بخش ۴۲ - نشست ششم: پرستش شاه و آداب درباری
دگر هفته چون هور بفراخت تاج
بیامد نشست از بر تخت عاج
ابا نامور موبدان و ردان
جهاندار و بیدار دل بخردان
همیخواست ز ایشان جهاندارشاه
همان نیز فرخ دبیر سپاه
هم از فیلسوفان وز مهتران
ز هر کشوری کار دیده سران
همان ساوه و یزدگرد دبیر
به پیش اندرون بهمن تیزویر
به بوزرجمهر آن زمان گفت شاه
که دل را بیارای و بنمای راه
زمن راستی هرچ دانی بگوی
به کژی مجو ازجهان آبروی
پرستش چگونه است فرمان من
نگه داشتن رای و پیمان من
ز گیتی چو آگه شوند این مهان
شنیده بگویند با همرهان
چنین گفت با شاه بیدار مرد
که ای برتر از گنبد لاژورد
پرستیدن شهریار زمین
نجوید خردمند جز راه دین
نباید به فرمان شاهان درنگ
نباید که باشد دل شاه تنگ
هرآنکس که برپادشا دشمنست
روانش پرستار آهرمنست
دلی کو ندارد تن شاه دوست
نباید که باشد ورا مغز و پوست
چنان دان که آرام گیتیست شاه
چونیکی کنیم او دهد دستگاه
به نیک و بد او را بود دست رس
نیازد به کین و به آزرم کس
تو مپسند فرزند را جای اوی
چوجان دار در دل همه رای اوی
به شهری که هست اندرو مهرشاه
نیابد نیاز اندران بوم راه
بدی از تو از فر او بگذرد
که بختش همه نیکویی پرورد
جهان را دل ازشاه خندان بود
که بر چهر او فر یزدان بود
چو از نعمتش بهره یابی بکوش
که داری همیشه به فرمانش گوش
به اندیشه گر سربپیچی ازوی
نبیند به نیکی تو را بخت روی
چو نزدیک دارد مشو برمنش
وگر دور گردی مشو بدکنش
پرستنده گر یابد از شاه رنج
نگه کن که با رنج نامست و گنج
نباید که سیر آید از کارکرد
همان تیز گردد ز گفتار سرد
اگر گشن شد بنده را دستگاه
به فر و به نام جهاندار شاه
گر از ده یکی باژ خواهد رواست
چنان رفت باید که او را هواست
گرامیتر آنکس بود نزد شاه
که چون گشن بیند ورا دستگاه
ز بهری که اورا سراید ز گنج
نماند که باشد بدو درد و رنج
ز یزدان بود آنک ماند سپاس
کند آفرین مرد یزدانشناس
و دیگر که اندر دلش راز شاه
بدارد نگوید به خورشید وماه
به فرمان شاه آنک سستی کند
همی از تن خویش مستی کند
نکوهیده باشد گل آن درخت
که نپراگند بار بر تاج وتخت
ز کسهای او پیش او بدمگوی
که کمتر کنی نزد او آبروی
و گر پرسدت هرچ دانی نگوی
به بسیار گفتن مبر آبروی
هرآنکس که بسیار گوید دروغ
به نزدیک شاهان نگیرد فروغ
سخن کان نه اندر خورد با خرد
بکوشد که بر پادشا نشمرد
فزونست زان دانش اندر جهان
که بشنید گوش آشکار و نهان
کسی را که شاه جهان خوار کرد
بماند همیشه روان پر ز درد
همان در جهان ارجمند آن بود
که با او لب شاه خندان بود
چو بنوازدت شاه کشی مکن
اگر چه پرستنده باشی کهن
که هرچند گردد پرستش دراز
چنان دان که هست او ز تو بینیاز
اگر با تو گردد ز چیزی دژم
به پوزش گرای و مزن هیچ دم
اگر پرورد دیگری را همان
پرستار باشد چو تو بی گمان
و گر نیستت آگهی زان گناه
برهنه دلت را ببر نزد شاه
وگر هیچ تاب اندر آری به دل
بدو روی منمای و پی برگسل
به فرش ببیند نهان تو را
دل کژ و تیره روان تو را
ازان پس نیابی تو زو نیکوی
همان گرم گفتار او نشنوی
در پادشا همچو دریا شمر
پرستنده ملاح وکشتی هنر
سخن لنگر و بادبانش خرد
به دریا خردمند چون بگذرد
همان بادبان را کند سایه دار
که هم سایهدارست و هم مایه دار
کسی کو ندارد روانش خرد
سزد گر در پادشا نسپرد
اگر پادشا کوه آتش بدی
پرستنده را زیستن خوش بدی
چو آتش گه خشم سوزان بود
چوخشنود باشد فروزان بود
ازو یک زمان شیروشهدست بهر
به دیگر زمان چون گزاینده زهر
به کردار دریا بود کارشاه
به فرمان او تابد از چرخ ماه
ز دریا یکی ریگ دارد به کف
دگر دربیابد میان صدف
جهان زنده بادا بنوشینروان
همیشه به فرمانش کیوان روان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
ساوه یزدگرد سوم اهریمن (اشاره) انوشیروان
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان، پادشاهی بزرگ و خردمند، برای برگزاری نشستی با موبدان و خردمندان به دربار فرا میخواند. او در این نشست به مشاوره درباره آداب پرستش و احترام به شاه میپردازد و از حاضران میخواهد تا در این امر راهنمایی کنند. موبد بیدار به او میگوید که خردمندان در دیانت و راستی راه میجویند و هرکس که به سلطنت و دولت احترام نگذارد، به درستی نمیرسد. در اینجا تأکید میشود که پادشاه باید بر دلها فرمانروایی کند و کسانی که برای او خدمت میکنند، باید از خودگذشتگی و صداقت داشته باشند. در نهایت، بحث به اهمیت آداب و سنن در برابر پادشاه میرسد و به این نکته اشاره میشود که سخن باید با خرد و دقت باشد تا آبروی انسان حفظ شود.
هوش مصنوعی: هفتهٔ دیگر، همچون خورشید، تاج شاهی به دوش گذاشت و بر جایگاه سلطنت که از عاج ساخته شده بود، نشسته است.
هوش مصنوعی: با نام بزرگ و شناختهشدهٔ موبدان و ردان، که در حکمرانی و آگاهی از دل خردمندان و دانایان، ژرفاندیش و هوشیار هستند.
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان، پادشاه جهان، از آن موبدان و خردمندان خواست که دبیر فرخ (خوشخبر) سپاه را نیز به او معرفی کنند.
هوش مصنوعی: از فیلسوفها و بزرگان هر کشور، سران و حکمتدانانی که در کارهای خود تجربه و دانش دارند، حضور دارند.
هوش مصنوعی: در دربار کسری، افرادی مانند ساوه و یزدگرد دبیر نیز حضور داشتند که به محضر بهمن تیزویر (یکی از شخصیتهای مهم و کاردان) آمده بودند.
هوش مصنوعی: شاه به بوزرجمهر در آن زمان گفت که دل خود را زینت کن و راه خوبی را نشان بده.
هوش مصنوعی: هر چه میدانی در مورد راستی و درستکاری، به من بگو؛ اما از نادرستی و بدی چیزی به من نگو، زیرا میخواهم آبرو و حیثیت خود را حفظ کنم.
هوش مصنوعی: پرستش به چه شکل است، این خواسته من است که نظر و پیمان من را حفظ کنید.
هوش مصنوعی: چون این آدمهای بزرگ از جهان آگاه شوند، سخنان خود را با دوستان و همراهان خود در میان میگذارند.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش شاه میپردازد و به او عنوان «بیدار مرد» و «برتر از گنبد لاژورد» را میدهد که نشاندهندهٔ مقام و موقعیت بالای اوست. گنبد لاژورد در اینجا به آسمان اشاره دارد، که نشان میدهد این شاه از آسمان و زمین برتر است.
هوش مصنوعی: خردمند تنها راه دین را برای پرستش و ستایش شهریار به شمار میآورد و به دنبال این نیست که با زمین یا خواستههای مادی او را پرستش کند.
هوش مصنوعی: باید همیشه سریعاً به فرمان شاهان عمل کرد و هرگز نباید باعث تنگی دل آنها شد.
هوش مصنوعی: هر کسی که با پادشاه دشمنی کند، روح او مانند پرستار اهریمن (نماد شر) است.
هوش مصنوعی: هر دلی که عشق به شاه ندارد، نباید نگران جسم و ظاهر او باشد؛ یعنی چنین قلبی، ارزش توجه و محبت را ندارد.
هوش مصنوعی: بدان که شاه، به مانند آرامش دنیا است؛ اگر به او نیکی کنیم، او نیز مقام و ثروت را عطا میکند.
هوش مصنوعی: مردم در نیک و بد او دسترسی دارند و نیازی به کینه و آز ن دارند، یعنی به راحتی میتوانند از او درخواست کنند و نیازی نیست که از حسادت یا دشمنی به او نزدیک شوند.
هوش مصنوعی: فرزند را به جای او نپسند، چون در دل همه، فکر و اندیشه او وجود دارد.
هوش مصنوعی: در شهری که مهرشاه در آن زندگی میکند، از آنجا هیچ نیاز و مشکلی برطرف نمیشود و راهی برای رفع نیازها وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر بدی از تو دور شود، به خاطر نیکی و فضائل توست، زیرا بخت او تنها نیکی و خوبی را پرورش داده است.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر خندههای دلنشین شاه شاد بود، زیرا رونق و زیبایی چهره او ناشی از بخشش و لطف خداوند بود.
هوش مصنوعی: هرگاه از نعمتهای او بهرهمند شوی، تلاش کن که همیشه به دستوراتش گوش بدهی.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر فکر و تدبیر خود از خدمت به او (کسری) سر بپیچی، او هرگز تو را نیکو نخواهد دید و بختت به تو روی نمیآورد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو نزدیک است، نباید به او آسیب برسانی و اگر از تو دور است، نباید بدی کنی.
هوش مصنوعی: پرستنده اگر از شاه رنج ببیند، باید بداند که با وجود رنج، نام و ثروت او نیز به خطر میافتد.
هوش مصنوعی: باید به کار و وظایف خود ادامه دهی و خود را سیر نکن؛ زیرا اگر از کار و تلاش بازنشینی، سختی و مشکلات بر تو غلبه خواهد کرد و در نتیجه، سخنان بیحوصله و بیفایده از تو صادر میشود.
هوش مصنوعی: اگر خدمتگزار در برابر شاه گرسنه شود، باید با اعتبار و نام نیک شاه، به او توجه شود و وضعیت او را در نظر بگیرند.
هوش مصنوعی: اگر از دهی کسی مالیات بخواهد، این درخواست درست و مناسب است، و باید به گونهای انجام شود که او در اجرای آن خواسته خود احساس راحتی و آرامش کند.
هوش مصنوعی: هر کسی در کنار شاه محبوبتر و عزیزتر است که در زمان گرسنگی و نیاز او را یاری کند و کمکرسان باشد.
هوش مصنوعی: از نیکی و خوبی که در دل کسی باشد، هیچ چیزی از گنج و ثروت کم نمیشود و او را در رنج و درد نمیاندازد.
هوش مصنوعی: سپاسگزاری از یزدان (خدای بزرگ) بر عهدهٔ کسی است که همواره به او ایمان دارد و به شناخت خداوند رسیده است.
هوش مصنوعی: کسی که در دلش راز پادشاه را نگهمیدارد، این راز را به کسی حتی تا خورشید و ماه هم نخواهد گفت.
هوش مصنوعی: کسی که به فرمان شاه سستی و تنبلی را بپذیرد، در واقع از خود بیخیالی و بیتوجهی نشان میدهد.
هوش مصنوعی: درختانی که گلهای آنها بار نمیدهند و میوه تولید نمیکنند، شایستهی ندامت و سرزنش هستند، چرا که نمیتوانند بر تاج و تخت پادشاهی افزوده شوند.
هوش مصنوعی: از کسانی که نزد کسری هستند، بدگویی نکن که با این کار آبرویت را نزد او کمتر میکنی.
هوش مصنوعی: اگر از تو درباره هر چیزی پرسیدند، آن را نگو و از گفتن زیاد پرهیز کن تا اعتبار و آبروی خود را حفظ کنی.
هوش مصنوعی: هر کسی که زیاد دروغ میگوید، نزد شاهان مقام و اعتبار نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: سخنی که با عقل و خرد سازگار نیست، به پادشاهان و مقامهای بزرگ ارزش نمیدهد و نباید به آن اهمیت داد.
هوش مصنوعی: دانش و آگاهی در این دنیا بسیار بیشتر از آن است که گوشهای ظاهری و پنهانی بتوانند بشنوند و درک کنند.
هوش مصنوعی: کسی که باعث شده شاه جهان تحت فشار و خوار شود، همیشه دلی پر از درد خواهد داشت و روان او گرفتار رنج خواهد بود.
هوش مصنوعی: در دنیا آنچه باارزش است، این است که لبخند شاه با او باشد و از این نزدیکی بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: نوازش و محبت شاه را بیپاسخ نگذار و به هیچ وجه خود را پایین نیاور؛ حتی اگر پرستنده و خدمتگزار او باشی، نباید خود را کوچک کنی.
هوش مصنوعی: هرچند که پرستش و احترام تو طولانی باشد، اما باید بدانی که او (شاه) از تو بینیاز است و وابسته به تو نیست.
هوش مصنوعی: اگر از چیزی با تو ناراحت یا غمگین شوم، با عذرخواهی نزد تو بیایم و هرگز در این زمان سرزنش نکنم.
هوش مصنوعی: اگر پرستار دیگری همانند تو وجود داشته باشد، بهطور قطع آن فرد نیز باید مورد پرستش قرار گیرد.
هوش مصنوعی: اگر از گناه خود آگاهی نداری، دل خالی و بیپردهات را به نزد شاه ببر تا او از آن آگاه گردد.
و اگر هیچ قهر و خشمی در دل داری به سوی او مرو و پای خود را از آنجا ببر
هوش مصنوعی: دل ناسالم و تیره حال تو را در زیر فرش (به معنای در جایی پنهان) مشاهده میکند.
هوش مصنوعی: پس از این هرگز نمیتوانی از او، یعنی کسانی که گرمگفتار و نیکوکار هستند، خوبی و محبت را ببینی و سخن دلگرمکنندهاش را نخواهی شنید.
هوش مصنوعی: پادشاه مانند دریا است و پرستندگان او به مانند ملوانان و کشتیهای ماهر هستند که در این دریا شنا میکنند.
هوش مصنوعی: سخن لنگر و بادبان، که به معنای ابزارهای کشتی است، وقتی به دریا خردمند (عاقل و دانا) میرسد، به درستی و با حکمت میگذرد. در اینجا به رابطهٔ ارتباطات درباری و پرستش اشاره دارد که در آن آداب و رسوم، مانند لنگر و بادبان، هدایتگر هستند.
هوش مصنوعی: بادبان همچون سایهای بر کشتی است که هم سایهبان است و هم وسیلهای برای حرکت کشتی.
هوش مصنوعی: کسی که عقل و فهم درستی ندارد، سزاوار است که در اختیار پادشاه نباشد و باید از او دوری کند.
هوش مصنوعی: اگر پادشاه مانند کوه آتش باشد، آن زمان، زندگی برای کسی که او را میپرستد، خوش خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر در زمان خشم پادشاه، آتش سوزان و خطرناک باشد، در زمان خوشحالی و رضایت او، همان آتش روشن و گرمکننده خواهد بود.
هوش مصنوعی: کسری نوشینروان در زمانی شجاع و دلیر است و در زمانی دیگر ممکن است به شیر و شهد (نماد قدرت و شیرینی) شبیه باشد، اما در زمان خطر و تهدید مانند زهر خطرناک و ویرانگر میشود.
هوش مصنوعی: کار شاه مانند دریا وسیع و گسترده است و به فرمان او، نور ماه از آسمان میتابد.
هوش مصنوعی: از دریا یک دانه شن در کف دریا وجود دارد و در میان صدف، چیزی دیگر پیدا میشود.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر نوشینروان (کسری اول) همیشه آباد و برقرار باشد و زندگی مردم در زیر فرمان او پایدار بماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.