فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۰ - خان ششم رستم: کشتن ارژنگ دیو و رسیدن به کاووس و آگاهی از درمان چشمها
همه رنجهای تو بیبر شود
ز دیوان جهان پر ز لشکر شود
فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۳ - خیانت شاه هاماوران، اسارت کاووس و سودابه و آشفتگی ایران
پسر گر به جاه از تو برتر شود
هم از رشک مهر تو لاغر شود
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۱ - فریب گرسیوز، خشم افراسیاب و بریدن سر بیگناه سیاوش به دست گروی زره
ز نالندگی چون سبکتر شود
فدای تن شاه کشور شود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۹ - خواستگاری میرین از دختر قیصر، شرط گرگ فاسقون و رفتن گشتاسپ به بیشه
یکی انک داماد قیصر شود
همان بر سر قیصر افسر شود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۴ - شنیدن بهرام از داغ و مرگ هرمز، تاختن به نهروان و تدبیر آشتی خسرو بیسپاه
که چون این دو لشکر برابر شود
سر نیزهها بر دو پیکر شود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۷ - شبیخون بهرام بر سپاه پرموده، گریختن خاقان به دز و زینهار خواستن از پیروزشاه
مگر با من او چون برادر شود
ازو رنج بر من سبکتر شود
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۸ - شکست شبیخون افراسیاب، پوزش فغفور و گریختن شاه توران از آب زره به گنگدژ
نباید که این رنج بی بر شود
به ناز و تن آسانی اندر شود
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۲۲ - گریختن شبانهٔ افراسیاب از گنگ، سوگ سیاوش و بازگشت کیخسرو از چین به سوی ایران
گر او باز با تخت و افسر شود
همه رنج ما پاک بیبر شود
عنصری » قصاید » شمارهٔ ۹ - در مدح یمین الدوله محمود غزنوی
باد نورزی همی در بوستان بتگر شود
تا ز صنعش هر درختی لعبتی دیگر شود
باغ همچون کلبۀ بزّاز پر دیبا شود
باد همچون طلبۀ عطار پر عنبر شود
سونش سیم سپید از باغ بردارد همی
[...]
فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۹ - در تهنیت جشن سده و مدح وزیر گوید
گر نه آیین جهان از سر همی دیگر شود
چون شب تاری همی از روز روشن تر شود
روشنایی آسمان را باشد و امشب همی
روشنی بر آسمان از خاک تیره بر شود
روشنی بر آسمان زین آتش جشن سده ست
[...]
ناصرخسرو » دیوان اشعار » مسمط
بهمن کنون زرگر شود برگ رزان چون زر شود
صحرا ز بیم اصفر شود چون چرخ در چادر شود
منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار و مدح خواجه طاهر
باد نوروزی همی در بوستان سامر شود
تا به سحرش دیدهٔ هر گلبنی ناظر شود
گل که شب ساهر شود پژمرده گردد بامداد
وین گل پژمرده چون ساهر شود زاهر شود
ابر هزمان پیش روی آسمان بندد نقاب
[...]
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۶۸ - سخن گفتن دستور کید، فرامرز را
کسی سرنهد در جهان سر شود
بلند آید و پایه برتر شود
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۸۸ - نامه نوشتن طورگ به افراسیاب
سپاه آید و کار بدتر شود
کزان دژ دگر پر ز لشکر شود
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۶ - در مدح علاءالدوله سلطان مسعود
هر ساعتی ز عشق تو حالم دگر شود
وز دیدگان کنارم همچون شمر شود
از چشم خون فشانم نشگفت اگر مرا
از خون سر مژه چو سر نیشتر شود
راز من و تو اشگ دو چشم آشکار کرد
[...]
امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۱۳۴
آمد آن فصلی کزو طبع جهان دیگر شود
هر زمین از صنعت او آسمان پیکر شود
باغ او مانند صورتخانهٔ مانی شود
باغ ازو مانند لعبتخانهٔ آزر شود
کوهسار از چادر سیمابگون آید برون
[...]
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۱۳۳ - دل باختن آتبین به فرارنگ
خرامان چو در کاخ دیگر شود
دو گیسوش تا پای همبر شود
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۳۲۰ - رفتن شاه سقلاب به جنگ و کشته شدن او به دست کوش
همی گفت تا ماه چنبر شود
مرا خستگی نیز بهتر شود
ایرانشان » بهمننامه » رفتن شاه بهمن به کشمیر به طلب دختران و خواهران فرامرز » بخش ۴ - رزم کردن شاه بهمن با شاه صور
چو بیمار را درد بهتر شود
پزشک از بَرِ وی سوی در شود
ایرانشان » بهمننامه » باز آمدن بهمن از هند به ایران و رها کردن زال و دختران رستم از بند » بخش ۱۴ - نامه نوشتن شاه بهمن به آذربرزین
نخواهم که این کینه کمتر شود
که خون فرامز بیبر شود
