فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۸ - نامهٔ پرخشم کاووس، امتناع سیاوش از پیمانشکنی و دعوت افراسیاب به توران
چو تو ساز جنگ شبیخون کنی
ز خاک سیه رود جیحون کنی
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱۲ - دیدار رستم و اسفندیار بر لب هیرمند، آفرین دوسویه، دعوت به خان و سرباز زدن از بند
گر این تیزی از مغز بیرون کنی
بکوشی و بر خسته افسون کنی
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱۹ - بزم نیمروز نزد اسفندیار، پند آشتی رستم و پیمان نبرد فردا
گر این کینه از مغز بیرون کنی
بزرگی و دانش برافزون کنی
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱۹ - بزم نیمروز نزد اسفندیار، پند آشتی رستم و پیمان نبرد فردا
تو چندین همی بر من افسون کنی
که تا چنبر از یال بیرون کنی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهمن اسفندیار صد و دوازده سال بود » بخش ۲ - پیام کینخواهی بهمن به زال، رد پوزش و پیشکش، بستن دستان و تاراج زابلستان
بیایی ز دل کینه بیرون کنی
به مهر اندرین کشور افسون کنی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۶ - خشم سکندر بر طینوش، رایزنی نهانی قیدافه و فریفتن او به کمین در بیشه
بپرسید طینوش کاین چون کنی
بدین جادوی بر چه افسون کنی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۸ - رسیدن سکندر به شهر برهمنان، گفتوگو در مرگ و آز و رفتن بیآزار به خاور
همی رای داری که افزون کنی
ز خاک سیه مغز بیرون کنی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۴ - پناه شبانهٔ بهرام گور به خانهٔ جهود، شرط پاککردن سرگین و وفای پیمان با دستار حریر
به شبگیر سرگینش بیرون کنی
بروبی و خاکش به هامون کنی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵ - دیدار خسرو و بهرام چوبین در نهروان، رد آشتی و ستیزه بر شاهی، و بریدن کمند تاج
سزد گر ز دل خشم بیرون کنی
نجوشی و بر تیزی افسون کنی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷ - آهنگ شبیخون خسرو بر بهرام، پند گستهم و گردوی و گزینش یاران
تو با لشکر اکنون شبیخون کنی
ز دلها مگر مهر بیرون کنی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۶ - شکست ایرانیان بیرون بغداد، پند فرخزاد به پناه نارون و عزم یزدگرد سوی خراسان
که هر چند بر گوهر افسون کنی
بکوشی کزو رنگ بیرون کنی
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۰ - نبرد تنبهتن بیژن و هومان، کشتن هومان و آوردن سر و سلیح او به پیش گودرز
به ایرانیان بر شبیخون کنی
زمین را به خون رود جیحون کنی
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۳ - آمدن جهن از دژ و گزاردن پیام افراسیاب به کیخسرو: پشیمانی از خون سیاوش، پیشنهاد آشتی و تهدید جنگ
و گر کینه از مغز بیرون کنی
به مهر اندر این کشور افسون کنی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۷۵ - آزمایشهای پیاپی و پاسخهای فلسفی بزرجمهر
که او را پرستش همی چون کنی
بیاموز تا کوشش افزون کنی
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۱ - شعر گفتن ربیع ابن عدنان
به غمری همی قصد جیحون کنی!
به پیری مرا سرزنش چون کنی؟
ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۳
گر نخواهی ای پسر تا خویشتن مجنون کنی
پشت پیش این و آن پس چون همی چون نون کنی؟
دلت خانهٔ آرزو گشتست و زهر است آرزو
زهر قاتل را چرا با دل همی معجون کنی؟
خم ز نون پشت تو هم در زمان بیرون شود
[...]
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۶۳ - داستان هفت خوان و کشته شدن جادویان به دست فرامرز و گزارش آن
ندانم بدین ره گذر چون کنی
بدین جانورها چه افسون کنی
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۳۷ - بردن شهریار شنگاوه را به پیش ارژنگ شاه گوید
شکار من از بند بیرون کنی
هم اکنون به چنگال من چون کنی
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۴۱ - صف کشیدن لشکر با همدیگر در برابر همدیگر گوید
مرا گر ازین بند بیرون کنی
ز هیتالیان دشت جیحون کنی
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۲۳۴ - آگاه شدن کوش از آمدن ایرانیان، و گرد آوردن سپاه
توانی کزاین گفته افزون کنی
که آهنگ تخت فریدون کنی
