آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشست
گو مهیا شو که میباید به سد حیرت نشست
آمدم تا روبم و در چشم نومیدی زنم
گرد حرمانی که بر رویم در این مدت نشست
بزم ما را بهر چشم بد سپندی لازمست
غیر را میباید اندر آتش غیرت نشست
مسند خواری بیارایید پیش تخت ناز
زانکه خواهیم آمد و دیگر به سد عزت نشست
وحشی آمد بر در رد و قبولت حکم چیست
رفت اگر نبود اجازت ور بود رخصت نشست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حسرت و انتظار برای وصال محبوب میپردازد. او از سرگذشت خود در غیبت محبوب میگوید و اشاره میکند که برای رسیدن به بزم عشق، باید آماده و مهیا باشد. شاعر همچنین نیاز به ایجاد سپر حفاظتی در برابر چشمهای بد و حسادت دیگران را احساس میکند. در نهایت، او سراغ محبوب میآید و از او درخواست میکند که درباره ورودش به محفل عشق، حکم و مجوزی دهد. مضمون کلی شعر نشاندهندهی longing و آرزوی شاعر برای وصال و عشق است.
هوش مصنوعی: کس که بدون ما جشن شادمانی را تجربه کرد و در لذتها غرق شد، اکنون آماده باش، زیرا باید در برابر شگفتیها و حیرتها نشستی پر از تفکر داشته باشی.
هوش مصنوعی: به دیدار تو آمدهام تا با شوق و اشتیاق، احساس یأس و ناامیدی را از خودم دور کنم و غم و اندوهی که مدتهاست بر چهرهام نشسته، برطرف کنم.
هوش مصنوعی: برای محافظت از محفل ما در برابر چشمهای بد، باید سپندی داشته باشیم. دیگران را باید در آتش غیرت خود بسوزانیم.
هوش مصنوعی: به درگاه حاکم نازپرور، فرش ذلت و خواری بگستراید، چرا که به زودی میآییم و دیگر بر تخت عزت نخواهیم نشسته بود.
هوش مصنوعی: وحشی به در خانهات آمد و درباره ورود و پذیرش او نظر تو چیست؟ اگر اجازه نداشتی که بیاید، پس چرا رفت؟ و اگر اجازه داشتی، چرا نشسته است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.