فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲۰ - کشته شدن سلم و مرگ فریدون
سوی دژ فرستاد شیروی را
جهاندیده مرد جهانجوی را
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۹ - خواستگاری میرین از دختر قیصر، شرط گرگ فاسقون و رفتن گشتاسپ به بیشه
دگر چیز بخشید هیشوی را
بیاراست جان جهانجوی را
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۰ - کشتن گرگ بیشه به دست گشتاسپ، پنهان داشتن راز از کتایون و دعوی دروغین میرین نزد قیصر
چو ز ایدر به رفتن نهی روی را
هم آواز کن پیش هیشوی را
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۰ - شکایت خسرو از سرکشی بهرام، پند هرمز به گریز سوی روم و خفهکردن شاه به دست بندوی و گستهم
بپیچید یال و بر و روی را
نگه کرد گستهم و بندوی را
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۵ - رهایی بندوی به فریب نگهبان، کشته شدن توطئهگر در چوگان و گریز بندوی نزد موسیل ارمنی
ازان پس بفرمود مهروی را
که باشد نگهدار بندوی را
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۹ - فرستادگان خسرو پرویز در بارگاه قیصر: نامهٔ دادخواهی و پیمان یاری
بفرمود گستهم و بالوی را
همان اندیان جهانجوی را
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۳۶ - بزم خسرو با نیاطوس، سیلی بندوی بر چلیپاپرست و آشتی به میانجیگری مریم
به من ده سرافراز بندوی را
که تا رومیان از پی روی را
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۳ - بیداد خسرو، نامهٔ گراز به قیصر، فریب شاه در راندن روم و شوریدن سپاه
بجویید گفت این بلاجوی را
بداندیش و بدکام و بدگوی را
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۴ - شورش زادفرخ و تخوار، کشتن سپهبد زندان و رهانیدن شیروی از بند خسرو
بیاریم بیباک شیروی را
جوان و دلیر جهانجوی را
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۷۵ - بازگشت گرشاسب از هند به ایران
چه شد پیش شه دید شیروی را
همی گفت شاه جهانجوی را
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۰ - پند دادن اثرط گرشاسب را
مده نزد خود راه بدگوی را
نه مرد سخن چین دو روی را
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۴ - آمدن رامین به دز اشکفت دیوان پیش ویس
رخش خورشید گشته نیکوی را
دلش استاد گشته جادوی را
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۱۱ - گریختن مهارک از فرامرز
بفرمود پس گرد شیروی را
دلاور سوار جهانجوی را
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۲۵ - دادن شاه کهیلا،دختر را به فرامرز
بیاراست ماه پری روی را
بت سرو بالای دلجوی را
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۷۱ - دامادی فرامرز رستم با دختر شاه پریان
بیاراست آن سرو گلبوی را
دلارام جان بخش مه روی را
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۷۱ - دامادی فرامرز رستم با دختر شاه پریان
بدین سان بدیدند مه روی را
سهی سرو خورشید گلبوی را
امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۴
شب نماید در صفت زلفین آن بت روی را
مه نماید در صفت رخسار آن دلجوی را
شب کجا جوشن بود کافور دیبا رنگ را
مه کجا مَفرَش بود زنجیر عنبر بوی را
بر زمین هر کس خبر دارد که ماه و آفتاب
[...]
ایرانشان » بهمننامه » آغاز داستان » بخش ۱۸ - گفتار اندر رزم شاه بهمن با دختر شاه مصر به میدان
به پا او همی داشتی گوی را
نهاده بر آن سیمتن روی را
نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۳۵ - رفتن اسکندر به کوه البرز
چو در خاطر آمد جهانجوی را
که در چنبر آرد گلین گوی را
