بزرگ جهان! گر توانستمی
به جان خاک صدر تو بخریدمی
بپرسیدمت در چنین عارضه
وگر روی بودی نپرسیدمی
تو دانی که گر وصل ممکن بدی
فراق جناب تو نگزیدمی
ولیکن چو من دوستدار توام
تو را در چنان حال چون دیدمی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
بزرگ جهان! گر توانستمی
به جان خاک صدر تو بخریدمی
بپرسیدمت در چنین عارضه
وگر روی بودی نپرسیدمی
تو دانی که گر وصل ممکن بدی
فراق جناب تو نگزیدمی
ولیکن چو من دوستدار توام
تو را در چنان حال چون دیدمی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق اشاره میکند. او آرزو دارد که اگر امکان داشت، تمام جهان را برای به دست آوردن جان و دل معشوق خریداری کند. او در شرایطی قرار دارد که از محبت و وصال او مینالد و احساس فراق را تحمل میکند. در نهایت، شاعر بیان میکند که هرگز این فراق را نمیپذیرد و عشقش به معشوق در هر حال ادامه دارد.
هوش مصنوعی: ای بزرگ جهان! اگر امکانش بود، با جان خود، بر صدر تو جا میگذاشتم.
هوش مصنوعی: از تو پرسش میکردم در چنین موقعیتی، اما اگر چهرهات در دسترس بود، هرگز نمیپرسیدم.
هوش مصنوعی: تو میدانی که اگر امکان وصل وجود داشت، هرگز جدایی از تو را انتخاب نمیکردم.
هوش مصنوعی: اما وقتی که تو را در آن حال دیدم که من دوستدار توام، احساساتم را نمیتوانم بیان کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جوان بودم و پنبه فخمیدمی
چو فخمیده شد دانه برچیدمی
چو آن چهرهٔ خسروی دیدمی
از آن نامداران بپرسیدمی
کز آن باغ رنگین رطب چیدمی
و زو دادمی هر که را دیدمی
در آیینه گر خویشتن دیدمی
به بی دانشی پرده ندریدمی
ز هر گلستانی گلی چیدمی
ز هر غنچهای خردهای دیدمی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.