آگاه شد لشکر از مرگ شاه
پراگنده گشتند زان رزمگاه
چو بشنید کو کشته شد پهلوان
[...]
عنصری » قصاید » شمارهٔ ۴۹
دژم شدهست مرا جان از آن دو چشم دژم
بخم شدهست مرا پشت از آن دو زلف بخم
لبم چو خاک درو باد سرد خواسته شد
دلم بر آتش وز دیده گشته وادی زم
مشعبد است غم عشق هر کجا باشد
[...]
فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۱ - این قصیده مصنوعه را در مدح سلطان محمود گفته است
پار آن اثر مشک نبودهست پدیدار
امسال دمید آنچه همی خواست دلم پار
بسیار دعا کردم کاین روز ببینم
امروز بدیدم ز دعا کردن بسیار
عطار شد آن عارض و آن خط سیه عطر
[...]
