عهد پیشین را یکی استاد بود
چارصد صندوق علمش یاد بود
کار او جز علم و جز طاعت نبود
فارغ او زین هر دو یکساعت نبود
بود اندر عهد او پیغامبری
وحی حق بگشاد بر جانش دری
گفت با آن مرد گوی ای بی قرار
گرچه هستی روز وشب در علم وکار
چون تو دنیا دوستی حق ذرهٔ
از تو نپذیرد چه باشی غرهٔ
چون ز دل دنیات دور افکنده نیست
جای تو جز دوزخ سوزنده نیست
صد جهان با علم و با معنی بهم
دوزخ آرد بار با دنیا بهم
تا بود یک ذره دنیا دوستی
با تن دوزخ بهم هم پوستی
میروی در سرنگونساری که چه
دشمن مادوست میداری که چه
چند نازی زین سرای خاکسار
همچو مرداری و کرکس صد هزار
هست دنیا گنده پیری گوژپشت
صد هزاران شوی هر روزی بکشت
هر زمان گلگونهٔ دیگر کند
هر نفس آهنگ صد شوهر کند
از طلسم او نشد آگه کسی
در میان خاک و خون دارد بسی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این بخش از "مصیبتنامه" به بیان حقیقتهای زندگی و دوری از دنیا طلبی میپردازد. او از استادی سخن میگوید که عمرش صرف علم و عبادت شده، اما حتی با وجود دانش و تقوا، اگر دلبستگی به دنیا دارد، شایسته عذاب است. او این دنیا را آسیبزننده و فریبنده توصیف میکند و به انسانها هشدار میدهد که از دنیای زودگذر به دور باشند. به تصویر کشیدن زندگی دنیا به عنوان درهم و برهم و بیارزش، شاعر بر اهمیت زهد و ترک دنیای فانی تأکید میکند. در نهایت، او به مخاطب میگوید که براستی به حقیقت وجود خود توجه کند و از فریبهای دنیا فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: در گذشته، معلمی وجود داشت که چهارصد صندوق علم و دانش او را به یادگار گذاشتهاند.
هوش مصنوعی: کار او تنها در علم و اطاعت بود، و یک لحظه هم از این دو خالی نبود.
هوش مصنوعی: در زمان او، پیامبری وجود داشت که وحی حق را بر دلش گشوده بود.
هوش مصنوعی: به او بگو ای ناآرام، هرچند که در علم و فعالیت خود مشغول هستی، اما هنوز هم دچار تلاطم هستی.
هوش مصنوعی: وقتی که تو به دنیای فانی وابستهای، حق از تو به اندازهٔ یک ذره هم چیزی قبول نخواهد کرد، پس تو چه چیزی هستی که خود را فریب میزنی؟
هوش مصنوعی: وقتی که از دل و قلبت دنیای مادّی را دور کردهای، جایی برای تو جز آتش دوزخ وجود ندارد.
هوش مصنوعی: یک دنیا با دانش و معانی عمیق میتواند برای انسان عذاب و رنجی بزرگ ایجاد کند، همانطور که دنیا و مسائل آن نیز میتواند بار سنگینی بر دوش انسان بگذارد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دل انسان کمی عشق به دنیا وجود دارد، رابطه او با جسم و دنیای مادی شبیه به دوستی با آتش جهنم خواهد بود.
هوش مصنوعی: به جایی میروی که در آن خطر و مشکلات زیادی وجود دارد، در حالی که دشمنی که باید با او مقابله کنی، چیزی نیست که تو را نگران کند.
هوش مصنوعی: بیش از حد به زیباییها و جذابیتهای دنیای خاکی اینجا مینازیم، در حالی که مانند چیزی بیارزش و زشتی همچون لاشه و کفتار هستیم.
هوش مصنوعی: دنیا مانند پیرمردی کجراست است که هر روز عدهای را به دلیل مشکلات و سختیهایش میکشد.
هوش مصنوعی: هر زمان که او چهرهای جدید و زیبا به خود بگیرد، هر لحظه مانند این است که دلها را به سوی خود جلب میکند و میتواند توجه بسیاری از مردان را به خود جلب کند.
هوش مصنوعی: هیچکس از راز او آگاه نشد، در حالی که در میان خاک و خون، نشانههای زیادی وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.