فردوسی
»
شاهنامه
»
داستان دوازده رخ
»
بخش ۲۷ - رخ هفتم: نبرد هجیر با سپهرم، کشتن او به تیغ و بستن پیکرش بر زین
برون تاخت هفتم ز گردان هجیر
یکی نامداری سواری هژیر
سپهرم ز خویشان افراسیاب
یکی نامور بود با جاه و آب
ابا پور گودرز رزم آزمود
که چون او به لشکر سواری نبود
برفتند هر دو به جای نبرد
برآمد ز آوردگه تیره گرد
به شمشیر هر دو برآویختند
همی زآهن آتش فروریختند
هجیر دلاور به کردار شیر
به روی سپهرم درآمد دلیر
به نام جهانآفرین کردگار
به بخت جهاندار با شهریار
یکی تیغ زد بر سر و ترگ اوی
که آمد هم اندر زمان مرگ اوی
درافتاد ز اسبش هم آنگه نگون
به زاری و خواری دهن پر ز خون
فرود آمد از باره فرخ هجیر
مر او را ببست از بر زین چو شیر
نشست از بر اسب و آن اسب اوی
گرفته عنان و درآورده روی
برآمد به بالا و کرد آفرین
بر آن اختر نیک و فرخ زمین
همی زور و بخت از جهاندار دید
وز آن گردش بخت بیدار دید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هجیر سپهرم افراسیاب گودرز
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، نبردی میان هجیر و سپهرم رخ میدهد. هجیر، دلاوری شجاع و نیرومند است که به مبارزه با سپهرم، وابسته به خانواده افراسیاب میپردازد. آنها پس از ورود به میدان جنگ، نبردی سخت و آتشین را آغاز میکنند. هجیر با شجاعت به سپهرم حمله میکند و ضربهای بر سر او میزند که باعث شکست و سقوط سپهرم از اسبش میشود. در این لحظه، سپهرم به شدت مجروح و در حال زاری است. هجیر پس از پیروزی خود بر سپهرم، از اسبش پایین میآید و به این پیروزی خود افتخار میکند و بخت و اقبال خود را مورد ستایش قرار میدهد.
هوش مصنوعی: هجیر، یکی از شخصیتهای داستان، به همراه سپاهیانش به پیش میآید و سوار بر مرکب، به میدان جنگ میآید.
هوش مصنوعی: سپهرم یکی از بستگان افراسیاب (دشمن ایرانیان) بود که به خاطر مقام و شرفش شناخته شده و معروف بود.
هوش مصنوعی: پور گودرز (پسری از گودرز) به میدان جنگ رفت و مبارزهای را آغاز کرد، چرا که هیچ کس مانند او در سپاه وجود نداشت که سواری و مهارت رزم را داشته باشد.
هوش مصنوعی: هر دو به میدان نبرد رفتند و در نتیجه، ابرهای تیره و غم انگیز بر فراز کارزار جمع شدند.
هوش مصنوعی: هر دو با شمشیر به نبرد پرداختند و در نتیجهٔ ضرباتشان، جرقههای آتش از آهنها پرتاب شد.
هوش مصنوعی: هجیر، پهلوان شجاع مثل شیر، با جسارت و قدرت به سوی سپهرم حملهور شد.
هوش مصنوعی: هجیر دلاور با نام خداوند جهان هستی و خالق، به یاری بخت و سرنوشت، به سوی پادشاه کشور حمله کرد.
هوش مصنوعی: یک نفر، شمشیری بر سر (سپهرم) فرود آورد و او به زودی در زمان مرگش بر زمین افتاد.
هوش مصنوعی: هجیر از روی اسبش به زمین افتاد و در حالتی زار و خوار، دهانش پر از خون بود.
هوش مصنوعی: فرود، فرخ هجیر را از زین اسب به پایین آورد و او را مانند شیری محکم بر زمین بست.
هوش مصنوعی: از روی اسب پیاده شد و آن اسب هم reins (مهار) را گرفت و سرش را به سمت دیگری برگرداند.
هوش مصنوعی: او (هجیر) به خدا شکر و سپاس گفت و به ستایش آن ستاره نیک و خوشیمن برخاست که زمین را خوشبخت کرده است.
هوش مصنوعی: او (هجیر) قدرت و شانس خود را از پادشاه جهان (خدا) مشاهده کرد و از آن تغییر و دگرگونی سرنوشت، آگاه شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.