رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۸۹
پر بکنده، چنگ و چنگل ریخته
خاک گشته، باد خاکش بیخته
رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۳۴
سرشک از مژه همچو در ریخته
چو خوشه ز سارونه آویخته
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را
ببستش بر آن گونه آویخته
وز او خون دل بر زمین ریخته
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۴ - رفتن رستم به عنوان فرستاده به مازندران، نمایش قدرت و بازگشت با خبر
کلاهور با دست آویخته
پی و پوست و ناخن فروریخته
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۳۱ - سوگند اسفندیار بر کین ارجاسپ، جان دادن فرشیدورد و تاختن بر طلایهٔ ترکان
بدین رزم خونی که شد ریخته
تو باشی بدان گیتی آویخته
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۱ - مرگ اردشیر و تاجگذاری همای، زادن نهانی پسر، افکندنش به فرات و یافتن گازر
بسی زر سرخ اندرو ریخته
عقیق و زبرجد برآمیخته
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۱ - یافتن گنج گاوان جمشید به نشان دهقان، نپذیرفتن بهرام و بخشش گوهر به نیازمندان
زبرجد به آخر درون ریخته
به یاقوت سرخ اندر آمیخته
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵ - دیدار خسرو و بهرام چوبین در نهروان، رد آشتی و ستیزه بر شاهی، و بریدن کمند تاج
هران خون که شد در جهان ریخته
توباشی بران گیتی آویخته
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۱ - بنای ایوان خسرو: شتاب شاه، گریز و بازگشت استاد رومی با برهان نشست دیوار
یکی حلقه زرین بدی ریخته
ازان چرخ کار اندر آویخته
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۲ - گردش کیخسرو در ایران و نیایش آذرگشسپ، سوگند کین افراسیاب و یاری پهلوانان به جنگ
هران خون که آید به کین ریخته
گنهکار او باشد آویخته
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۳ - آرایش و سان سپاه کیخسرو بر جنگ توران، پیمان پهلوانان و گسیل فرامرز به هند
عقیق و زمرد بر او ریخته
به مشک و گلاب آندرآمیخته
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۴ - نامهٔ آشتیجوی پیران به گودرز، پیشنهاد بخشش مرزها و پاسخ کینهتوز گودرز
هر آن خون که آید به کین ریخته
تو باشی بدان گیتی آویخته
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۱ - نبرد کیخسرو و افراسیاب: دعای شاه و باد سخت، گریز به بهشت گنگ و نامه به فغفور چین
همه کوفته لشکر و ریخته
به شیرین روان اندر آویخته
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۶۸ - جنگ میان گو و طلخند
که هر خون که باشد برین ریخته
تو باشی بدان گیتی آویخته
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان
از آن خون با خوشه آمیخته
که هست رگ تاک رز ریخته
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۳ - رزم سوم گرشاسب با خسرو هندوان
ز تن رفته خون با گل آمیخته
چو خیک سیه باده زو ریخته
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۶ - پاسخ دادن بهو مهراج را
ز گِردش صدف بیکران ریخته
به گل موج دریا برآمیخته
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۴۳ - دیگر پرسش گرشاسب از سرشت جهان
چو این چار گوهر شد آمیخته
ز هفت و ده و دو در آویخته
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۶۳ - شگفتی جزیره درخت واق واق
ز چندین بر و برگ آمیخته
چرا نیست جز اندکی ریخته
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۶۴ - شگفتی جزیره قالون و جنگ گرشاسب با سگسار
ز چرخ اختر از بیم بگریخته
شب از روز دست اندر آویخته
