بخش ۳۷ - پندهای نخستین بزرجمهر در انجمن
چو نان خورده شد جام میخواستند
به می جان روشن بیاراستند
بدانندگان شاه بیدار گفت
که دانش گشاده کنید از نهفت
هران کس که دارد به دل دانشی
بگوید مرا زو بود رامشی
ازیشان هران کس که دانا بدند
بگفتن دلیر و توانا بدند
زبان برگشادند برشهریار
کجا بود داننده را خواستار
چو بوزرجمهر آن سخنها شنید
بدانش نگه کردن شاه دید
یکی آفرین کرد و بر پای خاست
چنین گفت کای داور داد و راست
زمین بنده تاج وتخت تو باد
فلک روشن از روی و بخت تو باد
گر ای دون که فرمان دهی بنده را
که بگشاید از بند گوینده را
بگویم و گر چند بیمایهام
بدانش در از کمترین پایهام
نکوهش نباشد که دانا زبان
گشاده کند نزد نوشینروان
نگه کرد کسری بداننده گفت
که دانش چرا باید اندر نهفت
جوان برزبان پادشاهی نمود
ز گفتار او روشنایی فزود
بدو گفت روشن روان آنکسی
که کوتاه گوید به معنی بسی
کسی را که مغزش بود پرشتاب
فراوان سخن باشد و دیر یاب
چو گفتار بیهوده بسیار گشت
سخن گوی در مردمی خوارگشت
هنرجوی و تیمار بیشی مخور
که گیتی سپنجست و ما بر گذر
همه روشنیهای تو راستیست
ز تاری وکژی بباید گریست
دل هرکسی بندهٔ آرزوست
وزو هر یکی را دگرگونه خوست
سر راستی دانش ایزدست
چو دانستیش زو نترسی بدست
خردمند ودانا و روشن روان
تنش زین جهانست وجان زان جهان
هران کس که در کار پیشی کند
همه رای وآهنگ بیشی کند
بنایافت رنجه مکن خویشتن
که تیمارجان باشد و رنج تن
ز نیرو بود مرد را راستی
ز سستی دروغ آید وکاستی
ز دانش چوجان تو را مایه نیست
به از خامشی هیچ پیرایه نیست
چو بردانش خویش مهرآوری
خرد را ز تو بگسلد داوری
توانگر بود هر کرا آز نیست
خنک بنده کش آز انباز نیست
مدارا خرد را برادر بود
خرد بر سر جان چو افسر بود
چو دانا تو را دشمن جان بود
به از دوست مردی که نادان بود
توانگر شد آنکس که خشنود گشت
بدو آز و تیمار او سود گشت
بآموختن گر فروتر شوی
سخن را ز دانندگان بشنوی
به گفتار گرخیره شد رای مرد
نگردد کسی خیره همتای مرد
هران کس که دانش فرامش کند
زبان را به گفتار خامش کند
چوداری به دست اندرون خواسته
زر و سیم و اسبان آراسته
هزینه چنان کن که بایدت کرد
نشاید گشاد و نباید فشرد
خردمند کز دشمنان دور گشت
تن دشمن او را چو مزدور گشت
چو داد تن خویشتن داد مرد
چنان دان که پیروز شد در نبرد
مگو آن سخن کاندرو سود نیست
کزان آتشت بهره جز دود نیست
میندیش ازان کان نشاید بدن
نداند کس آهن به آب آژدن
فروتن بود شه که دانا بود
به دانش بزرگ و توانا بود
هر آنکس که او کردهٔ کردگار
بداند گذشت از بد روزگار
پرستیدن داور افزون کند
ز دل کاوش دیو بیرون کند
بپرهیزد از هرچ ناکردنیست
نیازارد آن را که نازردنیست
به یزدان گراییم فرجام کار
که روزی ده اویست و پروردگار
ازان خوب گفتار بوزرجمهر
حکیمان همه تازه کردند چهر
یکی انجمن ماند اندر شگفت
که مرد جوان آن بزرگی گرفت
جهاندار کسری درو خیره ماند
سرافراز روزی دهان را بخواند
بفرمود تا نام او سر کنند
بدانگه که آغاز دفتر کنند
میان مهان بخت بوزرجمهر
چو خورشید تابنده شد بر سپهر
ز پیش شهنشاه برخاستند
برو آفرینی نو آراستند
بپرسش گرفتند زو آنچ گفت
که مغز ودلش باخرد بود جفت
زبان تیز بگشاد مرد جوان
که پاکیزه دل بود و روشنروان
چنین گفت کز خسرو دادگر
نپیچید باید به اندیشه سر
کجا چون شبانست ما گوسفند
و گر ما زمین او سپهر بلند
نشاید گذشتن ز پیمان اوی
نه پیچیدن از رای و فرمان اوی
بشادیش باید که باشیم شاد
چو داد زمانه بخواهیم داد
هنرهاش گسترده اندرجهان
همه راز او داشتن درنهان
مشو با گرامیش کردن دلیر
کزآتش بترسد دل نره شیر
اگر کوه فرمانش دارد سبک
دلش خیره خوانیم و مغزش تنک
همه بد ز شاهست و نیکی زشاه
کزو بند و چاهست و هم تاج و گاه
سرتاجور فر یزدان بود
خردمند ازو شاد وخندان بود
ازآهرمنست آن کزو شاد نیست
دل و مغزش از دانش آباد نیست
شنیدند گفتار مرد جوان
فروبست فرتوت را زو زبان
پراگنده گشتند زان انجمن
پر از آفرین روز و شبشان دهن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
انوشیروان اهریمن (اشاره)
هوش مصنوعی: در این بخش از شاهنامه، بوزرجمهر به کسری، پادشاه، توصیههایی میکند که نشاندهنده اهمیت دانش و خرد در زندگی است. او معتقد است که کسی که دانش دارد، باید آن را بیان کند و در برابر نادانی، خاموشی بهتر است. بوزرجمهر به جوانان میآموزد که پیشی گرفتن در دانایی و خردورزی برایشان مفیدتر است و کسی که به علم و دانش پرورش یابد، همیشه پیروز خواهد بود. او همچنین بر ضرورت صداقت و انصاف در رفتار تأکید دارد و هشدار میدهد که در برابر قدرت پادشاهی، نباید فراموش کرد که او باید منبع خیر و امید باشد. این کلامهای حکیمانه باعث شگفتی و تحسین حاضرین در انجمن میشود و بوزرجمهر مورد ستایش قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: چون نان خورده شد، خواستند شراب بنوشند و با شراب، جانها را شاداب کردند.
هوش مصنوعی: شاه به آگاهان و دانایان گفت که دانش و علم را از پنهانکاری بیرون بیاورید و به روشنایی برسانید.
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش دانش و آگاهی دارد، میتواند به من بگوید و از او خوشنود و راضی خواهم بود.
هوش مصنوعی: هر کسی که دانا و با فهم بود، در سخن گفتن قوی و شجاع بود.
هوش مصنوعی: همهٔ کسانی که دانا و آگاه بودند، زبان به سخن گشودند و خواستههای خود را در حضور شاه بیان کردند.
هوش مصنوعی: وقتی بوزرجمهر آن سخنان را شنید، با دانش و آگاهی خود به چهره شاه نگاه کرد و او را بررسی کرد.
هوش مصنوعی: یکی از بزرگان در آن جلسه ستایش کرد و از جایش برخاست و گفت: ای پروردگار حق و انصاف، تو را سپاس میگویم.
هوش مصنوعی: تو ای پادشاه، زمین زیر پایت و تاج و تختت متعلق به تو باشد و آسمان به خاطر نیکی و شانس تو روشن و تابناک باشد.
هوش مصنوعی: اگر تو که شخصی حقیر و متواضع هستی، به بندهای فرمان دهی که از قید و بند آزاد شود، در واقع به او قدرت و آزادی میدهی تا به سخن بیاید و خود را نشان دهد.
هوش مصنوعی: میگویم هرچند فاقد ارزش هستم و از نظر علم و دانش در پایینترین سطح قرار دارم.
هوش مصنوعی: همهجا و هر زمان، اگر دانشمندی دانشی را به زبان بیاورد و سخن بگوید، نباید نکوهش شود، حتی در حضور پادشاه نوشینروان.
هوش مصنوعی: کسری (پادشاه) به شخص آگاه (دانشور) نگاهی کرد و پرسید که چرا باید دانش خود را پنهان کند و بیان نکند.
هوش مصنوعی: جوانی با سخنانش پادشاهی کسری را روشنتر و واضحتر کرد و گفتارش باعث افزایش روشنایی و فهم در میان مردم شد.
هوش مصنوعی: او به جوان گفت: کسی که با سخن کوتاه و مختصر میگوید، به معنای بیشتری دست پیدا میکند.
هوش مصنوعی: کسی که ذهنش سریع و تند است، معمولاً بینقص و دیر به نتیجه میرسد و در سخن گفتن، خیلی حرف میزند.
هوش مصنوعی: وقتی که سخنان بیفایده و ناپسند زیاد میشود، آن گوینده در نظر مردم بیارزش و حقیر میشود.
هوش مصنوعی: در این بیت به انسان توصیه میشود که افراط در آموختن و نگرانی نداشته باشد، زیرا دنیا فانی و گذرا است و ما در حال گذر از آن هستیم.
هوش مصنوعی: تمام خوبیها و روشناییهای تو حقیقت دارد و از ظلمت و ناراستی باید گریست، زیرا اینها مانع از رسیدن به حقیقت هستند.
هوش مصنوعی: دل هر شخصی اسیر آرزوهای اوست و به همین دلیل هر کس آرزوهای متفاوتی دارد.
هوش مصنوعی: دانش واقعی از سوی خداست و کسی که این دانش را بدست آورد، از آن نترسد.
هوش مصنوعی: انسان خردمند و دانا که دارای روحی روشن است، بدنش متعلق به این جهان است ولی جانش از عالمی بالاتر و دیگر است.
هوش مصنوعی: هر کسی که در انجام کارها جلو بیفتد، همه تدبیر و نقشهاش بر اساس پیشی گرفتن و سبقت جستن خواهد بود.
هوش مصنوعی: به شخصیتها و کارهای دیگران آسیبی نرسان، زیرا نگهداری از جان و سلامتی خود اهمیت دارد و رنج بدنی به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: راستی و صداقت از نیرومندی و استقامت انسان ناشی میشود، در حالی که عدم قوت و سستی باعث میشود که دروغ و کاستی به وجود آید.
هوش مصنوعی: اگر تو از دانش و آگاهی بیبهرهای، بهتر است که ساکت بمانی، زیرا خاموش بودن از بیخودی و نادانی بهتر است.
هوش مصنوعی: اگر دانش و علم را به خود نگیری و به صداقت و حکمت روی نیاوری، داوری و قضاوت تو دیگر به وجود نمیآید و قطعاً از تو جدا میشود.
هوش مصنوعی: مال و ثروت برای هر کسی که آز و طمع نداشته باشد، وجود دارد. خوشا به حال بندهای که با حرص و آز و طمع دوست نیست.
هوش مصنوعی: مدارا و ملایمت با دیگران برادر خرد و دانش است؛ یعنی، برخورد ملایم و فهمیده، نشاندهندهٔ wisdom و آگاهی است. همچنین خرد و دانش به اندازهٔ یک تاج بر سر جان ارزشمند است.
هوش مصنوعی: اگر کسی که با تو دشمنی میکند، دانا و خردمند باشد، داشتن چنین دشمنی بهتر از دوستی با مردی نادان است.
هوش مصنوعی: آن کسی که خوشنود و راضی باشد، ثروتمند و موفق میشود و از آز و مشکلات زندگی بهرهمند میگردد.
هوش مصنوعی: اگر در یادگیری و یاد گرفتن علم و دانش تواضع کنی و از دانشمندان سخن بشنوی، به لایههای بالاتری از علم میرسی.
هوش مصنوعی: اگر سخن بهطور نادرست بیان شود و مردی از درک آن عاجز بماند، هیچکس نمیتواند بر اساس او تسلطی بر کارهای بزرگ و عزم نیروهای او داشته باشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که دانش و آگاهی را فراموش کند، با حرفهای نادان و بیپایهاش، زبانش را در گفتار بیمحتوا مشغول میکند.
هوش مصنوعی: هر کس که به نیت جمعآوری زر، نقره و اسبهای زیبا به کار و تلاش افتاده، دچار وسوسه و آرزوی دلخواه خود شده است.
هوش مصنوعی: هزینهکرد را به اندازهای انجام بده که شایسته است؛ نه اینکه excessively زیاد خرج کنی و نه اینکه کم خرج کنی و کمکاری کنی.
هوش مصنوعی: شخص خردمند، که از شر دشمنان دور شده، حالا دشمنش مانند یک مزدور خدمتکار به او در آمده است.
هوش مصنوعی: وقتی که انسان جان خود را به دیگران میدهد و فدای او میشود، بدان که در میدان نبرد پیروز خواهد شد.
هوش مصنوعی: سخنی را نگو که از آن هیچ سودی نیست، زیرا از آن آتش فقط دود به دست میآید و هیچگونه فایدهای نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: به این فکر نباش که کسی نمیداند بدن نمیتواند به آب آهن بزند، چرا که این کار نشدنی است.
هوش مصنوعی: شاه، فروتن و متواضع بود و به علم و دانش بزرگ و به مهارت و توانایی خود آگاهی داشت.
هوش مصنوعی: هر کسی که بداند همهچیز از خداوند است، به خوبی درمییابد که روزهای بد و سخت نیز میگذرد.
هوش مصنوعی: پرستش و ستایش خداوند، محبت و روحیه انسان را افزایش میدهد و نگرانیهای درونی را از او دور میسازد.
هوش مصنوعی: کسی که از کار ناپسند دوری کند، به دیگری آزار نمیزند، زیرا کسی را که نمیخواهد آسیب ببیند، آزار نمیدهد.
هوش مصنوعی: به خداوند روی آوریم، زیرا در نهایت کار ما به او مربوط میشود و او روزیدهنده و پرورشدهنده است.
هوش مصنوعی: همه حکیمان و اندیشمندان از سخنان خوب و حکیمانه بوزرجمهر، چهره و حالت جدیدی به خود گرفتند و تحت تأثیر آن قرار گرفتند.
هوش مصنوعی: همه در آن مجلس حیران مانده بودند که چگونه آن مرد جوان توانسته است به مقام و بزرگی برسد.
هوش مصنوعی: کسری، پادشاه، در این مجلس متعجب و حیران مانده است و روزی به آن بزرگی که در مجلس حضور دارد، احترام گذاشته و او را به نام میخواند.
هوش مصنوعی: کسری دستور داد تا نام بوزرجمهر را بنویسند تا از همین لحظه، کارهای او را ثبت و یادداشت کنند.
هوش مصنوعی: بوزرجمهر در میان بزرگان و مقامداران مانند خورشید است که در آسمان میدرخشد و نورش بر همه میتابد.
هوش مصنوعی: دربار شاه، به احترام و برای ستایش او، تنی چند به پا خاستند و با سخنان تازه و زیبا او را مورد تحسین قرار دادند.
هوش مصنوعی: از او (بزرجمهر) پرسش کردند دربارهٔ آنچه گفت، زیرا عقل و دلش با هم هماهنگ و خردمند بود.
هوش مصنوعی: مرد جوانی که دل پاک و روح روشنی داشت، زبانش را به سرعت باز کرد و شروع به صحبت کرد.
هوش مصنوعی: او (مرد جوان) گفت که از خسرو دادگر نباید به تردید افتاد و باید به فکر تصمیمگیری بود.
هوش مصنوعی: ما مانند گلهای هستیم که شبان (حاکم) دارد و اگر ما بر زمین باشیم، او همانند آسمان بلندی است که ما زیر سایهاش هستیم.
هوش مصنوعی: نباید از پیمان او (کسری) گذشت و همچنین نباید از تدبیر و فرمان او منحرف شد.
هوش مصنوعی: باید خوشحال باشیم و شاد باشیم، چرا که اگر زمانه به ما برکت و نعمت دهد، ما نیز باید عدالت و حق را طلب کنیم.
هوش مصنوعی: هنرهای او در سرتاسر جهان مشهور است و همه چیزهای پنهان او را در دل خود دارند.
هوش مصنوعی: با بزرگداشت و احترام به دلیران و نامآوران، دل خود را نترسان، زیرا دل شیر نر هم از آتش میترسد.
هوش مصنوعی: اگر کوه هم از او اطاعت کند، باید دانست که دل او ضعیف و بیقرار است و عقلش کم و ناتوان بوده است.
هوش مصنوعی: همهٔ بدیها به خاطر شاه است و نیکوییها از سوی اوست، چرا که اوست که سبب بند (قید) و چاه (مقعری) و همچنین تاج و مقام است.
هوش مصنوعی: سرتاج او فرزانه و از نظر خداوندی محترم بود و مردم از وجودش شاد و خوشحال بودند.
هوش مصنوعی: آن کسی که دلش شاد نیست و هوش و عقلش از دانش پر نیست، از روح پلید اهریمن ناشی میشود.
هوش مصنوعی: مرد جوان سخنانی را شنید که شخص پیر (فرتوت) به زبان آورد و از آن به خاطر سن و سال او، کارش را متوقف کرد.
هوش مصنوعی: از آن انجمن، مردم به شدت پراکنده شدند و زبان به ستایش و تمجید از او گشودند، بهگونهای که روز و شب به این کار مشغول بودند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.