فردوسی » شاهنامه » پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود » بخش ۹ - رسیدن اسکندر به دارای مجروح، اندرز و مرگ او، دخمهٔ شاهانه و دار کردن خائنان
ز یک شاخ و یک بیخ و پیراهنیم
به بیشی چرا تخمه را برکنیم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۲ - نشستن اردشیر بر تخت و ستایش خراد از داد، آشتی و راندن دشمنان
تو ایمن بوی کز تو ما ایمنیم
مبادا که پیمان تو بشکنیم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۲ - زادن بهرام، پیشگویی شهریاری هفت کشور و آمدن نعمان و منذر برای پرورش او
سواریم و گردیم و اسپ افگنیم
کسی را که دانا بود بشکنیم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۱۶ - وعدهٔ داد و بخشش بهرام، پذیرش شاهی او و نهادن تاج میان دو شیر
همه رای با کاردانان زنیم
به تدبیر پشت هوا بشکنیم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۱ - یافتن گنج گاوان جمشید به نشان دهقان، نپذیرفتن بهرام و بخشش گوهر به نیازمندان
اگر نام باید که پیدا کنیم
به داد و به شمشیر گنج آگنیم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۳ - داد هرمز، تاختن ساوه شاه و روم و خزر، پیشگویی مهران ستاد و آمدن بهرام چوبینه
ابا رومیان داستانها زنیم
ز بن پایهٔ تازیان برکَنیم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۳ - آرایش و سان سپاه کیخسرو بر جنگ توران، پیمان پهلوانان و گسیل فرامرز به هند
بپوییم و رنجیم و گنج آگنیم
بدل بر همی آرزو بشکنیم
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۳ - سپاهکشی طوس با درفش کاویانی به رود شهد، پیمانشکنی پیران و کشتن ارژنگ
مگر بومشان از بنه برکنیم
بتخت و بگنج آتش اندر زنیم
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۴ - رزم طوس و هومان: گفتوگوی پند و کین، نبرد سهمگین تا شب و آرایش سپاه بامداد
همه دست یکسر بیزدان زنیم
منی از تن خویش بفگنیم
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۳ - دیدار گودرز و فریبرز، سوگ کشتگان و مژدهٔ آمدن رستم و لاف کاموس
یکایک بران گونه رزمی کنیم
که این ننگ از ایرانیان بفگنیم
فرخی سیستانی » دیوان اشعار » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۲۸
خیز تا گل چنیم و لاله چنیم
پیش خسرو بریم و توده کنیم
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۱۰۸ - صف آرائی کردن لهراسپ در برابر ارجاسپ گوید
علم اژدهاییست گفتی غنیم
مه از میخهای علم بر دو نیم
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۱۱ - نامه نوشتن کوش به سوی مانوش
بدان تا بَدان را ز بن برکنیم
تن بتپرستان به خاک افگنیم
ایرانشان » بهمننامه » آغاز داستان » بخش ۲۴ - نامه نوشتن شاه بهمن به گردان
که یک رو سپه را بر او بر زنیم
دل و پشت ایرانیان بشکنیم
ایرانشان » بهمننامه » رفتن شاه بهمن به کشمیر به طلب دختران و خواهران فرامرز » بخش ۹ - رفتن پشوتن به مهمانی تیبال و کشتن بانوگشسب پشوتن را
یکی گفت در خانه آتش زنیم
بُن و بیخشان از زمین برکنیم
ایرانشان » بهمننامه » باز آمدن بهمن از هند به ایران و رها کردن زال و دختران رستم از بند » بخش ۱۶ - صفت دیو زوش کردن نوش آذر پیش شاه بهمن و نامه نبشتن شاه پیش دیو
ازین به یکی رای فرخ زنیم
که پشت و دل دشمنان بشکنیم
سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹
خیز تا از روی مستی بیخ هستی بر کنیم
نقش دانش را فرو شوییم و آتش در زنیم
همچو خد و خوی خوبان پردهها را بردریم
همچو زلف ماهرویان توبهها را بشکنیم
همچو عیاران همی ریزیم اندر جام جان
[...]
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر » بخش ۶۲ - حکایت در حقیقت تصوّف
آن نصیبی که اندر آن سخنیم
بخوریم آن نصیب و شکر کنیم
نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۲۲ - لشکر کشیدن خاقان چین به جنگ بهرامگور
باز کوشید تا سری بزنیم
قلبگه را ز جایگه بکنیم
کمالالدین اسماعیل » ملحقات » شمارهٔ ۲۷ - ایضاًله
بس پراکنده و پریشانم
ره فراکار خود نمی دانیم
هیچ جرمی نکرده محبوسیم
بی اوامی اسیر زندانیم
همجو خفاش روزکور همه
[...]
