فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۱ - به تخت نشستن نوذر، بیدادگری او و میانجیگری سام برای بازگرداندن داد
همه با توانایی او یکیست
اگر هست بسیار و گر اندکیست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۷ - خان سوم رستم: نبرد با اژدها و کشتن آن به یاری رخش
بداندیش بسیار و گر اندکیست
چو خشم آورم پیش چشمم یکیست
فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۱۰ - سور رستم در نوند، شکار هفت یل در دشت توران و آمادهسازی افراسیاب برای حملهٔ ناگهانی
بدین دشت کین بر گر از ما یکیست
همی جنگ ترکان بچشم اندکیست
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۳ - دیدن لشکرگاه ایران از بلندی، پرسش درفشها از هجیر و نهفتن نشان رستم
مرا با تو امروز پیمان یکیست
بگوییم و گفتار ما اندکیست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۲ - تاختن شاپور به مرز روم، گرفتاری قیصر، کینخواهی یانس و گریز او، کشتار رومیان و سوختن صلیب
کنون روم و قنوج ما را یکیست
چو آواز دین مسیح اندکیست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۷ - نشاندن فرستادهٔ قیصر بر تخت بهرام، هفت پرسش نهان و پاسخ موبد در ستایش خرد
مر این را که گفتی تو پاسخ یکیست
سخن در درون و برون اندکیست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۴ - شنیدن بهرام از داغ و مرگ هرمز، تاختن به نهروان و تدبیر آشتی خسرو بیسپاه
که لشکر بهرکار با اویکیست
اگر نامدارست وگر کودکیست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۶ - تدبیر خسرو با گردوی: نامه به گردیه و کشتن گستهمِ مست در شب
کنون اندرین رای ما را یکیست
که از رای ما تاج و تخت اندکیست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۶ - جنگ بهرام با ساوه شاه: شکست جادو و پیلان، کشتن ساوه و تاختن سوی پرموده
همیگفت کین از هنرها یکیست
اگر چه سپهشان کنون اندکیست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۸ - بستن پرموده و نهفتن خواسته، خلعت زنانِ شاه به بهرام و رویگردانی سپاه
تو راخشم با آشتی گر یکیست
خرد بیگمان نزد تواندکیست
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۱ - محاصره سپاه طوس در کوه هماون و رسیدن لشکر کمکی توران به فرماندهی خاقان چین و کاموس
کنون چارهٔ کار ایدر یکیست
اگر چه سلیح و سپاه اندکیست
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۵ - نبرد پیادهٔ رستم با اشکبوس: کشتن او، سوگند کاموس و بامداد کارزار
کنون نیزه با تیر ایشان یکیست
دل شیر در جنگشان اندکیست
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۸ - نبرد خونین گودرز و پیران، پیمان شبانهٔ رزم تنبهتن و آرایش دوبارهٔ دو سپاه
زمانه به مرگ و به کشتن یکیست
وفا با سپهر روان اندکیست
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۵ - فتح گنگدژ و گریز نهانی افراسیاب، زاری زنان توران و بخشایش کیخسرو
ز گیتی بر او نام و کام اندکیست
ورا مرگ با زندگانی یکیست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۶۲ - پندهای بزرجمهر در پایان
به نزدیک او رای و شرم اندکیست
به چشمش بدو نیک هردو یکیست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۸۳ - سخن پرسیدن موبد از کسری
نخست آنک داند که هست و یکیست
ترا زین نشان رهنمای اندکیست
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۸۵ - آمدن بهمن با لشکر به کابل از پی فرامرز به جنگ
ودیگر که با ما سپاه اندکیست
چنان کز شما پانصد،ازما یکیست
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۲۹ - نامه فرستادن مهراج به دست رسول به نزد ضحاک
ندانستم او را که پیروز کیست
بدان از جهان خویش و پیوند کیست
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۳۴ - پاسخ مهانش
چو مرگ آید آن روزگار اندکیست
همان بنده و شاه گیتی یکیست
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۱۳۶ - پرسش آتبین با طیهور از راه دانش
مگر آفرینندهٔ ما یکیست
که در کار او دسترس اندکیست
