هست در دریا یکی حیوان گرم
نام بوقلمون و هفت اعضاش نرم
نرمی اعضای او چندان بود
کو هر آن شکلی که خواهد آن بود
هر زمان شکلی دگر نیکو کند
هرچه بیند خویش مثل او کند
چون شود حیوان بحری آشکار
او بدان صورت درآید از کنار
چون همه چون خویش بینندش ز دور
کی شوند از جنس خود هرگز نفور
او درآید لاجرم از گوشهٔ
خویش را سازد از ایشان توشهٔ
چون طلسم او نگردد آشکار
او بدین حیلت کند دایم شکار
گر دلت آگاه معنی آمدست
کار دینت ترک دنیا آمدست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ حیوانی به نام بوقلمون در دریا است که اعضای نرم و قابل تغییری دارد و میتواند به شکلهای مختلف درآید. این حیوان بهراحتی خود را با محیط و دیگر موجودات سازگار میکند و به همین دلیل از طرف آنها منفور نمیشود. او با این ترفندها میتواند همیشه در محیط خود بماند و شکار کند. مضمون اصلی این شعر به معنای آگاهی از خود و ترک دنیا در راستای دین اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در دریا حیوانی وجود دارد که به آن بوقلمون میگویند و هفت عضو آن نرم و لطیف هستند.
هوش مصنوعی: نرمی اجزای او به قدری است که هر شکلی که بخواهد، میتواند به خود بگیرد.
هوش مصنوعی: هر لحظه که چیزی زیبا و دلنواز ببیند، سعی میکند خود را همانند آن بسازد و به نوعی از آن الگو بگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی حیوانی به دریا وارد میشود، به صورت خاص و متفاوتی از کنار ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: وقتی همه افراد او را از دور ببینند و خود را مانند او ببینند، هرگز نمیتوانند از نوع خود فاصله بگیرند و از او بیزار شوند.
هوش مصنوعی: او به ناچار از گوشهٔ خود بیرون میآید و از آنها بهرهبرداری میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که طلسم او نمایان نشود، او به این ترفند همواره در جستجوی شکار خود خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر دلت به حقیقت پی برده باشد، میفهمی که وظیفهات در دین این است که از دنیا دل بکنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.