بزرگی گفت ایّوب پیمبر
که چندین سال گشت از کِرم مضطر
ز چندان رنج آهی بود مقصود
چو کرد آهی نجاتش داد معبود
زکریا ارّهٔ بر سر بزاری
بدوگفتا اگر آهی برآری
کنم از انبیا بسترده نامت
مزن دم تا کند ارّه تمامت
عجایب بین کزان یک آه میخواست
وزین یک خامشی را ز آه میخواست
نه آهی میتوان کرد از بر خویش
نه خامش میتوان بودن، بیندیش
چو دریائیست این دو چشم و جانی
نه سر پیدا ونه بُن نه میانی
درین دریا نه خاموشی نه گفتار
نه ساکن بودنت لایق نه رفتار
جوانمردا تو چندین پیچ پیچی
چگونه میبری چون هیچ هیچی
هزاران پرده بیش از ظلمت و نور
چگونه منقطع گردد رهی دور
هزاران بند داری تا قیامت
چگونه ره بری راه سلامت
مگر از پیش برخیزد حجابی
ز لطف حق بتابد آفتابی
که چون آن لطف از پیشان نباشد
جهانی درد را درمان نباشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، ایوب پیامبر که سالها در سختی و رنج بوده، به دعا و آه خود از خداوند استغاثه میکند و با اندوه به پیغامبری زکریا روبرو میشود. زکریا به او میگوید که اگر آهی از دل برآورد، خداوند نامش را در زمره انبیا خواهد آورد. ایوب به چالش میکشد که کار آسانی نیست، چرا که بین سکوت و فریاد، دریایی از احساسات و پیچیدگیها وجود دارد. او از شرایطی سخن میگوید که در آن برای رهایی از رنج و درد، نیازمند الطاف الهی است و هرگاه این لطف از آسمان نتابد، درمانی برای دردهای جهانی نخواهد بود. در نهایت، او به این باور میرسد که تنها با شکستن پردهها و حجابها، راه سلامت و رهایی ممکن میشود.
هوش مصنوعی: بزرگی به ایوب پیامبر گفت: چه اندازه زمان گذشته است که دچار مشکلات و رنجهای زیادی شدهای.
هوش مصنوعی: در اثر بسیاری از رنجها، هیچچیز جز یک آهم وجود نداشت. اما وقتی آن آه را سر داد، خداوند او را نجات داد.
هوش مصنوعی: زکریا، اگر تیغهٔ ارّه را بر سرت گذاشتهای، بدو گفت که اگر حتی یک آه از تو برآید، به خاطر آن این کار را قبول نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: من از دستهای بندگان خدا گذشتهام، پس نام تو را بر زبان نیاورم تا زنجیر تو کامل نباشد.
هوش مصنوعی: عجایبی را ببین که تنها با یک آه میتوانستند به وجود بیایند و از سکوت یک نفر، این آه به وجود میآید.
هوش مصنوعی: نه میتوانی از دل خود آه بکشید و نه میتوانی بیصدا بمانی، باید فکر کنی.
هوش مصنوعی: چشمهای او مانند دریا است و جانش به گونهای است که نه ابتدایی دارد و نه انتهایی و همچنین جایی میانی برایش مشخص نیست.
هوش مصنوعی: در این دریا نه سکوتی وجود دارد و نه سخنی به میان میآید، نه بودن در آنجا مناسب است و نه نوع رفتارهایت.
هوش مصنوعی: ای جوانمردان، شما که در پیچ و خمهای زندگی گرفتارید، چگونه میتوانید این مسیرها را بگذرانید در حالی که در واقع هیچچیز از آنچه که به دنبال آن هستید، ندارید؟
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که هزاران پرده و مانع که هم از تاریکی و هم از نور تشکیل شدهاند، از مسیر دوری جدا شوند؟
هوش مصنوعی: تو هزاران مشکل و محدودیت داری، پس چگونه میخواهی در طول زندگی به مسیر درست و سالم ادامه دهی؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که پردهای از رحمت الهی کنار نرود، نور حقیقت آشکار نخواهد شد.
هوش مصنوعی: چنانچه آن نعمت و مهربانی در زندگی نباشد، هیچ درمانی برای دردها و مشکلات دنیا وجود نخواهد داشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.