فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵ - داوطلب شدن سیاوش برای جنگ افراسیاب، گشودن بلخ و نامهٔ کاووس در نهی از شتاب
دو بار این سر نامور گاه خویش
سپردی به تیزی به بدخواه خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۳ - دیدار اسکندر در کسوت بیقطون با قیدافه و شناخته شدن او با حریر نگاشته
ترا کشتمی گر جگرگاه خویش
بدریدمی پیش بدخواه خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۶ - شب دیدار گلنار و اردشیر، مرگ بابک و پیشگویی اخترشناسان
بیاورد چندی به درگاه خویش
همی بازجست اختر و راه خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۸ - خواستگاری پسر کفشگر، درمان سستی با می نهان، نشستن بر شیر و حلال شدن نبید
وزان جایگه شد به درگاه خویش
شده شاددل یافته راه خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۴ - گمان شنگل در فر بهرام، برادر خواندن او و پیشنهاد سپهداری، و نهفتن نام به برزوی
هرانکس که پیچد سر از شاه خویش
به برخاستن گم کند راه خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۶ - دشنام شیروی، دفاع شیرین و نمودن روی در انجمن، و مرگ با زهر بر دخمهٔ خسرو
پدیدار کردم همه راه خویش
پراز درد بودم ز بدخواه خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۷ - شبیخون بهرام بر سپاه پرموده، گریختن خاقان به دز و زینهار خواستن از پیروزشاه
من ایدون شوم سوی خرگاه خویش
یکی بازجویم سر راه خویش
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۳۲ - خبر کشتهشدن پیران و ده دلاور، سوگ لهاک و فرشیدورد و رای سپاه توران به زنهار
وگر بازگشتن به خرگاه خویش
سپردن به نیک و به بد راه خویش
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۵۴ - نمایش قدرت سپاه ایران به فرستادگان چین
چو هریک برفتی برشاه خویش
سخن داشتی یارهمراه خویش
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۴۴ - خشم گرفتن شاه چین بر سپاه
براند آن سپه را ز درگاه خویش
همی خواندشان سست و بدخواه خویش
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۲۱۵ - آگاهی ایرانیان از نیرنگ کوش و کارزار با دشمن
سپهبد بدان حمله بدخواه خویش
برون کرد یکسر ز بنگاه خویش
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۲۳۴ - آگاه شدن کوش از آمدن ایرانیان، و گرد آوردن سپاه
که ویران کنم مرز بدخواه خویش
بخواهم از او کینهٔ شاه خویش
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۲۴۴ - آمادگی چینیان برای ادامهٔ جنگ
که مُردن به شهر از برِ شاه خویش
به از زنده در دستِ بدخواه خویش
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۲۶۹ - تسلیم شهر و زنهار دادن کوش سپاه قراطوس را
به لشکرگه آرید خرگاه خویش
به جان ایمن از تیغ بدخواه خویش
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۳۵۰ - دیدن کاخی آباد و گفتگوی کوش آفرینندهٔ جهان با پیری فرزانه
در این بیشه گُم کردهام راه خویش
جدا مانده از کشور و گاه خویش
ایرانشان » بهمننامه » آغاز داستان » بخش ۷ - در آمدنِ لؤلؤ پیش کتایون و شکایت کردن از پارس
هنوز ایدرم بر سرِ گاه خویش
به ایوان خویشم بَرِ شاه خویش
نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۲ - مناجات به درگاه باری عز شأنه
فرود آر مهدم به درگاه خویش
مگردان سر رشته از راه خویش
نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۱۷ - باز گشتن اسکندر از جنگ زنگ با فیروزی
ز پیروزی دولت و جاه خویش
نبودش سرِ کینِ بدخواه خویش
عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » گفتهٔ واسطی که گذارش بر گور جهودان افتاد
پس ترا خوش درکشد در راه خویش
فرد بنشاند به خلوت گاه خویش
