یکی پیر بد پهلوانی سخن
به گفتار و کردار گشته کهن
چنین گوید از دفتر پهلوان
که پرسید موبد ز نوشینروان
که آن چیست کز کردگار جهان
بخواهد پرستنده اندر نهان
بدان آرزو نیز پاسخ دهد
بدان پاسخش بخت فرخ نهد
یکی دست برداشته به آسمان
همیخواهد از کردگار جهان
نیابد به خواهش همه آرزو
دو چشمش پر از آب و پر چینش رو
به موبد چنین گفت پیروز شاه
که خواهش ز یزدان به اندازه خواه
کزان آرزو دل پر از خون شود
که خواهد که ز اندازه بیرون شود
بپرسید نیکی کرا درخورست
به نام بزرگی که زیباترست
چنین داد پاسخ که هرکس که گنج
بیابد پراگنده نابرده رنج
نبخشد نباشد سزاوار تخت
زمان تا زمان تیره گرددش بخت
ز هستی و بخشش بود مرد مه
تو ار گنج داری نبخشی نه به
بگفتش خرد را که بنیاد چیست
بهشاخ و بهبرگ خرد شاد کیست
چنین داد پاسخ که داناست شاد
دگر آنک شرمش بود با نژاد
بپرسید دانش کرا سودمند
کدامست بیدانش و بیگزند
چنین داد پاسخ که هر کو خرد
بپرورد جان را همیپرورد
ز بیشی خرد را بود سودمند
همان بیخرد باشد اندر گزند
بگفتش که دانش به از فر شاه
که فر و بزرگیست زیبای گاه
چنین داد پاسخ که دانا به فر
بگیرد جهان سر به سر زیر پر
خرد باید و نام و فر و نژاد
بدین چار گیرد سپهر از تو یاد
چنین گفت زان پس که زیبای تخت
کدامست وز کیست ناشاد بخت
چنین داد پاسخ که یاری نخست
بباید ز شاه جهاندار جست
دگر بخشش و دانش و رسم گاه
دلش پر ز بخشایش دادخواه
ششم نیز کانرا دهد مهتری
که باشد سزوار بر بهتری
به هفتم که از نیک و بد در جهان
سخنها بروبر نماند نهان
چو فر و خرد دارد و دین و بخت
سزوار تاج است و زیبای تخت
به هشتم که دشمن بداند ز دوست
بیآزاری از شهریاران نکوست
نماند پس از مرگ او نام زشت
بیابد به فرجام خرم بهشت
بپرسیدش از داد و خردک منش
ز نیکی وز مردم بدکنش
چنین داد پاسخ که آز و نیاز
دو دیوند بدگوهر و دیرساز
هرآنکس که بیشی کند آرزوی
بدو دیو او باز گردد به خوی
وگر سفلگی برگزید او ز رنج
گزیند برین خاک آگنده گنج
چو بیچاره دیوی بود دیرساز
که هر دو به یک خو گرایند باز
بپرسید و گفتا که چندست و چیست
که بهری برو هم بباید گریست
دگر بهر ازو گنج و تاجست و نام
ازان مستمندیم و زین شادکام
چنین داد پاسخ که دانا سخن
ببخشید و اندیشه افگند بن
نخستین سخن گفتن سودمند
خوش آواز خواند ورا بیگزند
دگر آنک پیمان سخن خواستن
سخنگوی و بینا دل آراستن
که چندان سراید که آید به کار
وزو ماند اندر جهان یادگار
سه دیگر سخنگوی هنگامجوی
بماند همه ساله بر آب روی
چهارم که دانا دلارای خواند
سراینده را مرد بارای خواند
که پیوسته گوید سراسر سخن
اگر نو بود داستان گر کهن
به پنجم که باشد سخنگوی گرم
به شیرین سخن هم به آواز نرم
سخن چون یک اندر دگر بافتی
ازو بیگمان کام دل یافتی
بپرسید چندی که آموختی
روان را به دانش بیفروختی
چنین گفت کز هرک آموختم
همه فام جان و خرد توختم
همیپرسم از ناسزایان سخن
چه گویی که دانش کی آید به بن
به دانش نگر دور باش از گناه
که دانش گرامیتر از تاج و گاه
بپرسید کس را از آموختن
ستایش ندیدم و افروختن
که نیزش ز دانا بباید شنید
نگویم کسی کو بهجایی رسید
چنین داد پاسخ که از گنج سیر
که آید مگر خاکش آرد به زیر
در دانش از گنج نامیترست
همان نزد دانا گرامیترست
سخن ماند از ما همی یادگار
تو با گنج دانش برابر مدار
بپرسید دانا شود مرد پیر
گر آموزشی باشد و یادگیر
چنین داد پاسخ که دانای پیر
ز دانش جوانی بود ناگزیر
بر ابله جوانی گزینی رواست
که بیگور او خاک او بینواست
بپرسید کز تخت شاهنشهان
بکردی همه شهریار جهان
کنون نامشان بیش یاد آوریم
بیاد از جگر سرد باد آوریم
چنین داد پاسخ که در دل نبود
که آن رسم را خود نباید ستود
به شمشیر و داد این جهان داشتن
چنین رفتن و خوار بگذاشتن
بپرسید با هر کسی پیش ازین
سخن راندی نامور بیش ازین
سبک دارد اکنون نگوید سخن
نه از نو نه از روزگار کهن
چنین داد پاسخ که گفتار بس
به کردار جویم همه دسترس
بپرسید هنگام شاهان نماز
نبودی چنین پیش ایشان دراز
شما را ستایش فزونست ازان
خروش و نیایش فزونست ازان
چنین داد پاسخ که یزدان پاک
پرستنده را سر برآرد ز خاک
فلک را گزارنده او کند
جهان را همه بندهٔ او کند
گر این بنده آن را نداند بها
مبادا ز درد و ز سختی رها
بپرسید تا تو شدی شهریار
سپاست فزون چیست از کردگار
کزان مر تو را دانش افزون شدهست
دل بدسگالان پر از خون شدهست
چنین داد پاسخ که از کردگار
سپاس آنک گشتیم به روزگار
کسی پیش من بر فزونی نجست
وز آواز من دست بد را بشست
زبون بود بدخواه در جنگ من
چو گوپال من دید و اورنگ من
بپرسید در جنگ خاور بُدی
چنان تیز چنگ و دلاور بدی
چو با باختر ساختی ساز جنگ
شکیبایی آراستی با درنگ
چنین داد پاسخ که مرد جوان
نیندیشد از رنج و درد روان
هرآنگه که سال اندر آید به شست
به پیش مدارا بباید نشست
سپاس از جهاندار پروردگار
کزویست نیک و بد روزگار
که روز جوانی هنر داشتیم
بد و نیک را خوار نگذاشتیم
کنون روز پیری به دانندگی
به رای و به گنج و فشانندگی
جهان زیر آیین و فرهنگ ماست
سپهر روان جوشن جنگ ماست
بدو گفت شاهان پیشین دراز
سخن خواستند آشکارا و راز
شما را سخن کمتر و داد بیش
فزون داری از نامداران پیش
چنین داد پاسخ که هر شهریار
که باشد ورا یار پروردگار
ندارد تن خویش با رنج و درد
جهان را نگهبان هرآنکس که کرد
بپرسید شادان دل شهریار
پر اندیشه بینم بدین روزگار
چنین داد پاسخ که بیم گزند
ندارد به دل مردم هوشمند
بدو گفت شاهان پیشین ز بزم
نبردند جان را بهاندازه رزم
چنین داد پاسخ که ایشان ز جام
نکردند هرگز به دل یاد نام
مرا نام بر جام چیره شدهست
روانم زمانرا پذیره شدهست
بپرسید هرکس که شاهان بدند
تن خویشتن را نگهبان بدند
به دارو و درمان و کار پزشک
بدان تا نپالود باید سرشک
چنین داد پاسخ که تن بیزمان
که پیش آید از گردش آسمان
بجایست دارو نیاید به کار
نگه داردش گردش روزگار
چو هنگامه رفتن آمد فراز
زمانه نگردد به پرهیز باز
بپرسید چندان ستایش کنند
جهانآفرین را نیایش کنند
زمانی نباشد بدان شادمان
به اندیشه دارد همیشه روان
چنین داد پاسخ که اندیشه نیست
دل شاه با چرخ گردان یکیست
بترسم که هرکو ستایش کند
مگر بیم ما را نیایش کند
ستایش نشاید فزون زآنک هست
نجوییم راز دل زیردست
بدو گفت شادی ز فرزند چیست
همان آرزوها ز پیوند چیست
چنین داد پاسخ که هرکو جهان
به فرزند ماند نگردد نهان
چو فرزند باشد بیابد مزه
ز بهر مزه دور گردد بزه
وگر بگذرد کم بود درد اوی
که فرزند بیند رخ زرد اوی
بپرسد که گیتی تن آسان کراست
ز کردار نیکو پشیمان چراست
چنین داد پاسخ که یزدانپرست
بگیرد عنان زمانه بهدست
فزونی نجوید تنآسان شود
چو بیشی سگالد هراسان شود
دگر آنک گفتی ز کردار نیک
نهان دل و جان به بازار نیک
ز گیتی زبونتر مر آن را شناس
که نیکی سگالید با ناسپاس
بپرسید کان کس که بد کرد و مرد
ز دیوان جهان نام او را سترد
هران کس که نیکی کند بگذرد
زمانه نفس را همیبشمرد
چه باید همی نیکویی را ستود
چو مرگ آمد و نیک و بد را درود
چنین داد پاسخ که کردار نیک
بیابد به هر جای بازار نیک
نمرد آنکه او نیک کردار مرد
بیاسود و جان را به یزدان سپرد
وزان کس که ماند همی نام بد
از آغاز بد بود و فرجام بد
نیاسود هرکس کزو باز ماند
وزو در زمانه بد آواز ماند
بپرسد چه کارست برتر ز مرگ
اگر باشد این را چه سازیم برگ
چنین داد پاسخ کزین تیره خاک
اگر بگذری یافتی جان پاک
هرآنکس که در بیم و اندوه زیست
بران زندگی زار باید گریست
بپرسد کزین دو گرانتر کدام
کزوییم پر درد و ناشادکام
چنین داد پاسخ که همسنگ کوه
جز اندوه مشمر که گردد ستوه
چه بیمست اگر بیم اندوه نیست
به گیتی جز اندوه نستوه نیست
بپرسید کز ما که با گنجتر
چنین گفت کان کس که بیرنجتر
بپرسید که او کدامست زشت
که از ارج دورست و دور از بهشت
چنین داد پاسخ که زنرا که شرم
نباشد به گیتی نه آواز نرم
ز مردان بتر آنک نادان بود
همه زندگانی به زندان بود
بگرود به یزدان و تن پرگناه
بدی بر دل خویش کرده سیاه
بپرسید مردم کدامست راست
که جان و خرد بر دل او گواست
چنین گفت کانکو به سود و زیان
نگوید نبندد بدی را میان
بپرسید کزو خو چه نیکوترست
که آن بر سر مردمان افسرست
چنین داد پاسخ که چون بردبار
بود مرد نایدش افسون به کار
نه آن کز پی سودمندی کند
وگر نیز رای بلندی کند
چو رادی که پاداش رادی نجست
ببخشید و تاریکی از دل بشست
سه دیگر چو کوشایی ایزدی
که از جان پاک آید و بخردی
بپرسید در دل هراس از چه بیش
بدو گفت کز رنج و کردار خویش
بپرسید بخشش کدامست به
که بخشنده گردد سرافراز و مه
چنین داد پاسخ کز ارزانیان
مدارید باز ایچ سود و زیان
بپرسید موبد ز کار جهان
سخن برگشاد آشکار و نهان
که آیین کژ بینم و ناپسند
دگر گردش کار ناسودمند
چنین داد پاسخ که زین چرخ پیر
اگر هست بادانش و یادگیر
بزرگست و داننده و برترست
که بر داوران جهان داورست
بد آیین مشو دور باش از پسند
مبین ایچ ازو سود و ناسودمند
بد و نیک از او دان کش انباز نیست
به کاریش فرجام و آغاز نیست
چو گوید بباش آنچ گوید بدست
همو بود تا بود و تا هست هست
بپرسید کز درد بر کیست رنج
که تن چون سرایست و جان را سپنج
چنین داد پاسخ که این پوده پوست
بود رنجه چندانک مغز اندروست
چو پالود زو جان ندارد خرد
که بر خاک باشد چو جان بگذرد
بپرسید موبد ز پرهیز و گفت
که آز و نیاز از که باید نهفت
چنین داد پاسخ که آز و نیاز
سزد گر ندارد خردمند باز
تو از آز باشی همیشه به رنج
که همواره سیری نیابی ز گنج
بپرسید کز شهریاران که بیش
به هوش و به آیین و با رای و کیش
چنین داد پاسخ که آن پادشا
که باشد پرستنده و پارسا
ز دادار دارنده دارد سپاس
نباشد کس از رنج او در هراس
پرامید دارد دل نیکمرد
دل بدکنش را پر از بیم و درد
سپه را بیاراید از گنج خویش
سوی بدسگال افگند رنج خویش
سخن پرسد از بخردان جهان
بد و نیک دارد ز دشمن نهان
بپرسید کار پرستش به چیست
به نیکی یزدان گراینده کیست
چنین داد پاسخ که تاریکخوی
روان اندر آرد به باریک موی
نخست آنک داند که هست و یکیست
ترا زین نشان رهنمای اندکیست
ازو دارد از کار نیکی سپاس
بدو باشد ایمن و زو در هراس
هراس تو آنگه که جویی گزند
وزو ایمنی چون بود سودمند
وگر نیکدل باشی و راهجوی
بود نزد هر کس تو را آبروی
وگر بدکنش باشی و بد تنه
به دوزخ فرستاده باشی بنه
مباش ایچ گستاخ با این جهان
که او راز خویش از تو دارد نهان
گراینده باشی به کردار دین
بداری بدین روزگار گزین
خرد را کنی با دل آموزگار
بکوشی که نفریبدت روزگار
همان نیز یاد گنهکار مرد
نباشی به بازار ننگ و نبرد
غم آن جهان از پی این جهان
نباید که داری به دل در نهان
نشستنت همواره با بخردان
گراینده رامش جاودان
گراینده بادی به فرهنگ و رای
به یزدان خرد بایدت رهنمای
از اندازه بر نگذرانی سخن
که تو نو به کاری گیتی کهن
نگرداندت رامش و رود مست
نباشدت با مردم بد نشست
بپیچی دل از هرچ نابودنیست
ببخشای آن را که بخشودنیست
نداری دریغ آنچه داری ز دوست
اگر دیده خواهد اگر مغز و پوست
اگر دوست با دوست گیرد شمار
نباید که باشد میانجی به کار
چو با مرد بدخواه باشد نشست
چنان کن که نگشاید او بر تو دست
چو جوید کسی راه بایستگی
هنر باید و شرم و شایستگی
نباید زبان از هنر چیرهتر
دروغ از هنر نشمرد دادگر
نداند کسی را بزرگی به چیز
نه خواری به ناچیز دارد بنیز
اگر بدگمانی گشاید زبان
تو تندی مکن هیچ با بدگمان
ازان پس چو سستی گمانی برد
وز اندازه گفتار او بگذرد
تو پاسخ مر او را به اندازه گوی
سخنهای چرب آور و تازه گوی
به آزرم اگر بفگنی سوی خویش
پشیمانی آید به فرجام پیش
چو بیکار باشی مشو رامشی
نه کارست بیکاری ار باهشی
ز هرکار کردن تو را ننگ نیست
اگر چند با بوی و با رنگ نیست
به نیکی به هر کار کوشا بود
همیشه به دانش نیوشا بود
به کاری نیازد که فرجام اوی
پشیمانی و تندی آرد به روی
ببخشاید از درد بر مستمند
نیارد دلش سوی درد و گزند
خردمند کو دل کند بردبار
نباشد به چشم جهاندار خوار
بداند که چندست با او هنر
به اندازه یابد ز هر کار بر
گر افزون ازان دوست بستایدش
بلندی و کژی بیفزایدش
همان مرد ایزد ندارد به رنج
وگر چند گردد پراگنده گنج
پرستش کند پیشه و راستی
بپیچد ز بیراهی و کاستی
برین برگ واین شاخها آخت دست
هنرمند دینی و یزدانپرست
همانست رای و همینست راه
به یزدان گرای و به یزدان پناه
اگر دادگر باشدی شهریار
ازو ماند اندر جهان یادگار
چنان هم که از داد انوشینروان
کجا خاک شد نام ماندش جوان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، موبد از کسری میپرسد که چگونه میتوان به خوشبختی و کامیابی دست یافت. کسری به او پاسخ میدهد که داشتن خرد و دانش، بخشش و نیکوکاری، از عوامل مهمی هستند که انسان را به کامیابی و سرمدی میرسانند. او همچنین بر اهمیت آشنایی با خوبیها و بدیها تأکید میکند و میگوید که انسانهای نیکوکار در زندگی جاودانه خواهند ماند، در حالی که بدکاران به فراموشی سپرده خواهند شد. در پاسخهایش، کسری بر اهمیت پرستش یزدان و رفتار نیک در دنیا نیز تأکید میکند و بر این نکته تأکید دارد که انسان باید با حکمت و تدبیر در زندگی عمل کند.
هوش مصنوعی: یک پیرمرد در کنار پهلوانی وجود دارد که به خاطر رفتار و گفتارش، کاملاً کهنسال و با تجربه به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: موبد از کسری نوشینروان دربارهٔ چیزی که در دفتری که مربوط به پهلوانان است، سؤال میکند.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه چیزی که انسان به شایستهترین شکل از خالق جهان میطلبد، ممکن است در دل خود او (پرستنده) نهفته باشد و ناشناخته باقی بماند.
هوش مصنوعی: خداوند باید به آرزوهای انسان پاسخ دهد و در ازای آن، بخت خوشی را نصیب او میکند.
هوش مصنوعی: شخصی دستانش را به سمت آسمان بلند کرده و از خدای جهان درخواست میکند.
هوش مصنوعی: کسی که آرزوهایش بیپاسخ میماند و به خواستههایش نمیرسد، همیشه در حال گریه و حسرت است و چهرهاش نشاندهندهی این اندوه است.
هوش مصنوعی: پیروز شاه به موبد گفت که دعا و خواسته از خداوند باید به اندازه و متعادل باشد، نه بیشتر.
هوش مصنوعی: از آرزوهایی که دل را پر از غم و اندوه میکند، آن است که فرد بخواهد از حد و اندازه خود فراتر رود.
هوش مصنوعی: پرسش کرد که نیکی در شأن چه کسی است و به نام کدام بزرگتر سزاوارتر میباشد.
هوش مصنوعی: گنج واقعی و ارزشمند متعلق به کسی است که بدون زحمت و تلاش به دستش بیاید، زیرا چنین گنجی عاقبت پایدار نمیماند.
هوش مصنوعی: کسی که بخشش نکند و از ثروت خود دریغ داشته باشد، سزاوار پادشاهی نیست، زیرا تا زمانی که بختش خوب باشد، بر تخت حکومت مینشیند، اما چنانچه روزگارش تیره شود، دیگر شایسته نخواهد بود.
هوش مصنوعی: از وجود و بخشش، مرد با بزرگی است. اگر تو گنج و ثروت داری، ولی آن را به کسی نبخشایی، در حقیقت مرد بزرگی نیستی.
هوش مصنوعی: کسری از خرد پرسید که اصل و بنیاد خرد چیست و در پی شادمانی خرد، باید به چه چیزی توجه کرد.
هوش مصنوعی: پاسخی که داده میشود این است که فردی که دانا و خوشحال است، خجالتش نمیگذارد که به نسب خود افتخار کند.
هوش مصنوعی: کسری از موبد پرسید که کدام دانش برای انسان سودمند است، در حالی که بدون دانش و بدون آسیب، فردی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: کسری پاسخ داد که هر کسی که خرد را پرورش دهد، جانش را نیز پرورش میدهد.
هوش مصنوعی: کسی که خرد و دانایی بیشتری دارد، از آن بهرهمند میشود، اما بیخردان در معرض آسیب و خطر هستند.
هوش مصنوعی: او (موبد) به کسری گفت که دانش بر قدرت و مقام سلطنت برتری دارد، زیرا عظمت و بزرگی تنها زینت بخش یک زمان یا مکان است و فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان پاسخ داد که کسی که دانا باشد، قادر است به برکت و بزرگی خود، تمام جهان را تحت فرمان و حمایت خود درآورد.
هوش مصنوعی: برای این که به جهان آسمانی اهمیت و یاد داشته باشی، باید دارای خرد (هوش و دانش)، نام (شهرت و اعتبار)، فر (جایگاه و مقام) و نژاد (خاندان و نسب) باشی.
هوش مصنوعی: او (موبد) اینگونه گفت که زیبایی و بهترین کسی که بر تخت است، چه کسی است و از کیست که بختش ناخوش و بد یمن است.
هوش مصنوعی: کسرا (شاه جهاندار) در پاسخ گفت که برای یاری، ابتدا باید از او درخواست کمک کرد.
هوش مصنوعی: بخشندگی، دانش و سنتهای نیک در زندگی اهمیت دارند، و دل او (کسری) از احساس بخشش و مهربانی پر است و به دادخواهی دیگران توجه دارد.
هوش مصنوعی: ششمین ویژگی که کسری باید داشته باشد، این است که کسی را به مقام بالایی برساند که خود مناسب و شایستهترین برای آن مقام باشد.
هوش مصنوعی: در هفتمین مورد، سخنهای نیک و بد در جهان بهگونهای است که هیچچیز در آن پنهان نمیماند و همه چیز آشکار است.
هوش مصنوعی: هرکس که دارای عالیترین صفات مانند شخصیت، عقل، مذهب و سعادت باشد، شایسته است که تاج و تخت زیبایی را در اختیار داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر هشتمین کسی که دشمن را بشناسد، به دوستی آزار نرساند، او از پادشاهان نیکوست.
هوش مصنوعی: پس از مرگ او، نام بدی از او باقی نخواهد ماند و در پایان، به سرانجامی خوش و شاداب خواهد رسید.
هوش مصنوعی: موبد از کسری درباره عدالت و خردی که باید داشته باشد، و همچنین دربارهٔ نیکی و بدی انسانها سوال کرد.
هوش مصنوعی: کسری در جواب میگوید که آز (حرص) و نیاز (احتیاج) دو دیو هستند که ذاتاً بد و فاسد بوده و به تدریج میتوانند روح انسان را خراب کنند.
هوش مصنوعی: هر کس که آرزوی بدی را در دل داشته باشد، آن دو دیو (آز و نیاز) که نمادهای زشت هستند، او را به خوی و سرشت اصلیاش بازمیگردانند.
هوش مصنوعی: اگر کسی پستی و سفلگی را انتخاب کند، از رنج و سختی در این خاکی که پر از گنج و ثروت است، رنج خواهد برد.
هوش مصنوعی: اگر دیوی بدبخت و ناراحت نباشد، هر دو طرف به یک حال و یک رفتاری تمایل دارند.
هوش مصنوعی: موبد از کسری پرسید که چه چیزی است که باید بر آن گریست و چه مقدار از آن وجود دارد؟
هوش مصنوعی: ما به خاطر گنج و تاج و نام از او (کسری) به امید نیستیم، بلکه از او به خاطر شادی و خوشبختی نیاز داریم.
هوش مصنوعی: او (کسری) چنین پاسخ داد که دانایی به او سخنی را عطا کرده و اندیشهای در دل و خاطرش به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: اولین سخنی که انسان میگوید، سودمند است و با صدای زیبا بیان میشود و کسی را آسیب نمیزند.
هوش مصنوعی: سخنگوی دانا و بینا را باید به عنوان یک شریک برای گفتوگو و بیان پیمان خود بپذیریم و به او اعتماد کنیم.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که شاعر باید آنقدر شعر بگوید که به درد مردم بخورد و از او در جهان یاد و خاطرهای باقی بماند.
هوش مصنوعی: در کنار سخنرانانی که در جستجوی مناسبترین زمان برای صحبت هستند، هر سال بر دیوان آب نشسته و سخن میگویند.
هوش مصنوعی: چهارمین فردی که دانای دلفریب را خواند، مردی بسیار باوقار و با عزت بود.
هوش مصنوعی: کسی که همیشه دربارهٔ موضوعات مختلف صحبت میکند، خواه داستان جدیدی باشد یا داستانی قدیمی، به نظر میرسد که او سخنوری توانمند است.
هوش مصنوعی: پنجمین کسی که باید سخن بگوید، باید دارای گفتاری گرم و دلنشین باشد و سخنش شیرین و لطیف و با صدایی ملایم بیان شود.
هوش مصنوعی: وقتی که سخنان را به هم بافتهای و به یکدیگر مرتبط کردهای، بیتردید به آرزوی دل خود رسیدهای.
هوش مصنوعی: موبد از کسری پرسید که چقدر زمان صرف کردهای تا روح را با دانش روشن کنی.
هوش مصنوعی: او میگوید که از هر کس که آموختهام، همه فهم و درک و جان را به خاطر تو ذخیره کردهام.
هوش مصنوعی: از کسانی که بد میگویند، میپرسم که چه میگویی؟ آیا میتوانی بگویی دانش چگونه به آستانه میرسد یا به کجا میآید؟
هوش مصنوعی: به دانش توجه کن و از گناه دوری کن، زیرا دانش ارزشمندتر از تاج و مقام است.
هوش مصنوعی: کسری از کسی پرسید که آیا ستایش و تعریف از آموختن را دیدهاست یا نه، و چه چیزی در آموختن واقعاً درخشان و مفید است.
هوش مصنوعی: میگوید که باید از دانایان آموخت و شنید؛ نمیگویم کسی که به مقامی رسیده، اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: او (کسری) پاسخ داد که کسی که از گنج (دانش) بهرهمند باشد، مانند کسی است که از زمین چیزی نمیتواند برداشت کند مگر اینکه خاکش را زیر پا بگذارد. این یعنی برای رسیدن به دانش، باید تلاش کرد و موانع را کنار زد.
هوش مصنوعی: در دانش، ارزش و اهمیت آن بیشتر از گنج و داراییهای مادی است و در نظر افراد باهوش، دانش از هر چیز دیگر گرامیتر و با ارزشتر محسوب میشود.
هوش مصنوعی: سخن و گفتار ما باید به عنوان یادگاری از تو، با گنج دانش و علم یکسان و برابر نباشد.
هوش مصنوعی: مرد عاقل و دانا از فرد پیر پرسید که آیا آموزهای وجود دارد و میتوان چیزی یاد گرفت؟
هوش مصنوعی: پاسخ داد که دانای پیر به خاطر دانش و دانایی جوان ناچار است به او پاسخ دهد.
هوش مصنوعی: انتخاب جوانی نادان و احمق به عنوان کسی برای مسئولیت، درست است، زیرا وقتی فردی نادان بمیرد، دیگر کسی نیست که بر او گریه کند و از او یاد کند.
هوش مصنوعی: موبد از کسری میپرسد که آیا تو همهٔ پادشاهان جهان را از روی تخت شاهنشاهی خود زیر نظر داشتهای؟
هوش مصنوعی: اکنون نام آن پادشاهان را بار دیگر به یاد میآوریم تا به خاطر بیاوریم که از دل سرد و بیاحساس چه برآمده است.
هوش مصنوعی: او (کسری) پاسخ داد که در دلش چیزی نیست و نمیتوان آن سنت را ستود؛ یعنی، او به رسم و رسوماتی که مورد تحسین قرار میگیرد، اعتقادی ندارد.
هوش مصنوعی: کسی که با قدرت و ظلم، بر دنیا حکومت کند و با شمشیر و ستم از جلوی حق و انصاف کنار برود، در واقع خود را در مسیر نادرستی قرار داده است.
هوش مصنوعی: موبد از کسری میپرسد که آیا میتوانی بیش از آنچه که تاکنون با دیگران صحبت کردهای، دربارهٔ موضوعی مهمتر و نامورتر سخن بگویی؟
هوش مصنوعی: در حال حاضر، سخن گفتن در سبک خاصی انجام نمیشود و نه به شیوهٔ جدید و نه به سبک قدیمی نیست.
هوش مصنوعی: کسری پاسخ داد که من سخن را بر اساس عمل و کردار میسنجیدم، نه فقط بر اساس گفتهها و حرفها.
هوش مصنوعی: موبد پرسید که در زمان شاهان، نماز و دعا اینقدر طولانی نبود و به این صورت انجام نمیشد.
هوش مصنوعی: ستایش شما بیشتر از آن خروش و صداهایی است که از نیایش و دعا بهوجود میآید.
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان در پاسخ گفت که خدای پاک (یزدان) پرستندگان خود را از خاک برمیخیزاند و به مقام بلند میرساند.
هوش مصنوعی: فلک (آسمان) را کسی میسازد که این جهان را همگی زیر فرمان او میآورد.
هوش مصنوعی: اگر این بنده (منظور کسری) این موضوع را نفهمد، هیچ ارزش و بهایی نخواهد داشت و از درد و سختی آزاد نخواهد شد.
هوش مصنوعی: از زمانی که تو به مقام پادشاهی رسیدی، بپرس تا بدانیم که چه سپاسی از جانب خداوند به تو داده شده است.
هوش مصنوعی: از آن کسانی که به تو دانش و علم بیشتری بخشیدهاند، قلب بدخواهان و دشمنان پر از کینه و نفرت شده است.
هوش مصنوعی: او (کسری) با احساس سپاسگزاری از خداوند میگوید که به خاطر روزگار خوشی که به او رسیده، باید از کردگار (خدا) شکرگزاری کند.
هوش مصنوعی: کسی جرئت نکرد تا از من بالاتر برود و از صدای من به خود لرزید و دستش را پس کشید.
هوش مصنوعی: شخصی بدخواه و دشمن در زمان جنگ به من زبانکج کرده بود، بهطوریکه وقتی گوپال و تاج من را دید، بخود لرزید و ترسیده شد.
هوش مصنوعی: موبد از کسری پرسید که در جنگ با خاور چهقدر شجاع و دلیر بودی و مانند شیر قوی و جسور عمل کردی؟
هوش مصنوعی: چون در سمت باختر، مقدمات جنگ را آماده کردی، شکیبایی و مداومت را با صبوری تنظیم کردی.
هوش مصنوعی: کسری در پاسخ به موبد میگوید که جوانها معمولاً به رنج و درد زندگی فکر نمیکنند و غرق در شادی و بیخیالی هستند.
هوش مصنوعی: هرگاه که سال به شصت برسد، باید با احتیاط و نرمش رفتار کرد و در برابر مسائل زندگی صبر و متانت به خرج داد.
هوش مصنوعی: سپاس و شکرگزاری از خداوند، که منبع نیک و بد و ادارهکنندهٔ جهان است.
هوش مصنوعی: در روزهای جوانی، ما توانایی و هنری داشتیم که به خوبی و بدی بها ندادیم و آنها را نادیده گرفتیم.
هوش مصنوعی: اکنون در روزهای پیری، به علم و دانایی و با اندیشه و ثروت و بخشندگی معروف هستیم.
هوش مصنوعی: جهان تحت تسلط آیین و فرهنگ ما قرار دارد و آسمان مانند زرهای است که ما را در برابر جنگها حفظ میکند.
هوش مصنوعی: شاهان پیشین زمان طولانی صحبت کردند و خواستند که این سخنان به وضوح بیان شود و رازهایی را که در دل داشتند، آشکار کنند.
هوش مصنوعی: شما (موبد) باید کمتر سخن بگویید و بیشتر عمل کنید، چرا که کارهای بزرگتر از حرفهاست و باید از ناموران گذشته یاد بگیرید.
هوش مصنوعی: هر پادشاهی که وجود دارد، یار و همراه خداوند است و از حمایت او برخوردار است.
هوش مصنوعی: هر کسی که بدنش را در رنج و درد قرار ندهد، نمیتواند نگهبان دنیا باشد.
هوش مصنوعی: شهریار خوشحال و پر از فکر از اوضاع و احوال این روزگار میپرسد.
هوش مصنوعی: او (کسری) پاسخ داد که مردم دانا هیچ ترسی از آسیب و خطر ندارند.
هوش مصنوعی: شاهان گذشته در مجالس عیش و خودمانی، جان خود را به اندازه جنگ و نبرد در خطر نمیانداختند.
هوش مصنوعی: او (کسری) گفت که هیچیک از شاهان پیشین هرگز از یاد نام برجام (شراب) در دل خود غافل نشدند.
هوش مصنوعی: نام من بر روی این جام نقش بسته و ذهنم توانسته است زمان را قبول کند و بپذیرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به گذشتهٔ شاهان نگاه کند، میفهمد که آنها برای حفظ جان خودشان مراقب بدنشان بودهاند.
هوش مصنوعی: باید به دارو و روشهای درمانی پزشکان توجه کرد تا دچار مشکل و غصه نشود.
هوش مصنوعی: او (موبد) چنین پاسخ داد که بدن همیشه تحت تأثیر تغییرات آسمان و زمان قرار دارد و نمیتوان به طور دقیق برای مدت آنچه را که بر سرش میآید تعیین کرد.
هوش مصنوعی: در این بیت گفته شده که اگر زمانی فرا برسد که تقدیر و سرنوشت انسان به او اجازه ندهد، حتی بهترین داروها هم مفید نخواهند بود و نمیتوانند او را نجات دهند. گردش روزگار بر همه چیز تاثیر میگذارد و نمیتوان از آن گریخت.
هوش مصنوعی: وقتی زمان رفتن فرا رسد، دیگر امکان احتیاط و پرهیز وجود ندارد.
هوش مصنوعی: موبد از کسری پرسید که چه مقدار از مردم جهانآفرین (خدا) را ستایش و نیایش میکنند.
هوش مصنوعی: اگر زمانی نباشد که دل انسان شاد باشد، به این معناست که ذهن او همیشه نگران و غمگین است.
هوش مصنوعی: کسری (شاه) پاسخ داد که دل او نمیتواند از اندیشه جدا باشد و همواره با سرنوشت (چرخ گردان) در ارتباط است.
هوش مصنوعی: من میترسم که کسی که ستایش میکند، فقط به خاطر ترس از ما این کار را انجام میدهد و در واقع نیایش نمیکند.
هوش مصنوعی: ستایش نباید بیشتر از این باشد، زیرا ما راز دل خود را در اختیار کسی قرار نمیدهیم که در مقام پایینتری قرار دارد.
هوش مصنوعی: کسری از موبد میپرسد که شادی و خوشحالی از فرزند چه معنایی دارد و همچنین خوشیهای ناشی از ارتباطات و پیوندها چگونه است.
هوش مصنوعی: او (کسری) پاسخ داد که هر کس که در این دنیا به فرزندش بماند، نام او هرگز پنهان نمیشود و همیشه در یادها باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: وقتی فرزند به دنیا میآید، از زیبایی و شیرینی زندگی لذت میبرد و به خاطر همان لذایذ، از کارهای ناپسند دور میشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی از درد و رنجی که دارد بگذرد، کم است، زیرا فرزند او را با چهرهای زرد و بیحال میبیند.
هوش مصنوعی: میپرسد که دنیا برای چه کسی آسان و راحت است، و چرا او از کردار نیک خود پشیمان شده است؟
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که کسی که یزدان (خدا) را میپرستد، سرنوشت و زمانه را به دست میگیرد.
هوش مصنوعی: تنی که به راحتی زندگی میکند و تن آسایش را میجوید، مانند سگی که به خاطر ترس از خطر بیشتر نگران میشود.
هوش مصنوعی: سخن در مورد کردار نیک است و آنچه بر زبان میآید. اگر کسی از درد و رنج خود بگوید، در دل و جانش، کردار نیک او پنهان است و باید آن را در بازار یا میدان عمل نمایان سازد.
هوش مصنوعی: هیچ چیز در دنیا پستتر از کسی نیست که نیکی را با ناسپاسی جبران کرده باشد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بدی کند و بمیرد، نام او از دیوان عالم محو خواهد شد و دیگر کسی او را به یاد نمیآورد.
هوش مصنوعی: هر کسی که کار نیک انجام دهد، زمانه و روزگار او را همواره در نظر خواهد داشت و به یاد خواهد آورد.
هوش مصنوعی: چه نیازی به ستایش نیکی است وقتی که مرگ فرامیرسد و هر دو (نیکی و بدی) را به یک شکل میبیند و با هم وداع میکند.
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که کارهای نیک، در هر کجا و در هر روزگاری، باید مورد توجه و احترام قرار گیرد.
هوش مصنوعی: کسی که نیکوکار است هرگز نمیمیرد، بلکه او آرامش پیدا میکند و جانش را به خداوند تسلیم میسازد.
هوش مصنوعی: کسانی که از فردی که بد نام است باقی ماندهاند، خود نیز آغاز و پایانشان بد بوده است.
هوش مصنوعی: هیچکس که از او بدی به جا مانده، آسوده نیست و اگر صدای بدی از او در زمانه بماند، راحت نمیتواند زندگی کند.
هوش مصنوعی: بپرسد که چه کاری بالاتر از مرگ وجود دارد، و اگر چنین چیزی باشد، ما چه باید با آن انجام دهیم.
هوش مصنوعی: کسری در پاسخ میگوید که اگر از این دنیای تاریک و خاکی عبور کنی، به روحی پاک و بیآلایش میرسی.
هوش مصنوعی: هر کسی که در ترس و غم زندگی کند، باید بر این زندگی سخت و پُر از مشکل خود گریه کند.
هوش مصنوعی: از کسری میپرسند که کدامیک از این دو (زندگی در ترس و غم) برای انسان گرانتر و دردناکتر است، چرا که هر دوی اینها باعث نارضایتی و غم میشوند.
هوش مصنوعی: به او پاسخ میدهد که جز اندوه، هیچ چیزی را به اندازهی سنگینی کوه محاسبه نکن، زیرا همین اندوه است که انسان را خسته و فرسوده میکند.
هوش مصنوعی: اگر اندوهی در زندگی وجود ندارد، پس چه نگرانی هست؟ به طور کلی، در جهان جز اندوهی دائمی و طاقتفرسا وجود ندارد.
هوش مصنوعی: از کسری پرسید که چه کسی با گنج و ثروت بیشتر است، کسی که بدون زحمت و رنج به این ثروت رسیده باشد.
هوش مصنوعی: پرسید که این فرد بدذات و زشترو کیست که از عزت و احترام دور مانده و به بهشت نزدیک نیست.
هوش مصنوعی: کسری پاسخ داد که زنی که شرم و حیا نداشته باشد، در دنیا به او آوازهای نیک نمیدهند و سخنانش نیز نرم و دلنشین نیست.
هوش مصنوعی: از مردان بدتر کسی است که نادان است، چرا که تمام زندگیاش در حبس ignorance و جهل سپری میشود.
هوش مصنوعی: چون به درگاه خداوند (یزدان) رو آورد و تن خویش را که به گناه آلوده است، بر دل خود سنگینی میکند و زشت و سیاه کرده است.
هوش مصنوعی: مردم از کسری پرسیدند که چه کسی راستگوست و میتوان به او اعتماد کرد بهگونهای که دل او شاهدی بر حقیقت باشد.
هوش مصنوعی: آن کس که در مورد نیکی و بدی صحبت نمیکند، و از قضاوت دربارهی خوبی و بدی پرهیز دارد، نمیتواند بدی را بین انسانها محدود کند و مانع از آن شود.
هوش مصنوعی: موبد از کسری پرسید که بهترین چیز چیست که بر سر مردم زینت (افسر) است.
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان در پاسخ به سوال موبد میگوید که اگر مردی بردبار و صبور باشد، هیچ افسون و جادو نمیتواند به او آسیب برساند.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر منفعت شخصی یا سودجویی، به کار یا نظر بلند و فکورانهای دست میزند، قابل اعتماد نیست و از او انتظار نیکوکاری نمیرود.
هوش مصنوعی: مثل راد که هیچ پاداشی از رایت نمیطلبد، او نیز بخشش کند و از دل خود کینه و تاریکی را دور کند.
هوش مصنوعی: انسانی که دارای کوشایی و تلاش الهی باشد، مانند کسی است که از جان پاک و智慧 برخوردار است.
هوش مصنوعی: موبد از کسری پرسید که چرا در دل خود نگران است و کسری پاسخ داد که این نگرانی ناشی از رنجهایی است که به خاطر اعمال خودش متحمل شده است.
هوش مصنوعی: موبد از کسری پرسید که بخشش چیست و به چه کسی تعلق دارد تا بخشنده بهخاطر آن سرافراز و با سربلندی شود.
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که از ثروتمندان (خوددار) و کمفروشان (آرزو نکردن سود زیاد) دوری کنید، زیرا در این راه، نتیجهای از سود و زیان به دست نخواهید آورد.
هوش مصنوعی: موبد از اوضاع و احوال دنیا سؤال کرد و او به بیان واضح و غیرمخفی پاسخ داد.
هوش مصنوعی: من در این عالم، آیین و رفتارهایی را میبینم که نادرست و غیرقابل قبول هستند و دگرگونیهای این امور، به خوبی پیش نمیروند.
هوش مصنوعی: او در پاسخ گفت که اگر از این دنیا کهن (چرخ پیر) کسی با دانش و یادگیری (بادانش و یادگیر) وجود دارد، باید در این شرایط نیز پاسخگو باشد.
هوش مصنوعی: مردی بزرگ و فرزانه است که بالاترین مقام را دارد و خود قاضی و داور بر دیگر داوران جهان به حساب میآید.
هوش مصنوعی: بد اخلاق و رفتار نشو و با چیزهایی که مورد پسند نیستند، فاصله بگیر، زیرا هیچ بهرهای از آنها نمیبردی و نه به سود و نه به ضرر تو نخواهد بود.
هوش مصنوعی: بد و نیک را از آن شخص ندان زیرا که او در کارهایش هیچ پایانی و آغازینی ندارد.
هوش مصنوعی: هرگاه او بگوید که بمان و بایست، همین گفته از آنِ اوست تا زمانی که وجود دارد و هستی ادامه دارد.
هوش مصنوعی: موبد از کسری میپرسد که درد و رنج به خاطر چه کسی است، چرا که بدن مانند خانهای برای روح است و روح در آن در عذاب است.
هوش مصنوعی: موبد به کسری پاسخ میدهد که این بدن مثل پوستهای است که درد و رنج را تحمل میکند، در حالی که مغز و حقیقت زندگی در درون آن است.
هوش مصنوعی: وقتی که روح از بدن جدا شود، دیگر هیچ خرد و دانشی در آن نخواهد بود و مثل این است که جان انسان بر روی خاک افتاده باشد.
هوش مصنوعی: موبد از کسری پرسید که در مورد پرهیز چه باید گفت و اینکه آز و نیاز (همان خواستهها و نیازها) را از چه کسی باید پنهان کرد.
هوش مصنوعی: خردمند (عاقل و با هوش) پاسخ داد که آز (آرزو و طمع) و نیاز (خواستن چیزهایی) اگر وجود داشته باشد، مناسب است، اما نباید (این دو را) پس از رسیدن به هدف و خواستهها ایجاد کرد.
هوش مصنوعی: اگر تو همیشه در پی آز (خواست و طمع) باشی، همواره در رنج و مشکل خواهی بود، زیرا هیچگاه از خزینه و ثروت سیر نخواهی شد.
هوش مصنوعی: پرسید که از میان پادشاهان، کدام یک دارای هوش، دین، فکر و آیین بهتر بودند.
هوش مصنوعی: پاسخ داد که آن پادشاهی که پرستنده خدا و نیکوکار باشد، همان کسی است که به حقیقت حکمرانی میرسد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به خداوند، که دارنده و بخشنده است، سپاسگزارت باشد، نباید از رنج و مشکلات زندگی ترس داشته باشد.
هوش مصنوعی: دل نیکوکار، امید و آرزو دارد، اما دل کسانی که بدکارند، پر از ترس و غم است.
هوش مصنوعی: او سپاه را با داراییهای خود مایهدار میکند و رنج و سختیهایش را به سوی فرد بد کردار میفرستد.
هوش مصنوعی: سخن را از افراد دانا و خردمند جهان میپرسد، زیرا دشمنی که دارد، اسرار و کید خود را از او پنهان کرده است.
هوش مصنوعی: از موبد پرسیدند که عبادت خداوند به چه شکل است و کسی که به نحو احسن به یزدان گرایش دارد کیست.
هوش مصنوعی: پاسخ داد که کسی که از نور حقیقت بیخبر باشد و به سوی تاریکی برود، مانند کسی است که در تاریکی به دنبال باریکترین مو میگردد.
هوش مصنوعی: کسی که میداند چه چیزی هست و آنها را بهعنوان یک حقیقت میبیند، با این نشانه به تو میگوید که باید کمی توجه کنی و راهنمایی بگیری.
هوش مصنوعی: از او (خدا) باید به خاطر کارهای نیک سپاسگزاری کرد و از او باید ایمن بود، زیرا اگر از او دور شویم، دچار هراس و ترس میشویم.
هوش مصنوعی: وقتی تو از خطر بترسی و به دنبال آن باشی، در این صورت چگونه میتوانی از ایمنی بهرهمند شوی؟
هوش مصنوعی: اگر نیکدل و جویای حقیقت باشی، برای هر کسی محبوب و مورد احترام خواهی بود.
هوش مصنوعی: اگر به کارهای بد ادامه دهی و در زندگیات بدی کنی، به جهنم فرستاده خواهی شد.
هوش مصنوعی: با این جهان بیپروا و جسور نباش، زیرا این جهان در دل خود رازهای تو را پنهان دارد و از آنها آگاه است.
هوش مصنوعی: اگر در کردار خود به دین پایبند باشی، در این دنیای امروز به او توجه کن و بر اساس آن عمل کن.
هوش مصنوعی: اگر خرد را به دل یاد بدهی و تلاش کنی که روزگار تو را فریب ندهد، به موفقیت خواهی رسید.
هوش مصنوعی: شخص گنهکار نباید در بازار، جایی که اعتبار و آبرو اهمیت دارد، شناخته شود و نامش بدین خاطر مورد نفرت و تحقیر قرار گیرد.
هوش مصنوعی: غم و اندوه دربارهٔ آن جهانِ بعد از مرگ و قیامت نباید در دل پنهان کنندهٔ این جهان باشی.
هوش مصنوعی: همواره باید با افراد دانا و خردمند نشستی و در کنار آنها باشدی تا به آرامش و شادی پایدار دست یابی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی تحت تأثیر فرهنگ و فهم درست قرار بگیری، باید به خدای خرد (یزدان) تسلیم شوی و از او راهنمایی بگیری.
هوش مصنوعی: سخن را به اندازه و درستی بگوی و از حد خود فراتر نرو، زیرا تو تازهوارد و ناآشنا به کارهای این جهان کهن هستی.
هوش مصنوعی: اگر شادمانی و خوشی تو را به انحراف بکشاند، با افراد بد و ناپسند دوست نباش.
هوش مصنوعی: دل را از هر چیزی که موجب هلاکت و ضرر است منحرف کن و آن را ببخش که قابل بخشش است.
هوش مصنوعی: اگر تو چیزی از دوستت داری، نباید برای آن احساس تاسف یا دریغ کنی، زیرا اگر او را با چشم معتبر ببینی، آنچه داری حتی اگر تنها ظاهری باشد، ارزشمند است.
هوش مصنوعی: اگر دو دوست با هم در ارتباط باشند، نباید کسی به عنوان واسطه میان آنها قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر با کسی که نیت نادرستی دارد و به تو دشمنی میکند، نشستی، طوری رفتار کن که او نتواند به تو آسیب برساند یا بر تو مسلط شود.
هوش مصنوعی: وقتی کسی به دنبال راه درست و پایدار باشد، باید به هنر، شرم و شایستگی توجه کند.
هوش مصنوعی: زبان نباید بر هنر برتری داشته باشد و نباید دروغ را برتری در هنر به حساب آورد، زیرا دادگری و انصاف بر حقیقت و هنر ارجحیت دارند.
هوش مصنوعی: هیچکس به واسطهٔ یک چیز بزرگ نمیشود و به سبب چیزهای ناچیز و بیارزش هم کوچک و بیمقدار نمیگردد.
هوش مصنوعی: اگر بدگمانی باعث شود که زبان تو به سخن بیفتد، هیچگاه نباید با افرادی که بدگمان هستند تند برخورد کنی.
هوش مصنوعی: پس از آن، وقتی که بدگمانی برطرف شد و دیگر ضعف در آن احساس نشود، تو هم از حد گفتههای او فراتر نرو.
هوش مصنوعی: به او پاسخ بده و سخنانش را به اندازه بازگو کن، همچنین از کلمات شیرین و جدید استفاده کن.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر شرم خودت را به سوی من بکشانی، در پایان کار، پشیمانی به سراغت خواهد آمد.
هوش مصنوعی: وقتی بیکار هستی، خودت را شاد نکن، زیرا بیکاری به هیچ وجه درست نیست، حتی اگر از آن لذت ببری.
هوش مصنوعی: انجام هر کاری برایت ناپسند نیست، حتی اگر آن کار به بوی و رنگ خاصی مربوط نباشد.
هوش مصنوعی: او همیشه در انجام هر کار کوشاست و به خوبی و نیکی تلاش میکند و به دانش و آگاهی توجه دارد.
هوش مصنوعی: هر کاری که فرجام آن باعث پشیمانی و خشم میشود، باید از آن پرهیز کرد.
هوش مصنوعی: کسی که از درد و رنج دیگران میگذرد و به آنها کمک میکند، دلش به سوی درد و آسیب دیگران نمیرود و این نشان از رحمت و بخشش اوست.
هوش مصنوعی: خردمند کسی است که صبر و بردباری دارد و اگر دلش را از چیزی بکند، برتر از دیگران خواهد بود؛ اما اگر بر صورت جهاندار (پادشاه یا حکمران) بیفتد، او را خوار و بیارزش میداند.
هوش مصنوعی: بداند که چه مقدار هنر با اوست و از هر کاری چه اندازه بهرهمند میشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی فراتر از آنچه که شایسته است، او را ستایش کند، ویژگیهای خوب و بد او را افزایش خواهد داد.
هوش مصنوعی: آن مرد که خداوند (ایزد) ندارد، در رنج و دشواری نمیافتد، حتی اگر ثروتش پراکنده شود یا از دست برود.
هوش مصنوعی: کسی که به درستی و راستی پرستش میکند، از انحراف و ضعف و نقص دور میشود.
هوش مصنوعی: دست خالق هنرمند، این برگها و شاخهها را به زیبایی آفریده است و نشاندهندهٔ ایمان به دین و پرستش یزدان (خدا) است.
هوش مصنوعی: رای و نظر همواره یکسان است و مسیر درست همین است؛ به سوی خداوند برو و به او پناه آور.
هوش مصنوعی: اگر شهریار (کسری) دادگستر و نیکوکار باشد، از او در عالم چیزی باقی میماند که یادش را زنده نگه دارد.
هوش مصنوعی: انوشینروان (کسری)، با عدالتش یاد و نام ماندگاری از خود به جا گذاشت که حتی پس از مرگش نیز باقی میماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.