گنجور

 
۱
۲
۳
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد هجده سال بود » بخش ۱ - پادشاهی یزدگرد هجده سال بود

 

به جای کسی گر تو نیکی کنی

مزن بر سرش تا دلش نشکنی

۱ بیت
فردوسی
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۰۱ - بازگشتن فرامرز و کمین گشادن لشکر برو

 

به بیداد چون بر رهی چه کنی

سر بخت خود را در آن افکنی

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۳۱ - سئوال دوم فرامرز از برهمن

 

گر او بد کند پس تو هم بد کنی

بر نیک مردی به چاه افکنی

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

عطار » منطق‌الطیر » سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ » ...

 

در مکافات من آخر این کنی

رو بکن، الحق که شیرین می‌کنی

۱ بیت
عطار
 

عطار » مظهرالعجایب » بخش ۷ - در ارتباط ولایت با نبوت

 

جهد کن تا تو تکبّر کم کنی

ورنه طوق لعن در گردن کنی

۱ بیت
عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۱۵ - جواب عیسی علیه السلام سبیحون را

 

چون تو آئینه بکلی بشکنی

پنج وسواس طبیعت بر کنی

۱ بیت
عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۱۹ - حكایت

 

گر تو امروزم بجان رحمی کنی

رنج و اندوهم تو از دل برکنی

۱ بیت
عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۱۹ - حكایت

 

گر تو زین ابلیس خوددوری کنی

گردن صورت بکلی بشکنی

۱ بیت
عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۲۹ - خاموش شدن سالك وصول از جواب

 

ای دل آخر چند خاموشی کنی

خویش را در عین مدهوش کنی

۱ بیت
عطار
 
 
۱
۲
۳
 
تعداد کل نتایج: ۴۹