بخش ۳۸ - نشست دوم: پرسشها درباره قضا و قدر و اخلاق
دگر هفته روشن دل شهریار
همیبود داننده را خواستار
دل از کار گیتی به یکسو کشید
کجا خواست گفتار دانا شنید
کسی کو سرافراز درگاه بود
به دانندگی درخور شاه بود
برفتند گویندگان سخن
جوان و جهاندیده مرد کهن
سرافراز بوزرجمهرجوان
بشد باحکیمان روشنروان
حکیمان داننده و هوشمند
رسیدند نزدیک تخت بلند
نهادند رخ سوی بوزرجمهر
که کسری همی زو برافروخت چهر
ازیشان یکی بود فرزانهتر
بپرسید ازو از قضا و قدر
که انجام و فرجام چونین سخن
چه گونهاست و این برچه آید ببن
چنین داد پاسخ که جوینده مرد
دوان وشب و روز با کار کرد
بود راه روزی برو تارو تنگ
بجوی اندرون آب او با درنگ
یکی بی هنر خفته بر تخت بخت
همی گل فشاند برو بر درخت
چنینست رسم قضا و قدر
ز بخشش نیابی به کوشش گذر
جهاندار دانا و پروردگار
چنین آفرید اختر روزگار
دگرگفت کان چیز کافزون ترست
کدامست و بیشی که را در خورست
چنین گفت کان کس که داننده تر
به نیکی کرا دانش آید ببر
دگرگفت کز ما چه نیکوترست
ز گیتی کرانیکویی درخورست
چنین داد پاسخ که آهستگی
کریمی وخوبی وشایستگی
فزونتر بکردن سرخویش پست
ببخشد نه از بهر پاداش دست
بکوشد بجوید بگرد جهان
خرامد به هنگام با همرهان
دگر گفت کاندر خردمند مرد
هنرچیست هنگام ننگ و نبرد
چنین گفت کان کس که آهوی خویش
ببیند بگرداند آیین وکیش
بپرسید دیگر که در زیستن
چه سازی که کمتر بود رنج تن
چنین داد پاسخ که گر با خرد
دلش بردبارست رامش برد
بداد وستد در کند راستی
ببندد در کژی و کاستی
ببخشد گنه چون شود کامکار
نباشد سرش تیز و نا بردبار
بپرسید دیگر که از انجمن
نگهبان کدامست برخویشتن
چنین گفت کان کو پس آرزوی
نرفت از کریمی وز نیک خوی
دگر کو بسستی نشد پیش کار
چو دید او فزونی بدروزگار
دگرگفت کزبخشش نیکخوی
کدامست نیکوتر از هر دو سوی
کجا در دو گیتیش بارآورد
بسالی دو بارش بهارآورد
چنین گفت کان کس که با خواسته
ببخشش کند جانش آراسته
وگر بر ستاننده آرد سپاس
ز بخشنده بازارگانی شناس
دگر گفت کز مرد پیرایه چیست
وزان نیکوییها گرانمایه چیست
چنین داد پاسخ که بخشنده مرد
کجا نیکویی با سزاوار کرد
ببالد به کردار سرو بلند
چو بالید هرگز نباشد نژند
وگر ناسزا را بسایی به مشک
نبوید نروید گل از خار خشک
سخن پرسی از گنگ گر مرد کر
به بار آید ورای ناید ببر
یکی گفت کاندر سرای سپنج
نباشد خردمند بیدرد و رنج
چه سازیم تا نام نیک آوریم
درآغاز فرجام نیک آوریم
بدو گفت شو دور باش از گناه
جهان را همه چون تن خویش خواه
هران چیزکانت نیاید پسند
تن دوست و دشمن دران برمبند
دگرگفت کوشش ز اندازه بیش
چه گویی کزین دوکدامست پیش
چنین داد پاسخ که اندر خرد
جز اندیشه چیزی نه اندر خورد
بکوشی چو در پیش کار آیدت
چوخواهی که رنجی به بار آیدت
سزای ستایش دگر گفت کیست
اگر برنکوهیده باید گریست
چنین گفت کان کو به یزدان پاک
فزون دارد امید و هم بیم و باک
دگر گفت کای مرد روشنخرد
ز گردون چه بر سر همیبگذرد
کدامست خوشتر مرا روزگار
ازین برشده چرخ ناپایدار
سخن گوی پاسخ چنین داد باز
که هرکس که گشت ایمن و بینیاز
به خوبی زمانه ورا داد داد
سزد گر نگیری جز از داد یاد
بپرسید دیگر که دانش کدام
به گیتی که باشیم زو شادکام
چنین گفت کان کو بود بردبار
به نزدیک اومرد بیشرم خوار
دگر گفت کان کو نجوید گزند
ز خوها کدامش بود سودمند
بگفت آنک مغزش نجوشد زخشم
بخوابد بخشم از گنهکار چشم
دگر گفت کان چیست ای هوشمند
که آید خردمند را آن پسند
چنین گفت کان کو بود پر خرد
ندارد غم آن کزو بگذرد
وگر ارجمندی سپارد به خاک
نبندد دل اندر غم و درد پاک
دگر کو ز نادیدنیها امید
چنان بگسلد دل چو از باد بید
دگر گفت بد چیست بر پادشای
کزو تیره گردد دل پارسای
چنین داد پاسخ که بر شهریار
خردمند گوید که آهو چهار
یکی آنک ترسد ز دشمن به جنگ
و دیگر که دارد دل از بخش تنگ
دگر آنک رای خردمند مرد
به یک سو نهد روز ننگ و نبرد
چهارم که باشد سرش پرشتاب
نجوید به کار اندر آرام و خواب
بپرسید دیگر که بی عیب کیست
نکوهیدن آزادگان را بچیست
چنین گفت کین را ببخشیم راست
که جان وخرد درسخن پادشاست
گرانمایگان را فسون و دروغ
به کژی و بیداد جستن فروغ
میانه بو د مرد کنداوری
نکوهشگر و سر پر از داوری
منش پستی وکام برپادشا
به بیهوده خستن دل پارسا
زبان راندن و دیده بیآب شرم
گزیدن خروش اندر آواز نرم
خردمند مردم که دارد روا
خرد دور کردن ز بهر هوا
بپرسید دیگر یکی هوشمند
که اندرجهان چیست آن بیگزند
چنین داد پاسخ او کز نخست
درپاک یزدان بدانست وجست
کزویت سپاس و بدویت پناه
خداوند روز و شب و هور و ماه
دل خویش راآشکار و نهان
سپردن به فرمان شاه جهان
تن خویشتن پروریدن به ناز
برو سخت بستن در رنج وآز
نگه داشتن مردم خویش را
گسستن تن از رنج درویش را
سپردن به فرهنگ فرزند خرد
که گیتی بنادان نشاید سپرد
چوفرمان پذیرنده باشد پسر
نوازنده باید که باشد پدر
بپرسید دیگر که فرزند راست
به نزد پدر جایگاهش کجاست
چنین داد پاسخ که نزد پدر
گرامی چوجانست فرخ پسر
پس ازمرگ نامش بماند به جای
ازیرا پسرخواندش رهنمای
بپرسید دیگر که ازخواسته
که دانی که دارد دل آراسته
چنین داد پاسخ که مردم به چیز
گرامیست وز چیز خوارست نیز
نخست آنکه یابی بدو آرزوی
ز هستیش پیدا کنی نیکخوی
وگر چون بباید نیاری به کار
همان سنگ وهم گوهر شاهوار
دگر گفت با تاج و نام بلند
کرا خوانی از خسروان سودمند
چنین داد پاسخ کزان شهریار
که ایمن بود مرد پرهیزکار
وز آواز او بدهراسان بود
زمین زیر تختش تن آسان بود
دگر گفت مردم توانگر بچیست
به گیتی پر از رنج و درویش کیست
چنین گفت آنکس که هستش بسند
ببخش خداوند چرخ بلند
کسی را کجا بخت انباز نیست
بدی در جهان بتر از آز نیست
ازو نامداران فروماندند
همه همزبان آفرین خواندند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
انوشیروان
هوش مصنوعی: در این بخش از شعر، کسری به پرسشهای عمیق درباره قضا و قدر و اخلاق میپردازد و حکیمان را به دربار خود فرا میخواند. حکیمان از جمله بوزرجمهر و دیگر دانایان درباره سرنوشت و دانش صحبت میکنند و به اهمیت تلاش، نیکی و خوی رفتاری درست اشاره دارند. آنها تأکید میکنند که نیکوکاران و دانایان در زندگی به آسایش و آرامش میرسند و کسانی که خوشی دیگران را در نظر میگیرند، از رنج و رنجی که به خود میدهند، دور خواهند بود. در نتیجه، زندگی در کمال خرد و نیکویی، سرچشمه خوشبختی و نام نیک در جامعه است.
هوش مصنوعی: شهریار در هفتهای دیگر، دلش روشن بود و او همواره به دنبال دانایی و خردمندی است.
هوش مصنوعی: دل از مشغلههای دنیوی رها کرد و به این سوی آمد که سخن حکمتآمیز دانا را بشنود.
هوش مصنوعی: کسی که در درگاه پادشاه مقام والایی دارد و به خاطر دانش و داناییاش شایستهی حکمرانی است.
هوش مصنوعی: گویندگان، مردان جوان و دانای کهن را ترک کردند و رفتند.
هوش مصنوعی: بوزرجمهر، جوانی سرافراز و باهوش شد و به جمع حکیمان با دانش و روشنفکر پیوست.
هوش مصنوعی: حکیمان با دانش و آگاهی، به نزد تخت بلندی که کسری بر آن نشسته بود، آمدند.
هوش مصنوعی: بوزرجمهر به سمت کسری (پادشاه) نگاه کرد، زیرا کسری به واسطهٔ او (بوزرجمهر) چهرهاش درخشان و افروخته شده بود.
هوش مصنوعی: از بین آنها یکی بسیار دانا بود و از او درباره سرنوشت و تقدیر پرسید.
هوش مصنوعی: سخن دربارهی سرنوشت و عاقبت چه شکل و چگونگی دارد، و این موضوع به چه چیزی وابسته است؟
هوش مصنوعی: پاسخ داده شده این است که فردی که جستجوگر است، باید مانند یک مرد شجاع و با انگیزه عمل کند و در طول شب و روز سخت کوشی کند.
هوش مصنوعی: کسی که در جستجوی روزی است باید به راهی برود که تنگ و تاریک است و درون آن ممکن است آب وجود داشته باشد، بنابراین باید با احتیاط و آرامش به جستوجو بپردازد.
هوش مصنوعی: شخصی بیکفایت و نالایق بر تخت بخت نشسته است و در حالیکه هیچ هنری ندارد، در زندگیاش از خوشبختی و نعمتها بهرهمند میشود، مانند گلهایی که بر درختی میرویند.
هوش مصنوعی: این چنین است قانون قضا و قدر که با بخشش و نعمت نمیتوان به تلاش و کوشش دست یافت و راهی به سوی موفقیت پیدا کرد.
هوش مصنوعی: خدای دانا و سرپرست جهان، اینگونه سرنوشت انسانها را رقم زده و ستارهها را در روزگار تعیین کرده است.
هوش مصنوعی: سوال این است که چیزهایی که از دیگران بیشتر و افزونترند، کدامند و برای چه کسانی مناسب هستند؟
هوش مصنوعی: او گفت کسی که از دیگران آگاهتر و داناتر است، در نیکی به چه کسی و برای چه کسی دانش و آگاهی میبخشد.
هوش مصنوعی: گفت که از ما چه چیزی بهتر است که در این دنیا به عنوان نیازی شایسته وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که ساکت بودن و مهربانی و نیکی، ویژگیهای خوب و شایستهای هستند.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد خود را به مقام و مرتبه بالاتری برساند، این کار را باید از سر نکوکاری و خلوص نیت انجام دهد، نه به خاطر اینکه پاداش یا منفعتی دریافت کند.
هوش مصنوعی: انسان باید تلاش کند و در جستجوی حقیقت باشد و به همراه دوستانش در هر نقطهای از دنیا قدم بگذارد.
هوش مصنوعی: او (فردوسی) میگوید: سپس فردی دیگر گفت که در نظر خردمندان، مردی که هنر دارد و در زمان ننگ و جنگ به میدان میرود، چه کسی است؟
هوش مصنوعی: او گفت که کسی که احساس ترس یا نگرانی کند، مثل آهو که در معرض خطر است، بهطور طبیعی رفتار و عادات خود را تغییر میدهد تا از خطر دوری کند.
هوش مصنوعی: پرسش دیگری مطرح شد که در زندگی چه کار کنیم تا رنج و درد جسمانی کمتر شود.
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که اگر کسی با عقل و خرد باشد و دلش آرام و بردبار، شادی و خوشی به زندگیاش میآید.
هوش مصنوعی: اگر کسی راستگویی را بپذیرد و درستی و صداقت را رعایت کند، هر نوع ایجاد اشتباه و نادرستی را کنار میگذارد و از آن دوری میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که انسان موفق و کامیاب میشود، خداوند گناهان او را میبخشد، اما اگر کسی در این موقعیت قرار نگیرد، نباید انتظار داشته باشد که سرش حاذق و باهوش باشد و صبر و بردباری نداشته باشد.
هوش مصنوعی: پرسید دیگران که در این جمع، چه کسی به خود و ویژگیهایش نظارت دارد و بر خود را تحت نظر دارد؟
هوش مصنوعی: او گفت که کسی که آرزویش برآورده نشده، از کرم و نیکی با اخلاق کسی که خود را به خوبی میشناسد، ناامید نمیشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی در زمان سختی و دشواری به کار ننشیند و تلاش نکند، وقتی که او فزونی و موفقیت را در روزگار ببیند، نمیتواند برای خویش توجیهی داشته باشد.
هوش مصنوعی: سپس گفت: از کدام بخشش نیکو که بهتر از هر دو جهت است، میتوان سخن گفت؟
هوش مصنوعی: کجا کسی که در دو گیتی (دنیا و آخرت) زندگی میکند، به اندازهای عمرش طولانی است که دو بار بهار را مشاهده کرده است.
هوش مصنوعی: کس که با خواسته و به بخشش، جانش را زیبا و آراسته میکند، چنین میگوید.
هوش مصنوعی: اگر از ستاننده (یعنی کسی که چیزی را میستاند) سپاس گزاری شود، باید با کسی که بخشش کرده (یعنی بخشنده) نیز بهخوبی آشنا باشیم و او را بشناسیم، چون رابطهٔ میان ستاندن و بخشیدن مهم است.
هوش مصنوعی: دیگری گفت که از مرد (انسان) چه نشانهای باقی مانده است و از آن خوبیها و نیکوییها چه باارزشی وجود دارد؟
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که مرد بخشنده کجا با نیکوکاری، کسی را سزاوار به این کار میداند؟
هوش مصنوعی: انسان با کردار نیک خود باید مانند سرو بلند رشد کند و هرگز نباید خشمگین و پر از اندوه باشد.
هوش مصنوعی: اگر ناسزا را با مشک هم آمیخته کنی، بوی خوب نمیدهد و از خار خشک هم گل نمیروید.
هوش مصنوعی: اگر انسانی از سخن مردم ناشنوا باشد و به جایی نرسد، باز هم در سینهاش سخن زندهای وجود ندارد و ممکن است به بیبارگی بیفتد.
هوش مصنوعی: کسی گفت در خانهٔ خوشبختی و سعادت، هیچ انسان خردمندی وجود ندارد که بدون درد و رنج باشد.
هوش مصنوعی: برای اینکه در آغاز زندگیمان نام نیکی بر جای بگذاریم و در انتها نیز سرنوشت خوبی داشته باشیم، چه کاری باید انجام دهیم؟
هوش مصنوعی: به او گفت: ای شو، از گناه دوری کن؛ زیرا همهٔ مردم مانند بدن خودشان، به دنبال نیکی و دوری از بدی هستند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که مورد پسند تو نیست، باید آن را از دوست و دشمن دور کنی و به آن وابسته نشوی.
هوش مصنوعی: سپس گفت که تلاش و کوشش باید به حد معقول و معینی باشد. چه میگویی که این دو به یک اندازه در پیش است؟
هوش مصنوعی: او در پاسخ گفت که در عقل و اندیشه، جز تفکر و تامل چیزی وجود ندارد و به چیزهای دیگر نیازی نیست.
هوش مصنوعی: هرگاه که کاری برایت پیش بیاید، تلاش کن؛ اگر میخواهی نتیجهای به دست آوری، باید متحمل زحمت شوی.
هوش مصنوعی: هرکس که شایسته ستایش باشد، سزاوار آن است که مورد تمجید قرار گیرد، اما اگر کسی مورد نکوهش قرار گیرد، باید بر او اندوهناک شد و گریه کرد.
هوش مصنوعی: او گفت که کسی که به خداوند پاک، یعنی یزدان، امید و ترس و نگرانی بیشتری دارد، باید بداند که هم امید و هم بیم او در حقیقت به خدا مربوط میشود.
هوش مصنوعی: گروهی از مردان خردمند میگویند: ای مرد با فهم و روشنفکر، بگو ببینم بر سر آسمانها چه میگذرد و چه وقایعی رخ میدهد.
هوش مصنوعی: او میپرسد کدام یک از روزگارهای خوشتر از این است که من در این چرخ ناپایدار زندگی میکنم و دچار حالتی پایدار و خوش هستم.
هوش مصنوعی: سخنگوی پاسخ داد که هرکسی که در زندگیاش احساس امنیت و بینیازی کند، در حقیقت در شرایط خوبی قرار دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به زمانه و حال خود توجه کند و درستی و خوبی آن را ببیند، سزاوار است که از سر انصاف و داد یاد بگیرد و جز به درستی رفتار نکند.
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان پرسید که چه دانشی در جهان وجود دارد که باعث شادی و خوشبختی انسانها شود.
هوش مصنوعی: گفت که هر کس بردبار و خویشتندار باشد، نزد او (کسی که بیشرم و نادان است) اهانت و حقارت میشود.
هوش مصنوعی: آن کس که به دنبال آسیب و دردسر نیست، از کردارهای نیک و پسندیدهاش بهرهمند خواهد شد.
هوش مصنوعی: کسی که شعورش تحت تأثیر رنج و غم نمیسوزد و آرامش دارد، میتواند از عذاب و گناهکاران آزاد باشد و بخوابد.
هوش مصنوعی: پس فرد دیگری سوال میکند که ای آدم باهوش، چه چیزی وجود دارد که مورد پسند خردمند باشد؟
هوش مصنوعی: کسی که خردمند و اهل دانایی است، هیچ غمی ندارد و به مشکلات و سختیها توجهی نمیکند، زیرا آنچه از دستش خارج شده یا به آن رسیده، برای او اهمیتی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی ارزش و مقامش را به خاک بسپارد، نباید دلش را به غم و درد خالص و واقعی ببندد.
هوش مصنوعی: هر کس که به چیزهای نادیدنی و ناشناخته امید ببندد، دلش به سادگی مثل بید از باد، از آن امید جدا میشود و در نتیجه، زود ناراحت و ناامید میشود.
هوش مصنوعی: سپس پرسید، «بد» چیست و مفهوم آن برای پادشاهی چیست که از آن دل مرد پارسا و نیکوکار تیره میشود؟
هوش مصنوعی: جواب این است که شهریار خردمند باید بداند که آهو (مادهشیری) چهار نوع است.
هوش مصنوعی: کسی که از دشمن در جنگ میترسد، و دیگری که دلش از بخشش و کرامت تنگ است، هر دو در عذابی دردناک به سر میبرند.
هوش مصنوعی: کسی که عقل و حکمتش او را راهنمایی میکند، در یک لحظه، روز ننگ و جنگ را کنار میگذارد و به فکر راهی بهتر میافتد.
هوش مصنوعی: انسانی که سن او به چهارمین دهه زندگی رسیده، در کارها و فعالیتهایش شتاب و عجله دارد و به دنبال آرامش و استراحت نیست.
هوش مصنوعی: در این بیت پرسش میشود که آیا شخصی بیعیب وجود دارد، و همچنین به انتقاد از آزادگان (افرادی که آزاد اندیشه و عمل دارند) پرداخته میشود و به نظر میرسد انتقاد از آنها چه کار بیمعنایی است.
هوش مصنوعی: او میگوید که ما باید این سخن را بپذیریم و ببخشیم، چرا که حقیقت این است که زندگی و خرد در کلام پادشاه است.
هوش مصنوعی: افراد باارزش و بزرگ را با حقه و دروغ فریب میدهند و به ستم و بیعدالتی دچار میکنند.
هوش مصنوعی: مردی درمیان بود که قضاوتهای او از روی انصاف بود و اسمش در دنیا به عنوان یک نکوهشگر و داور پرآوازه بود.
هوش مصنوعی: منش پستی و ناپسند کسی که بر پادشاهی حکومت میکند، باعث خستگی و ناامیدی دل پارسایان میشود.
هوش مصنوعی: زبان به سخن آوردن و چشم از شرم بینصیب بودن، صدای خود را در حالی که نرم و آرام است، بلند کردن.
هوش مصنوعی: خردمند واقعی کسی است که به درستی رفتار میکند و در پی دلبستگیهای زودگذر و هوسهای نفسانی نمیرود.
هوش مصنوعی: یک فرد فرزانه و هوشمند از دیگران میپرسد که در این دنیا چه چیزی وجود دارد که از آسیب و گزند به دور باشد.
هوش مصنوعی: او (هوشمند) پاسخ داد که از ابتدا، پاک بودن و خلوص یزدان را دانسته و جستوجو کرده است.
هوش مصنوعی: از خوبیهای تو سپاسگزاری میکنم و به بدیهای تو پناه میبرم، چرا که خداوندی وجود دارد که بر روز، شب، خورشید و ماه تسلط دارد.
هوش مصنوعی: دل خود را هم باید به نمایش بگذاری و هم به مخفی نگاه داری، و این کار را باید به دست سلطانی که جهان را اداره میکند، واگذار کنی.
هوش مصنوعی: انسان باید تن خود را با محبت و نرمش پرورش دهد، اما در عین حال باید خود را در سختیها و رنجها به چالش بکشد.
هوش مصنوعی: حفظ کردن مردم و رعایت حال آنها مهمتر از دوری از رنج و مشکلات است، حتی اگر این رنج مربوط به درویشان باشد.
هوش مصنوعی: آموزش فرهنگ به فرزند خرد (کوچک) ضروری است، زیرا نمیتوان دنیا را به نادانی سپرد و رها کرد.
هوش مصنوعی: اگر پسر فرمانبر و مطیع باشد، باید پدرش هم یک انسان خوب و مهربان باشد.
هوش مصنوعی: سوال دیگری مطرح شد که جایگاه واقعی فرزند در نزد پدر کجاست؟
هوش مصنوعی: او (پدر) پاسخ داد که نزد پدر گرامی، فرزند (پسر) مانند جان است و اهمیت زیادی دارد.
هوش مصنوعی: پس از مرگ، نام او همچنان باقی خواهد ماند، زیرا فرزندخواندهاش به عنوان راهنما و الگو شناخته میشود.
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان از کسی میپرسد که آیا میدانی چه چیزی باعث شده که دل او آباد و شاداب باشد؟
هوش مصنوعی: مردم به چیزهایی که ارزشمند و گرانبها هستند اهمیت میدهند، اما به چیزهایی که بیارزش و ناچیز هستند توجهی ندارند.
هوش مصنوعی: اگر ابتدا به آرزوی کسی نگاه کنی، از وجود او میتوانی پی ببری که او نیکوکار است یا نه.
هوش مصنوعی: اگر نتوانی به کمک کسی در کارها کمک کنی، به مانند سنگی هستی که فقط ظاهری زیبا دارد و فاقد ارزش و فایده واقعی است.
هوش مصنوعی: او (کسری نوشین روان) گفت: با تاج و نام بزرگ، چه کسی را از میان پادشاهان نیکوکار میخوانی؟
هوش مصنوعی: او در پاسخ گفت که آن پادشاه (کسری) کسی است که مرد پرهیزکاری در برابر او ایمن و در امان است.
هوش مصنوعی: آواز کسری نوشین روان موجب ترس و وحشت در دنیا شده بود، بهطوری که زمین زیر تخت او در آسایش و آرامش قرار داشت.
هوش مصنوعی: سپس او (کسری نوشینروان) پرسید که مردم توانگر (ثروتمند) چه کسانی هستند و در دنیا چه کسی در رنج و سختی به سر میبرد و درویش (فقیر) کیست.
هوش مصنوعی: آن کسی که به شدت به قضا و قدر باور دارد، میگوید: تنها خداوند بزرگ و قدرتمند میتواند سرنوشت را تغییر دهد.
هوش مصنوعی: کسی که شریک و همدمی در بخت خود ندارد، در این دنیا بدتری از حریص بودن (آز) وجود ندارد.
هوش مصنوعی: از او (کسری نوشین روان)، همهٔ نامداران و شخصیتهای برجسته ناامید شدند و در یک زبان او را تحسین کردند و از او تعریف کردند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.