گنجور

 
۱
۲
۳
…
۸
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۷۲ - داستان کلیله و دمنه

 

هران در که از نامه برخواندی

همه روز بر دل همی‌راندی

۱ بیت
فردوسی
 

عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۲۴ - رفتن شاه شام به دیدن گلشاه

 

همه جمله را میهمان خواندی

به می خوردن و بزم بنشاندی

۱ بیت
عیوقی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۰ - گفتاراندر زادن ویس از مادر

 

خِرَد از روی او خیره بِماندی؛

نَدانِستی که آن بُت را چه خواندی!

۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۲ - رسیدن شاه موبد به مرو با ویس و جشن عروسى

 

گهی خاموش خون از دیده راندی

گهی چون بیدلان فریاد خواندی

۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۳ - آگاهى یافتن دایه از کار ویس و رفتن به مرو

 

خرد در روی او خیره بماندی

ندانستی که آن بت را چه خواندی

۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۵ - بغایت رسیدن عشق رامین بر ویس

 

به گونه اشک خون چندان براندی

که از خون پای او در گل بماندی

۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳۹ - نامه نوشتن رامین به مادر و آگاه شدن موبد

 

گهی بر روی خون دیده راندی

گهی از درد دل فریاد خواندی

۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۵۴ - رفتن رامین به گوراب و دیدن گل و عاشق شدن بر وى

 

به شب کز دوستان تنها بماندی

ز خون دیدگان دریا براندی

۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی
 
 
۱
۲
۳
…
۸
 
تعداد کل نتایج: ۱۴۱