فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۶ - خان دوم رستم: تشنگی در بیابان، هدایت توسط میش و یافتن چشمه
گرایدونک خشنودی از رنج من
بدان گیتی آگنده کن گنج من
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸ - جستن هفتسالهٔ گیو در توران، یافتن کیخسرو کنار چشمه و نبرد با سپاه پیران
کنون جان خسرو شد و رنج من
همین رنج بد در جهان گنج من
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۶ - پیام اردشیر به کید هندی، پیشگویی آمیختن نژاد مهرک و نهان شدن دخترش در جهرم
دریغ آن پراگندن گنج من
فرستادن مردم و رنج من
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۹ - خردمندی اردشیر: نهادن آیین سپاه و دیوان، گستردن داد و آبادانی کشور
شهنشاه گوید که از رنج من
مبادا کسی شاد بیگنج من
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۷ - مستی کبروی در بزم بهرام، کندن چشمانش به دست زاغ و حرامکردن می
به جام اندرون بود می پنج من
خورم هفت ازین بر سر انجمن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۱ - یافتن گنج گاوان جمشید به نشان دهقان، نپذیرفتن بهرام و بخشش گوهر به نیازمندان
بنالد یکی کهتر از رنج من
مبادا سر وافسر وگنج من
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۴۱ - بازگشت بهرام از قنوج، خطبهٔ داد بر تخت و دینآموزی سپینود در آذرگشسپ
نکوشم به آگندن گنج من
نخواهم پراگنده کرد انجمن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲ - پاسخ خسرو پرویز به شیرویه: دفاع از پادشاهی، پند گنج و سپاه و بدرود با جهان
چنین است پاسخ که از رنج من
فراز آمد این نامور گنج من
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۸ - بستن پرموده و نهفتن خواسته، خلعت زنانِ شاه به بهرام و رویگردانی سپاه
نیاید همی یادت از رنج من
سپاه من و کوشش وگنج من
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۲ - شرمساری لشکر از کشتن فرود، خشم کیخسرو و پوزش طوس به خواهش رستم
بدو گفت کاندر جهان رنج من
تو بردی و بیبهری از گنج من
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۰ - رفتن گرشاسب به درگاه شاه روم و کمان کشیدن
برآشفت شه گفت بر انجمن
دریغا ز بهرت همه رنج من
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۴۱ - پند دادن گرشاسب نریمان را
براین هر یکی ده یک از گنج من
هزینه به مردم کن از رنج من
ایرانشان » بهمننامه » رفتن شاه بهمن به کشمیر به طلب دختران و خواهران فرامرز » بخش ۱۸ - درآمدن شاه بهمن در دخمه گرشاسب و نریمان و سام و رستم
فراموش گشته ترا رنج من
به تاراج داده همه گنج من
نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه » بخش ۳۸ - وصیت نامه اسکندر
کجا خازن لشگر و گنج من
به رشوت مگر کم کند رنج من
آذر بیگدلی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۱
برد به تاراج فلک گنج من
نیست کسی را خبر از رنج من
جیحون یزدی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۱ - وله
داورا ای کز تو راحت گشت یکسر رنج من
وه از این همت که از وی رنج من شد گنج من
چون نسازم زیور زانو بتان سیم ساق
کز نوالت شد فرو در سیم تا آرنج من
چون بر اسب پیلتن بیدق جهانم سوی لعب
[...]
صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۴۴ - قطعه
گنج منست نیروی من بهر کسب و کار
بر گنج پادشاه دهد مایه گنج من
ونجی ز دست من بکسان کی رسد که حق
گسترده است خوان من از دسترنج من
