بخش ۸۰ - مجموعه توقیعها و پاسخهای دادگرانه کسری
چنین بود تا گاه نوشینروان
همو بود شاه و همو پهلوان
همو بود جنگی و موبد همو
سپهبد همو بود و بخرد همو
به هرجای کارآگهان داشتی
جهان را به دستور نگذاشتی
ز بسیار و اندک ز کار جهان
بد و نیک زو کس نکردی نهان
ز کار آگهان موبدی نیکخواه
چنان بد که برخاست بر پیش گاه
که گاهی گنه بگذرانی همی
به بد نام آنکس نخوانی همی
هم این را دگر باره آویزش است
گنهکار اگر چند با پوزش است
به پاسخ چنین بود توقیع شاه
که آنکس که خستو شود بر گناه
چو بیمار زارست و ما چون پزشک
ز دارو گریزان و ریزان سرشک
به یک دارو ار او نگردد درست
زوان از پزشکی نخواهیم شست
دگر موبدی گفت انوشه بدی
به داد و دهش نیز توشه بدی
سپهدار گرگان برفت از نهفت
به بیشه درآمد زمانی بخفت
بنه برد از گیل و او برهنه
همیبازگردد ز بهر بنه
به توقیع پاسخ چنین داد باز
که هستیم ازان لشکری بینیاز
کجا پاسپانی کند بر سپاه
ز بد خویشتن را ندارد نگاه
دگر گفت انوشه بدی جاودان
نشست و خور و خواب با موبدان
یکی نامور مایهدار ایدرست
که گنجش ز گنج تو افزونترست
چنین داد پاسخ که آری رواست
که از فره پادشاهی ماست
دگر گفت کای شهریار بلند
انوشه بدی وز بدی بیگزند
اسیران رومی که آوردهاند
بسی شیرخواره درو بردهاند
به توقیع گفت آنچه هستند خرد
ز دست اسیران نباید شمرد
سوی مادرانشان فرستید باز
به دل شاد وز خواسته بینیاز
نبشتند کز روم صد مایهور
همی بازخرند خویشان به زر
اگر باز خرند گفت از هراس
به هر مایهداری یک مایه کاس
فروشید و افزون مجویید نیز
که ما بینیازیم ز ایشان بهچیز
به شمشیر خواهیم ز ایشان گهر
همان بدره و برده و سیم و زر
بگفتند کز مایهداران شهر
دو بازارگانند کز شب دو بهر
یکی را نیاید سر اندر بهخواب
از آواز مستان و چنگ و رباب
چنین داد پاسخ کزین نیست رنج
جز ایشان هرآنکس که دارند گنج
همه همچنان شاد و خرم زیند
کهآزاد باشند و بیغم زیند
نوشتند خطی کهانوشه بدی
همیشه ز تو دور دست بدی
به ایوان چنین گفت شاه یمن
که نوشینروان چون گشاید دهن
همه مردگان را کند بیش یاد
پر از غم شود زنده را جان شاد
چنین داد پاسخ که از مرده یاد
کند هرک دارد خرد با نژاد
هرآنکس که از مردگان دل بشست
نباشد ورا نیکویها درست
یکی گفت کای شاه کهتر پسر
نگردد همی گرد داد پدر
بریزد همی بر زمین بر درم
که باشد فروشندهٔ او دژم
چنین داد پاسخ که این نارواست
بهای زمین هم فروشنده راست
دگر گفت کای شاه برترمنش
که دوری ز بیغاره و سرزنش
دلی داشتی پیش ازین پر ز شرم
چرا شد برین سان بیآزرم و گرم؟
چنین داد پاسخ که دندان نبود
مکیدن جز از شیر پستان نبود
چو دندان برآمد ببالید پشت
همی گوشت جویم چو گشتم درشت
یکی گفت گیرم کنون مهتری
بهرای و بهدانش ز ما مهتری
چرا برگذشتی ز شاهنشهان؟
دو دیده بهرای تو دارد جهان
چنین داد پاسخ که ما را خرد
ز دیدار ایشان همیبگذرد
هش و دانش و رای دستور ماست
زمین گنج و اندیشه گنجور ماست
دگر گفت بازِ تو ای شهریار
عقابی گرفتهست روز شکار
چنین گفت کاو را بکوبید پشت
که با مهتر خود چرا شد درشت
بیاویز پایش ز دار بلند
بدان تا بدو بازگردد گزند
که از کهتران نیز در کارزار
فزونی نجویند با شهریار
دگر نامداری ز کارآگهان
چنین گفت کای شهریار جهان
به شبگیر برزین بشد با سپاه
ستارهشناسی بیامد ز راه
چنین گفت کای مرد گردنفراز
چنین لشکری گشن وزین گونه ساز
چو برگاشت او پشت بر شهریار
نبیند کس او را بدین روزگار
بهتوقیع گفت آنک گردان سپهر
گشادهست با رای او چهر و مهر
به برزین سالار و گنج و سپاه
نگردد تباه اختر هور و ماه
دگر موبدی گفت کز شهریار
چنین بود پیمان به یک روزگار
که مردی گزینند فرخ نژاد
که در پادشاهی بگردد بهداد
رساند بدین بارگاه آگهی
ز بسیار و اندک بدی گر بهی
گشسب سرافراز مردیست پیر
سزد گر بود داد را دستگیر
چنین داد پاسخ که او را ز آز
کمر بر میان است دور از نیاز
کسی را گزینید کز رنج خویش
بهپرهیز و باشدش گنج خویش
جهاندیده مردی درشت و درست
که او رای درویش سازد نخست
یکی گفت سالار خوالیگران
همینالد از شاه وز مهتران
که آن چیز کاو خود کند آرزوی
سپارد همه کاسه بر چار سوی
نبوید نیازد بدو نیز دست
بلرزد دل مرد خسروپرست
چنین داد پاسخ که از بیش خورد
مگر آرزو بازگردد به دَرد
دگر گفت هرکس نکوهش کند
شهنشاه را چون پژوهش کند
که بیلشکر گشن بیرون شود
دل دوستداران پر از خون شود
مگر دشمنی بد سگالد بدوی
بیاید به چاره بنالد بدوی
چنین داد پاسخ که داد و خرد
تن پادشا را همیپرورد
اگر دادگر چند بیکس بود
ورا پاسبان راستی بس بود
دگر گفت کای با خرد گشته جفت
به میدان خراسان سالار گفت
که گرزاسب را بازکرد او ز کار
چه گفت اندرین کار او شهریار
چنین داد پاسخ که فرمان ما
نورزید و بنهفت پیمان ما
بفرمودمش تا به ارزانیان
گشاید در گنج سود و زیان
کسی کودهش کاست باشد به کار
بپوشد همه فره شهریار
دگر گفت با هرکسی پادشا
بزرگ است و بخشنده و پارسا
پرستار دیرینه مهرک چه کرد
که روزیش اندک شد و رویزرد
چنین داد پاسخ که او شد درشت
بران کردهٔ خویش بنهاد پشت
بیامد به درگاه و بنشست مست
همیشه جز از می ندارد به دست
ز کارآگهان موبدی گفت شاه
چو راند سوی جنگ قیصر سپاه
نخواهد جز ایرانیان را به جنگ
جهان شد به ایران بر از روم تنگ
چنین داد پاسخ که آن دشمنی
به طبع است و پرخاش آهرمنی
دگر باره پرسید موبد که شاه
ز شاهان دگرگونه خواهد سپاه
کدامست وچون بایدت مرد جنگ؟
ز مردان شیرافگن تیز چنگ؟
چنین داد پاسخ که جنگی سوار
نباید که سیر آید از کارزار
همان بزمش آید همان رزمگاه
به رخشنده روز و شبان سیاه
نگردد بهنگام نیروش کم
ز بسیار و اندک نباشد دژم
دگر گفت کای شاه نوشینروان
همیشه بزی شاد و روشنروان
بدر بر یکی مرد بد از نسا
پرستنده و کاردار بسا
درم ماند بر وی سیصد هزار
به دیوان چو کردند با او شمار
بنالد همی کاین درم خورده شد
بر او مهتر و کهتر آزرده شد
چو آگاه شد زان سخن شهریار
که موبد درم خواست از کاردار
چنین گفت کز خورده منمای رنج
ببخشید چیزی مر او را ز گنج
دگر گفت جنگیسواری بخَست
بدان خستگی دیر ماند و برست
به پیش صف رومیان حمله برد
بمرد او وزو کودکان ماند خُرد
چه فرمان دهد شهریار جهان؟
ز کار چنان خرد کودک نوان؟
بفرمود کان کودکانرا چهار
ز گنج درم داد باید هزار
هرآنکس که شد کشته در کارزار
کزو خرد کودک بود یادگار
چو نامش ز دفتر بخواند دبیر
برد پیش کودک درم ناگزیر
چنین هم به سال اندرون چار بار
مبادا که باشد ازین کار خوار
دگر گفت انوشه بدی سال و ماه
به مرو اندرون پهلوان سپاه
فراوان درم گرد کرد و بخورد
پراگنده گشتند زان مرز مرد
چنین داد پاسخ که آن خواسته
که از شهر مردم کند کاسته
چرا باید از خون درویش گنج
که او شاد باشد تن و جان به رنج
ازان کس که بستد بدو بازده
ازان پس به مرو اندر آواز ده
بفرمای داری زدن بر درش
به بیداری کشور و لشکرش
ستمکاره را زنده بر دار کن
دو پایش زبر، سر نگونسار کن
بدان تا کس از پهلوانان ما
نپیچد دل و جان ز پیمان ما
دگر گفت کای شاه یزدانپرست
بدر بر بسی مردم زیردست
همیداد او را ستایش کنند
جهانآفرین را نیایش کنند
چنین داد پاسخ که یزدان سپاس
که از ما کسی نیست اندر هراس
فزون کرد باید بدیشان نگاه
اگر با گناهند و گر بیگناه
دگر گفت کای شاه با فر و هوش
جهان شد پُر آواز خنیا و نوش
توانگر و گر مردم زیردست
شب آید شود پر ز آوای مست
چنین داد پاسخ که اندر جهان
به ما شاد بادا کهان و مهان
دگر گفت کای شاه برترمنش
همی زشتگویت کند سرزنش
که چندین گزافه ببخشید گنج
ز گرد آوریدن ندیدهست رنج
چنین داد پاسخ که آن خواسته
کزو گنج ما باشد آراسته
اگر بازگیریم ز ارزانیان
همه سود فرجام گردد زیان
دگر گفت کای شهریار بلند
که هرگز مبادا به جانت گزند
جهودان و ترسا تو را دشمنند
دو رویند و با کیش آهرمنند
چنین داد پاسخ که شاه سترگ
ابی زینهاری نباشد بزرگ
دگر گفت کای نامور شهریار
ز گنج تو افزون ز سیصد هزار
درم دادهای مرد درویش را
بسی پروریده تن خویش را
چنین گفت کاین هم به فرمان ماست
به ارزانیان چیزبخشی رواست
دگر گفت کای شاه نادیده رنج
ز بخشش فراوان تهی ماند گنج
چنین داد پاسخ که دست فراخ
همی مرد را نو کند یال و شاخ
جهاندار چون گشت یزدانپرست
نیازد بهبد در جهان نیز دست
جهان تنگ دیدیم بر تنگخوی
مرا آز و زفتی نبد آرزوی
چنین گفت موبد که ای شهریار
فراخان سالار سیصد هزار
درم بستد از بلخِ بامی بهرنج
سپرده نهادند یکسر به گنج
چنین داد پاسخ که ما را درم
نباید که باشد کسی زو دژم
که رنج آید از بیشی گنج ما
نه چونین بود داد از پادشا
از آنکس که بستد بدو هم دهید
ز گنج آنچ خواهد بران سر نهید
که درد دل مردم زیردست
نخواهد جهاندار یزدانپرست
پی کاخ آباد را بر کنید
به گل بام او را توانگر کنید
شود کاخ ویران تو را هرچ بود
بماند پس از مرگ نفرین و دود
ز دیوان ما نام او بسترید
بدر بر چنو را بهکس مشمرید
دگر گفت کای شاه فرخ نژاد
بسیگیری از جم و کاوس یاد
بدان گفت تا از پس مرگ من
نگردد نهان افسر و ترگ من
دگر گفت کز بهمن سرفراز
چرا شاه ایران بپوشید راز؟
چنین داد پاسخ که او را خرد
بپیچد همی وز هوا برخورد
یکی گفت کای شاه کهتر نواز
چرا گشتی اکنون چنین دیر یاز
چنین داد پاسخ که با بخردان
همانم همان نیز با موبدان
چو آواز آهرمن آید به گوش
نماند به دل رای و با مغز هوش
بپرسید موبد ز شاه زمین
سخن راند از پادشاهی و دین
که بیدین جهان به که بیپادشا
خردمند باشد برین بر گوا
چنین داد پاسخ که گفتم همین
شنید این سخن مردم پاکدین
جهاندار بیدین جهان را ندید
مگر هر کسی دین دیگر گزید
یکی بتپرست و یکی پاکدین
یکی گفت نفرین به از آفرین
ز گفتار ویران نگردد جهان
بگو آنچ رایت بود در نهان
هرآنگه که شد تخت بیپادشا
خردمندی و دین نیارد بها
یکی گفت کای شاه خرم نهان
سخن راندی چند پیش مهان
یکی آنکه گفتی زمانه منم
بد و نیک او را بهانه منم
کسی کاو کند آفرین بر جهان
به ما بازگردد درودش نهان
چنین داد پاسخ که آری رواست
که تاج زمانه سر پادشاست
جهان را چنین شهریاران سرند
ازیرا چنین بر سران افسرند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بخش از شاهنامه، فردوسی داستان پادشاهی کسری نوشین روان و ویژگیهای او را روایت میکند. نوشین روان همزمان پادشاه، پهلوان و دادگر است و در امور مملکت دقت و انصاف به خرج میدهد. او بر این باور است که افرادی که سعی در جبران خطاهای خود دارند، باید مورد بخشش قرار گیرند. در مباحثات با موبدان و دیگر شخصیتها، او به ارزشهای دادهگوری، صداقت و پیروی از اصول اخلاقی تاکید میکند و بر میثاقهای خود در عدالت و بخشش پایبند است. در نهایت، شخصیتهای مختلف در بحثهای خود به ستایش از او و ویژگیهایش پرداخته و بر ضرورت داشتن پادشاهی عادل تاکید میکنند.
هوش مصنوعی: در زمان کسری نوشینروان، او هم پادشاه بود و هم پهلوان.
هوش مصنوعی: او همواره جنگجو و پیشوای دینی بود، همچنین فرمانده سپاه و فردی دانا و خردمند.
هوش مصنوعی: هر جا که کارشناسان و دانایان (کارآگهان) در کارها حضور داشتند، تو (کسری) جهان را به دست آنها سپردی و به کسی اجازه ندادی که خودسرانه تصمیم بگیرد.
هوش مصنوعی: نه خوب و نه بد کارهای دنیا از نظر تو پنهان نمانده و تو هم از زیاد و کم آن آگاهی داری.
هوش مصنوعی: نیکی موبد آگاه و فرزانه به قدری تاثیرگذار است که بر درگاه پادشاهی که همواره در دست عدل و انصاف است، برجسته میشود.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات ممکن است گناهی را مرتکب شوی، اما نباید به خاطر آن، نام نیک کسی را که بیگناه بوده، بد بشمارید.
هوش مصنوعی: گناهکار ممکن است بارها از خطای خود پشیمان شود و عذرخواهی کند، اما این پشیمانی او را از عذاب گناهش نجات نمیدهد.
هوش مصنوعی: پاسخ شاه چنین بود که هر کس از گناه خود پشیمان شود و در دل ناراحت باشد، مشمول بخشش و عفو قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی بیمار به شدت بیمار است، ما مانند پزشک هستیم که از داروها دوری میکند و اشک میریزد.
هوش مصنوعی: اگر به یک دارو او درمان نشود، از علم پزشکی (یعنی پزشک) انتظاری نخواهیم داشت که او را شفا دهد.
هوش مصنوعی: یکی دیگر از موبدان گفت که انوشهروان (کسری) در کارهای نیک خود به عدل و بخشش نیز دستاوردهایی داشته است.
هوش مصنوعی: سپهدار گرگان (فرمانده یا سردار گرگان) به مخفیگاهش رفت و مدتی در جنگل استراحت کرد.
هوش مصنوعی: بنه از گیل، یعنی فرزند گیل، (که اشاره به سرداری در جنگ دارد) برهنه شده به خانه برمیگردد تا دلیلی برای به دست آوردن بنه (غنیمت) بیابد.
هوش مصنوعی: کسری (پادشاه) در پاسخ به درخواستها و توقیعها میگوید که ما به این لشکر نیازی نداریم و میتوانیم خود را از آن جدا کنیم.
هوش مصنوعی: کجا میتواند کسی بر سپاه پاسبانی کند وقتی که خود از بدی و نابخردی در امان نیست؟
هوش مصنوعی: پس از آن، انوشهروان (کسری نوشین روان) گفت که جاودان (عبد و ابد) رفتار نیکو دارد و زندگیاش با موبدان (دانشمندان و وزرای بزرگ) سپری میشود، به طوری که خوراک و خوابش هم با آنان است.
هوش مصنوعی: کسی در اینجا اشاره به این موضوع دارد که شخصی در سرزمین او (ایران) وجود دارد که از نظر ثروت و دارایی بسیار معروف و معتبر است و داراییاش بیشتر از ثروت تو، کسری، است.
هوش مصنوعی: این پاسخ به این معناست که این موضوع صحیح و منطقی است و نشان میدهد که این نعمت و موفقیت از مقام و شایستگی پادشاهی ما نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: دیگر گفت: ای پادشاه بزرگ و نیکوکار، تو از بدی و زشتی دوری و در امان هستی.
هوش مصنوعی: اسیران رومی بسیاری که به سرزمین ما آوردهاند، کودکان شیرخواره نیز با خود به اسیری آوردهاند.
هوش مصنوعی: کسری به همراهانش اعلام میکند که هر چیزی که از اسیران به دست آمده، ارزش شمردن ندارد و باید اهمیتش را نادیده گرفت.
هوش مصنوعی: کسری به فرزندان اسیران دستور داد که به سمت مادرانشان برگردند تا آنها دلشاد شوند و دیگر نیازی به این خواستهها نداشته باشند.
هوش مصنوعی: به این گزارش آمده است که از روم، صد نفر ثروتمند به طور متوالی از خویشانشان طلا و نقره و ثروتهایی را برمیگردانند.
هوش مصنوعی: کسری که در اینجا به عنوان پادشاه سخن میگوید، بیان میکند که اگر خونریزی کنند (یعنی جنگ راه بیندازند) به خاطر ترس از بازرگانی است که ممکن است بر تن آسایی آنها اثر بگذارد. بنابراین، به هر بازرگان میگوید که برای حفظ مال و منافع خود، یک مقدار از کاسهاش را به دیگران بدهد.
هوش مصنوعی: فروشندگان نباید تلاش بیشتری کنند، زیرا ما از آنها بینیازیم و به چیزی از آنها نیازی نداریم.
هوش مصنوعی: با شمشیر از این مردم خواستهایم جواهراتی مانند آنچه در کیسه و غلام و همچنین نقره و طلاست.
هوش مصنوعی: گفتند که در این شهر دو بازار دارد و هر کدام از آنها شبها به دو سمت تقسیم میشوند.
هوش مصنوعی: کسی نباید در خواب برود و آرامش پیدا کند، وقتی که صدای عیش و نوش و ساز و آواز مستان (نوازندگان) به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان اینگونه پاسخ داد که رنج و درد از مهر و محبت و ثروت دیگران برای کسی نیست، بلکه مخصوص کسانی است که دارای ثروت و گنج هستند.
هوش مصنوعی: همه به شادی و خوشحالی زندگی میکنند زیرا که آزاد هستند و بدون نگرانی زندگی میکنند.
هوش مصنوعی: نوشتند نامهای که نشان میدهد، نوشینروان (کسری) همیشه از تو دور خواهد بود و هیچگاه به تو نزدیک نخواهد شد.
هوش مصنوعی: شاه یمن به ایوان گفت که نوشینروان (کسری) چه زمانی زبانش را باز خواهد کرد یا صحبت خواهد کرد.
هوش مصنوعی: به یاد مردگان نباید زیاد دلسوزی کرد، زیرا این کار باعث غم و اندوه افراد زنده میشود و زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: کسری (پادشاه ایرانی) پاسخ داد که کسی که به یاد مردگان باشد، به ویژه کسانی که اهل فکر و اندیشه هستند و از نسل خوب برخوردارند، به او در واقع نیکو نمیرسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از یاد مردگان دل بکند و نسبت به آنها بیتوجه باشد، سزاوار نیکیها و فضیلتها نیست.
هوش مصنوعی: در این بیت، شخصی به شاه میگوید که ای شاه، فرزند ناچیز (کهتر) هرگز نمیتواند به گرد پدرش بیفتد، و به نوعی بر بزرگی و مقام پدر تأکید میکند.
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد که بر زمین درم (پول) بریزد، آنگاه فروشندهٔ آن پول، دژم (بدخلق) خواهد بود.
هوش مصنوعی: کسری به او پاسخ داد که این کار نادرست است چون قیمت زمین فقط در دست فروشنده است و کسی نمیتواند آن را زیر پا بگذارد.
هوش مصنوعی: او (شخصی که با کسری صحبت میکند) بار دیگر به شاه کسری، که معروف به برترمنش است، گفت که تو باید از بیشرمی و سرزنش دوری کنی.
هوش مصنوعی: چرا قبل از این دلی پر از شرم داشتی و حالا به این شکل بیشرم و پرحرارت شدهای؟
هوش مصنوعی: او در پاسخ میگوید که برای دندان درآوردن، راهی جز مکیدن شیر پستان مادری نیست.
هوش مصنوعی: زمانی که دندانهایم رویید و قوی شدم، به دنبال گوشت میرفتم و قدرتی پیدا کردم.
هوش مصنوعی: یکی گفت: فرض کنیم حالا که به مشاوره و دلیل نیاز داریم، کسی به عنوان بزرگ و سرپرست از ما انتخاب شود که با خرد و دانش باشد.
مصرع دوم یعنی جهان به رای و نظر تو نظر و دیده دوخته است.
هوش مصنوعی: کسری نوشینروان در پاسخ گفت که عقل و خرد ما از دیدن شاهان دیگر غافل میشود و تحت تاثیرشان قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: خرد و دانش و تدبیر، راهنمای ما هستند و زمین، گنجی است که اندیشهها و افکار ما در آن ذخیره شدهاند.
هوش مصنوعی: سپس گفتند که ای پادشاه، عقابی در روز شکار گرفته شده است.
هوش مصنوعی: کسری گفت کسی را که به او پشت زدهاند، بکوبید و تنبیه کنید، چون با رییس خود (مهتر) به نرمی برخورد نکرده و تندخو شده است.
هوش مصنوعی: کسی را که در بالای دار (دار به معنای چوبهدار) آویزان کردهاند، پایش را به آن چوبه ببندید تا صدمهای به او نرسد.
هوش مصنوعی: که حتی از جوانان نیز در میدان جنگ، برتری و پیشی نگیرند بر شهریار.
هوش مصنوعی: شخصی معروف و دانا از میان کاردانان، اینگونه خطاب به شهریار جهان (کسری) سخن گفت.
هوش مصنوعی: در هنگام غروب، برزین با سپاه به سوی کسری روانه شد و ستارهشناسی از راه رسید.
هوش مصنوعی: او (ستارهشناس) به مردی بلندپرچم میگوید که چنین لشکری در حال نزدیک شدن است، و تو باید به این شکل (یعنی با احتیاط و تدبیر) آماده شوی.
هوش مصنوعی: چون او (کسری) پشت به پادشاه (نوشین روان) کرد و او را ترک گفت، کسی او را در این زمان نمیبیند.
هوش مصنوعی: در این بیت گفته شده که عامل تغییرات و نوسانات آسمان (دنیا) به تصمیم و تدبیر او (کسری) بستگی دارد و با ارادهاش، چهره و سرنوشت (افراد) تغییر میکند.
هوش مصنوعی: در دوران فرمانروایی برزین (رئیس سپاه و یکی از پیشکوتگان)، ثروت و نیروی نظامی از بین نخواهد رفت، زیرا ستارگان (از جمله هور و ماه) بر خیر و سعادت او دلالت میکنند.
هوش مصنوعی: موبدی دیگر گفت که این پیمانی که از طرف شهریار (کسری) بسته شده است، تنها برای یک دوره معین و مشخص بوده است.
هوش مصنوعی: باید مردی از میان جوانمردان و خوشنژاد را انتخاب کنند که در حکومت، با عدالت رفتار کند.
هوش مصنوعی: خبر رسانیدند به این کاخ که دربارهٔ زیاد و کم، خوبی یا بدی، آگاهی وجود دارد.
هوش مصنوعی: گشسب، مردی بزرگ و شایسته است و چون انسان با تجربهای به شمار میرود، شایسته است که در برقراری عدالت کمک کند.
هوش مصنوعی: او (گشسب) به این دلیل که از آز و طمع دور است، به دست آوردن چیزهایی که به آن نیاز ندارد، برایش کمربند (محافظ) برمیان بسته است.
هوش مصنوعی: کسی را انتخاب کنید که از زحمت خودش دوری کند و ثروت و داراییاش زیاد باشد.
هوش مصنوعی: مردی با تجربه و با ویژگیهای برجسته وجود دارد که ابتدا به فکر کمک به درویشها و نیازمندان است.
هوش مصنوعی: یک نفر گفت که رئیس خواربارفروشها از شاه و بزرگان شکایت میکند و ناراضی است.
هوش مصنوعی: هر کسی که آرزویی دارد، باید همه چیز را به آن هدف خود بسپارد و به دنبال آن برود، حتی اگر این کار او را در معرض خطر قرار دهد.
هوش مصنوعی: نیازمندی به کسی که به او علاقهمند هستی بیفایده است و اگر دل مردی که طرفدار خسرو است به لرزه درآید، نشان از درخواست و محبت اوست.
هوش مصنوعی: کسری در پاسخ میگوید که از نیکوکاری و برتری خود نمیتواند بیش از این چیزی را بپذیرد، مگر اینکه آرزوی کسی به او برگرداند و او را به آنچه خواسته است برساند.
هوش مصنوعی: کسری (شهنشاه) میگوید هر کسی که برای شاه انتقاد کند، باید ابتدا تحقیق و بررسی کند که آیا انتقادش به جاست یا نه.
هوش مصنوعی: اگر کسی بدون یاری و لشکر به میدان برود، دل دوستداران او پر از غم و خون خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر دشمانی به ستم به نزد کسی بیاید و از روی درماندگی شکایت کند، آن کس باید به او یاری دهد.
هوش مصنوعی: کسری، پادشاه، با توجه به خرد و دانایی خود، پاسخی مناسب داده است که باعث پرورش و حمایت از تن و جان او میشود.
هوش مصنوعی: اگر دادگر و راستگو چند نفر بییار و یاور بودند، وجود یک پاسبان راستین برای محافظت از او کافی بود.
هوش مصنوعی: سخن دیگری گفت، که ای فرماندهای که با خرد و اندیشه به این میدان آمدهای، سالار خراسان را نیز خطاب قرار داد.
هوش مصنوعی: نوشین روان، پادشاه کسری، در مورد کارگرزاسب (اسبی که اسبهای دیگر را میراند) صحبت میکند و از او میپرسد که در این موضوع چه نظری دارد و چه اقداماتی انجام داده است.
هوش مصنوعی: او به گرزاسب پاسخ داد که باید از فرمان ما سرپیچی نکنی و پیمان ما را بههم نزنید.
هوش مصنوعی: کسری به من گفت که به فقیران و نیازمندان کمک کند و در گنج بیندیشد که چه چیزهایی سودمند و چه چیزهایی زیانآور است.
هوش مصنوعی: کسی که در کارها و امورش از دانایی و کمال قدرت کمتری داشته باشد، همه شکوه و منزلت شهریار را تحتالشعاع قرار میدهد.
هوش مصنوعی: دوباره گفت که پادشاه، بزرگ، بخشنده و نیکوکار است و با هر کسی سخن میگوید.
هوش مصنوعی: پرستار قدیمی مهرک، به چه دلیلی روزیاش کم شده و حالا رنگش زرد و پژمرده به نظر میرسد؟
هوش مصنوعی: او (پرستار) در پاسخ گفت که با برخورد تند و خشنش، تلاشهای خود را نادیده گرفته و به دنبال کارهای دیگر رفته است.
هوش مصنوعی: مست مستی میکند و هیچ چیز دیگری جز شراب در دست ندارد و به درگاه (شاه) آمده و نشسته است.
هوش مصنوعی: موبدی که دانش و تجربه زیادی دارد به شاه میگوید که زمانی که او به سوی جنگ با قیصر (امپراتور روم) میرود، باید همهٔ سپاه را به حرکت درآورد.
هوش مصنوعی: شاه میگوید که او فقط به جنگ با ایرانیان خواهد رفت و نه با دیگران، زیرا جنگ در جهان به نفع ایران و در برابر روم است.
هوش مصنوعی: کسری، پادشاه ایران، در پاسخ به پرسش موبد میگوید که این دشمنی و نزاع طبیعی است و از طبع بد و خصال زشت اهریمن ناشی میشود.
هوش مصنوعی: موبد دوباره از شاه میپرسد که آیا او (شاه) از شاهان دیگر، ارتشی متفاوت خواهد داشت یا خیر.
هوش مصنوعی: کدام مرد جنگی وجود دارد و باید به جنگ برود؟ آیا مردانی هستند که همچون شیر با نرمی و تندی به جنگ میپردازند؟
هوش مصنوعی: کسری (دولتمرد بزرگ ایرانی) پاسخ داد که جنگجویان واقعی کسی نیستند که از میدان نبرد بگریزند یا خسته شوند.
هوش مصنوعی: کسری، در روزهای شاد و بزم خود، همچنان به یاد میدان جنگ و نبرد است، به طوری که هم در روز روشن و هم در شب تاریک، فکرش متوجه درگیریها و جنگهاست.
هوش مصنوعی: در زمان جنگ و نبرد، نیروی مردان نباید کم شود و همچنین غم و اندوه در دلها نباید باشد، چه در تعداد زیاد مردان و چه در تعداد کم.
هوش مصنوعی: شخصی به پادشاه کسری نوشینروان میگوید که ای پادشاه، همیشه خوشحال و با روحی روشن زندگی کن.
هوش مصنوعی: یکی از مردانی که به نسا (شهری در گذشته) تعلق داشت، بر کسری نوشینروان (پادشاه ایران) وارد شد و از او خواستار کار و مسئولیت بود.
هوش مصنوعی: او (کسری) در دیوان، سیصد هزار درم از آن مردی (شخص بد) را به حساب او وارد کردند و شمارش کردند.
هوش مصنوعی: مهتر و کهتر (مردم در درجات مختلف اجتماعی) از اینکه درم (پول یا ثروت) به سرقت رفته است، نگران و ناراحت شدهاند و هر دو دسته به این موضوع معترض هستند.
هوش مصنوعی: زمانی که شهریار از درخواست موبد برای دریافت مالیات یا «درم» از کاردار آگاه شد، متوجه موضوع گردید.
هوش مصنوعی: کسری (پادشاه) گفت که برای کسی که از دستش رنجی کشیده، نباید غمگین شد بلکه باید چیزی از اموال خود به او ببخشد.
بخَست: زخمی شد برَست: درگذشت
هوش مصنوعی: مردی به سوی گروه رومیان حملهور شد، اما در این نبرد به قتل رسید و تنها کودکانش باقی ماندند.
هوش مصنوعی: پادشاه جهان چه دستوری میتواند بدهد؟ آیا از این کار برای کودکان خردسال که بیسرپرست ماندهاند، چیزی برمیآید؟
هوش مصنوعی: کسری فرمان داد که باید به هر یک از کودکان چهار درهم داده شود، در مجموع مبلغی برابر با هزار درهم از گنج او.
هوش مصنوعی: هر کسی که در میدان جنگ کشته شود، نشانهای از او که نبوغ و هوش یک کودک است باقی میماند.
هوش مصنوعی: وقتی که دبیر نام آن کشتهشده را از دفتر بخواند، ناگزیر او را به نزد کودک (فرزند آن کشته) میبرد تا مطلب را به او اطلاع دهد.
هوش مصنوعی: دبیر از روی سالنامه چهار بار نام کسری را به عنوان پادشاه خواند و هشدار داد که نباید در این امر دچار ناامیدی و حقارت شد.
هوش مصنوعی: انوشیروان گفت که در سال و ماههای دیگر، در مرو، پهلوانان و سربازان جمع شدهاند.
هوش مصنوعی: انوشهروان درمهای زیادی جمعآوری کرد و بهخورد دیگران داد، بهاینترتیب مردان آن منطقه پراکنده شدند.
هوش مصنوعی: کسری نوشینروان پاسخ داد که چیزی که از شهر مردم کم کند، خواستهای نیست و نباید به آن توجه شود.
هوش مصنوعی: چرا باید از خون درویش (فقیر) برای جمعآوری ثروت استفاده کرد، در حالی که او با وجود رنجی که میبرد، شاد و خوشحال است؟
هوش مصنوعی: اگر کسی چیزی را از او بگیرد، پس آن را به او بازگردانید، و بعد از آن در مرو (شهری در ایران) این موضوع را به همه اطلاع دهید.
هوش مصنوعی: کسری دستور میدهد که درِ خانهٔ ستمکار را بزنند تا او را بیدار کنند و در این حال از او بخواهند که به فکر کشور و لشکرش باشد.
هوش مصنوعی: ستمکار را زنده به دار بیاویز و پاهایش را زیر او نگهدار، سرش را هم پایینتر بیاور.
هوش مصنوعی: بدان که هیچکس از پهلوانان ما نباید از عهد و پیمان ما سرپیچی کند و دل و جانش را نسبت به آن کم اهمیت بداند.
هوش مصنوعی: بدان تا ای شاه پرستشکنندهٔ خدای یکتا، فرزندانت و بسیاری از مردم زیر دست تو هستند.
هوش مصنوعی: او (کسری) دستور میدهد که مردم به ستایش او بپردازند و پروردگار جهان را نیایش کنند.
هوش مصنوعی: کسری (پادشاه) پاسخ داد که باید خداوند (یزدان) را شکر کرد، زیرا هیچکس از ما در ترس و اضطراب نیست.
هوش مصنوعی: باید به این افراد بیشتر توجه کرد، خواه مرتکب گناه باشند و خواه بیگناه.
هوش مصنوعی: سخنگو به شاه میگوید ای شاه با زیبایی و هوش، جهان پر از آواز موسیقی و نوشیدنی خوش شده است.
هوش مصنوعی: اگر ثروتمند باشد و یا حتی مردم فقیر و زیر دست، وقتی شب فرا برسد، سرشار از صدای شاد و خوشحال خواهند شد.
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان پاسخ داد که در این جهان، چه کهنسالان و چه بزرگزادگان، همه باید شاد باشند.
هوش مصنوعی: دیگر گفت: ای شاه بافضیلت، ممکن است که زیباییات باعث سرزنش من شود.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که برخی از افراد برای دستیابی به ثروت و گنجینهها بدون زحمت و تلاش، به بهانههای بیاساس و بیمورد بخششهایی را میطلبند. در واقع، فردوسی میگوید که کسی که عملاً زحمت جمعآوری ثروت را نکشیده، نمیتواند از آن به راحتی ببخشد.
هوش مصنوعی: کسری به درخواستهای مردم پاسخ میدهد و میگوید: خواستهای که از ما دارید، چیزی است که گنج ما را آراسته و زیبا کرده است.
هوش مصنوعی: اگر از انسانهای کمبرخوردار و نیازمند چیزی را بگیریم، در پایان، نتیجهاش برای ما زیان خواهد بود.
هوش مصنوعی: کسری، ای پادشاه بزرگ، گفت: خوف این را نداشته باش که آسیبی به جانت برسد.
هوش مصنوعی: یهودیان و مسیحیان (ترساها) دشمن تو هستند، زیرا این دو گروه دارای دو چهرهاند و با آیین شیطانی خود فکر و عمل میکنند.
هوش مصنوعی: کسری، پادشاه بزرگ، پاسخ داد که من، به خاطر عهد و پیمان، نباید عمل نادرستی را انجام دهم و از راستی دور باشم.
هوش مصنوعی: او (گفتننده) به شهریار نامآور، اشاره میکند و میگوید: ای پادشاه، گنجینهی تو بیشتر از سیصد هزار (درهم یا دینار) است.
هوش مصنوعی: تو به یک مرد درویش (فقیر) کمک کردهای و او را زیاد پرورش دادهای، در حالی که خود را به خوبی بزرگ کردهای.
هوش مصنوعی: او در اینجا میگوید که این کار (بخشیدن به درویش) نیز تحت فرمان من است و برای بخشش به کسانی که نیازمند هستند، کار درستی است.
هوش مصنوعی: کسری، پادشاه، به فکر است که ای شاه، تو با توجه به این که بخشش زیادی کردهای، دیگر نباید خزنۀ خود را خالی کنی و دچار مشکل شوی.
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان پاسخ داد که اگر دست کسی سخاوتمند باشد، او را به مقام و جایگاه جدیدی میرساند و موجب رشد او میشود.
هوش مصنوعی: چون پادشاه (کسری) یزدانپرست شد، در جهان نیز نیاز به کارهای بد ندارد.
هوش مصنوعی: دنیا را بر افرادی که تنگنظر و بدخُلق هستند، تنگ و محدود میبینم و برای من آرزویی از امور نیکو و با شکوه وجود ندارد.
هوش مصنوعی: موبدان به شهریار میگویند که ای پادشاه، سردار سیصد هزار نفرهای را فرابخوان.
هوش مصنوعی: پارسایی که در بلخ، در مکانی به نام بام، از راه زحمت و تلاش، درشتی و سختی را تحمل کرده، تمام ثروت خود را به گنج و خزانهاش سپردند.
هوش مصنوعی: او به کسانی که او را مورد سرزنش قرار داده بودند پاسخ میدهد که هیچکس نباید از ما درم (پول) بگیرد، و این کار نمیتواند صحیح باشد.
هوش مصنوعی: اگر گنج و ثروتی از فرط زیاد بودن، به ما آسیب برساند، این نشان نمیدهد که پادشاهی چنین رفتارهایی (داد و ستد) را درست دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به شما ظلم کرد و چیزی از شما گرفت، باید به او بدهید که برتر از آنچه میخواست، از سرش بیفتد و او را سرنگون کنید.
هوش مصنوعی: درد دل مردم ضعیف و زیر دست به دست جهاندار (پادشاه) یزدانپرست نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: به دنبال آبادانی کاخ، آن را به خاک و گل بسپارید و بر فراز آن، با ثروت و دارایی، زندگی کنید.
هوش مصنوعی: هر چه که از تو باقی بماند پس از مرگ، تنها نفرین و آتش و ویرانی خواهد بود.
هوش مصنوعی: از دیوان ما، نام او (کسری) را به همسایگی دوزخ (بدر) فرستادهاند، پس کسی او را به حساب نیاورد.
هوش مصنوعی: کسری (شاه فرخ نژاد) میگوید که باید به یاد و نام و نشان جم و کاوس (پادشاهان بزرگ ایرانی) افتاد و از آنها درس گرفت.
هوش مصنوعی: او به دیگران میگوید که بعد از مرگ من، تاج و نشانههای سلطنت من نباید پنهان بماند و باید همچنان در معرض دید باشد.
هوش مصنوعی: او (شخصی که در بیت پیشین صحبت کرده) گفت: چرا شاه ایران (کسری) راز بهمن (بهمن، شخصیت مهم و سرفراز) را پنهان کرده است؟
هوش مصنوعی: او (کسری) پاسخ داد که خرد (عقل) او را از درکی گیج میکند (منع میکند) و از نظر او وضعیت، بر اثر شرایط خاصی که در آن قرار دارد، پیچیده و مبهم است.
هوش مصنوعی: یک نفر گفت: ای شاه، چرا به کسانی که در مقام و رتبه از تو پایینتر هستند، اینقدر محبت میکنی و چرا اکنون تا این حد دیر به آنها توجه کردی؟
هوش مصنوعی: کسری نوشین روان پاسخ داد که من با افراد فرزانه و دانا همانند خودم هستم و همچنین با موبدان (روحانیون) نیز همینطور.
هوش مصنوعی: وقتی صدای اهریمن (نماد شر) به گوش میرسد، دیگر فکر و اندیشه خوب در دل نمیماند و عقل و هوش هم نمیتواند تصمیم درستی بگیرد.
هوش مصنوعی: موبد (زرتشتی) از شاه (کسری نوشین روان) سؤال کرد و دربارهٔ موضوعات مربوط به حکومت و دین صحبت کرد.
هوش مصنوعی: کسی که بدون دین زندگی میکند، بهتر از کسی است که بدون پادشاهی زندگی کند، زیرا در این صورت، فرد با خرد و دانایی شناخته میشود.
هوش مصنوعی: او (کسری) در پاسخ گفت که من همان چیزی را گفتم که شنیدید، این سخن را تنها مردمی پاکدین فهمیدند.
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که یک پادشاه بیدین، هیچگاه واقعیات عالم را درک نخواهد کرد، مگر اینکه هر فردی دین خاص خود را انتخاب کند. به این ترتیب، درک او از جهان محدود به دیدگاههای مختلف مردم با عقاید متفاوت خواهد بود.
هوش مصنوعی: هر کسی با اعتقادات متفاوتی به دنیا آمده، برخی بتپرست و برخی مومن به دین پاک هستند؛ یک نفر میگوید نفرین از آفرین بهتر است.
هوش مصنوعی: جهان از گفتار خراب نمیشود، پس بگو که در دل چه رازی نهفته است.
هوش مصنوعی: هرگاه که تخت پادشاهی بدون پادشاه باشد، رندی و خردمندی و دین و ایمان اهمیت و ارزشی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: یک نفر به شاه خرم (کسری نوشین روان) گفت که تو در گذشته، در حضور بزرگان و مهمانان، پنهانی سخن گفتهای.
هوش مصنوعی: یک نفر میگوید که تو خود را قضا و قدر زمانه میدانی، در حالی که من هم به خوبی و بدی او اشاره دارم و آنچه را که برایش بهانه میآوری، در حقیقت خود من هستم.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر کار نیکش در دنیا مورد ستایش قرار گیرد، درود و سلامش به پنهانی به ما بازخواهد گشت.
هوش مصنوعی: کسری پاسخ داد که بله، درست است که تاج و قدرت زمانه بر سر پادشاه است.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که دنیا را چنین پادشاهان و رهبری اداره میکنند، زیرا آنها بر سر خود تاج و افسر دارند و به مقام و منزلت خود افتخار میکنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.